درد دل

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

هرچی دوست دارید برای من در این ی برگ بنویسید ![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

هرچی دوست دارید برای من در این ی برگ بنویسید ![]()
کاشکي بودي و مي ديدي که دلم داره ميميره
کاشکي بودي و مي ديدي که بهونت و ميگيره
مي دوني عطر نفس هات چي به روز من آورده؟
مي دوني دوري دستات اشکمو باز درآورده؟
جاي انگشت هاي نازت چي بزارم توي دستم؟
کاشکي بودي و سرت رو باز مي ذاشتي روي شونم
باز مي ذاشتي و مي گفتم تويي اون همه بهونم
به خدا فرض محال که يه دم بي تو بمونم
تو شدي همه وجودم تويي رنگ آسمونم
عمريه در طلب تو سوختم و مثل کويرم
بــــــزار دوست داشته باشم ٬ بــــــــزار کنارت بمونم
دل منــــــــو تو میشکــــــونی به روم نیار که مهمونم
بــــــزار دوست داشته باشم ٬ وقتی که بارون میباره
کی ابــــــــرا رو من نبـاشم از تو چشـــــات بر میداره
بزار همون جوری که هست دل خوشیـام تمــوم نشه
میترســــــم از خـــــــدافظی بهم نگـــــــو آخــــرشه
بـــــــــزار مثه عروسکـــــــا یه گوشه تنهـــــا بشینم
فقــــط بدونـــــــم پیشمی تـــــــو رو از اون دور ببینم
من به هــــــــــوای بودنت جون میگیرم زنـــده میشم
تو بی هـــــوا میخـــــــوای بری نمیگی دیوونه میشم
بــــــــزار دوست داشته بـاشم دلــــم خـــوشه کنارتم
با این سیـــاه سردی باهــــــام به جـاش خودم بهارتم
بــــــزار دوست داشته باشم ٬ بــــــزار بگم مـــال منی
خیـــــــال کنم دوســـــــــم داری بگی که دنبــــال منی
چی میـــــدونی از دل من ٬ از این خــــــراب بی نشون
کـــــــاشکی میشد فقط یه بـــــــار بهم بگی نرو بمون
بـــــــزار که سایت بمونـــــــم سیــاه و سرد و بی صدا
تـــــــو رو خدا دیگه نگـــــــو بــــــــاید بشیم از هم جدا
جـــــــــــای تو خـــــــــــالیه ولی من پر از خیــــــــال تو
به جـــــــــون خـــــــاطراتمون تمـــــــــوم قلبم مـــال تو

منو به دست ِ من بکـُــش ، به نام ِ من، گناه کن
اگر من اشتباهتم ،هميشه اشتباه کن "

بودنم را هيچ کس باور نداشت
هيچ کس کاري به کار من نداشت
بنويسيد بعد مرگمروي سنگ
با خطوطي نرم و زيبا و قشنگ
او که خوابيده ست در اين گور سرد
بودنش را هيچ کس باور نکرد
خیال آمدنت دیشبم به سر می زد
نیامدی که ببینی دلم چه پر می زد
به خواب رفتم و نیلوفری بر آب شکفت
خیال روی تو نقشی به چشم تر می زد
شراب لعل تو می دیدم و دلم می خواست
هزار وسوسه ام چنگ در جگر می زد
زهی امید که کامی از آن دهان می جست
زهی خیال که دستی در آن کمر می زد
دریچه ای به تماشای باغ وا می شد
دلم چو مرغ گرفتار بال و پر می زد
تمام شب به خیال تو رفت و می دیدم
که پشت پرده ی اشکم سپیده سر می زد
................
.........................................
......................
...................................................
..........................................................................
.........................................

سلام
بله بله کسی خبر کسی نداره خخخخخ
من فقط میام اینجا
البته بچه های قدیم هستن توی یاهو
اما من کاریشون ندارم
چون همه جفتن



عاخا جونم براتون بگه کیا میان وبلاگ من
ی آهنگ بزارم برا وبلاگ
سلامممممممممممم
سلاممممممممممممممممممممممممم
سلام
فقط اومدم سلام بدم 

گشاده دست باش ، جاری باش ، کمک کن ( مثل رود )
باشفقت و مهربان باش ( مثل خورشید )
اگر کسی اشتباه کرد آن را بپوشان ( مثل شب )
وقتی عصبانی شدی خاموش باش ( مثل مرگ )
متواضع باش و کبر نداشته باش ( مثل خاک )
بخشش و عفو داشته باش ( مثل دریا )
خورشید هر روز یادآور این نکته است
که می شود از اعماق تاریکی دوباره طلوع کرد ...
شرطش داشتن امید است
در نوبتی دوباره دلت را مرور کن
از غـم به هر بهانه ی ممکن عبور کن
گیرم تمام راه تو مسدود شد، بگـرد
یک آسمان تازه و یک جاده جور کن
انسان ها زود پشیمان می شوند….گاه از گفته
هایشان
گاه از نگفته هایشان
اما سراغ ندارم کسی را
که از" لبخند زدن " پشیمان شده باشد!
از تـ ُ چـهـ پنهــانـ
گــاهۓ برایـم آنقـدر خواستنـۓ مۓ شوۓ
کـ شـروع مۓ کنم
بـ شمــارش تکـ تکـ ثانیـهـ
براۓ یکـ بار دیگـر رسیـدن
بـ بوۓ تنتــ ...
هميشه حرفي را بزن که بتواني بنويسي،
چيزي را بنويس که بتواني امضايش کني
و چيزي را امضا کن که بتواني پايش بايستي.
ای پریزاده و افسانه تو را گم کردم
آشنایِ من و بیگانه تو را گم کردم
عشق! ای شاهدِ آن نیمهشبِ بارانی
در همان کوچه، همان خانه تو را گم کرد
در همان لحظه، همان ثانیهی بیتابی
با همان حالِ غریبانه تو را گم کردم
دلم از پایه فرو ریخت پس از رفتنِ تو
گنجِ در خانهی ویرانه! تو را گم کردم
شانهام از غمِ بی همنفسی میلرزد
همنفس ! بر سرِ این شانه تو را گم کردم
"تا جنون فاصلهای نیست از اینجا که منم"
ای قرارِ دلِ دیوانه تو را گم کردم
آه، ای لحظهی زیبای سرودن از تو !
آه، ای گوهر دُردانه تو را گم کردم

یک نفر هست که لب وا بکند می میرم
خنده ی معجزه آسا بکند می میرم
در کنارش بخدا حس عجیبی دارم
حرف موکول به فردا بکند می میرم
جان من بسته به هر موی سیاهش شده است
تاری از زلف، هویدا بکند می میرم
دلخوشم از همه عالم به نگاهش اما
اگر این مسئله حاشا بکند میمیرم
مثل آن شعله که از بارش باران مرده
صورتم را اگر او ، ها بکند می میرم
رفتنش آخر دنیاست خودش میداند
غیر من در دل خود جا بکند میمیرم
دوست دارم همه ی عمر کنارم باشد
"كفش رفتن اگر او پا بكند ميميرم"

چشمهایت مال من، از من نگاهت را نگیر
از دل بی تاب من چشم سیاهت را نگیر
من که عمری عاشق و شیدای رویت بوده ام
زیر ابر چادر خود روی ماهت را نگیر
تیر سربازان مژگانت نشسته بر دلم
من به مردن راضیم، خیل سپاهت را نگیر
در سرم یاد تو و بر روی لب آهی بلند
از من دلسوخته این یاد و آهت را نگیر
جای پاهای تو را هر روز میبوسم بیا
هرچه را دارم بگیر و خاک راهت را نگیر
لمس چشمانت گناهی هست نا بخشودنی
امشب از من لذّت لمس گناهت را نگیر
این همه آوارگی ای نازنین کافی نبود؟
از من بی خانمان دیگر پناهت را نگیر
در فراقت گریه ها کردم، تو خندیدی ولی
دلخوشم با خنده هایت، قاه قاهت را نگیر
من به امّید دو چشم مست و شهلای توام
چشمهایم مال تو، از من نگاهت را نگیر...
مرا وقتی گرفتار خودم بودم صدا کردی
مرا از من، مرا از قیدِ من بودن رها کردی
دوباره روی ماهت محو شد در رشته های شب
تو با زیباییات این حرفها را نخ نما کردی...
نماز عشق می خواندم، امامم حضرت دل بود
کنارم بی تکلّف ایستادی، اقتدا کردی
به هم نزدیک بودیم، آتش از لبهات میتابید
دلت میخواست لبهای مرا، امّا حیا کردی
من از خود نیمهای را دیده بودم "عاقل" اما
مرا با نیمه ی دیوانه ی من آشنا کردی..
به ” تــــــو ” کـــــه میرســـــم مکـــث میکنـــــم
انگــار در زیبایــی ات چیـزی را جــا گذاشتــه ام !
در صــدایت ، آرامـــش را در چشـم هایـت ،
زندگــی را در ” تــــو ” ، تمام مــــن را !
به ” تـــو ” کـــــه میرســـــم مکـث میکنـــــم عشقم
دلم لحظه ای را میخواهد .....
که تو باشی ....
همین کنار نزدیک من ..... درست روبروی چشمهایم ....
سرتو بزاری رو پاهایم ....
خیره شوم به لبهایت ....
دست بکشم به تک تک اعضای صورتت ...
بعد صورتمو نزدیک کنم و چشمهایم را ببندم.. ببوسمت ...

در حریم کعبه نور آفتاب افتاده است
یا فروغی از جمال بوتراب افتاده است؟
خانه زاد حقّ که در اثبات حقّانیتش
مدّعا واللّه اعلم بالصّواب افتاده است
وقتی نیستی دل من مرگو بهونه میکنه ، تو نباشی روزگار منو دیوونه میکنه
توی قلبــــــم غیر عشقت هر چی عشقه دیگه مرده
دست بی رحم زمونه نفســـه عشقــو شمرده
منو از تـــو، تـــو رو از من به چه آسونــــی جـــدا کرد
دست سردش دست ما رو تــــوی کوچه ها رهـــا کرد
تــــوی کوچه مثل بارون سر رو شیشــه ها می زارم
چاره ای به جز تحمل غیر دلتنگــــی ندارم
دیدن تو مثل رویـــا رفتنت مثل یه کابــــوس
کاش می شد پیشم بمونــــی کاش می شد بمونـــی افسوس
حالا دست سرنوشته که بمونم یا که نمونم
دیگه از عشق و محبت تا همیشه گریزونم
خواب چشماتــــو ندیدن واسه من کابوسه مـــرگه
قصــــه ی نبودن تـــو شعـــر تلخ بــاد و برگــــه
چِشم هایم دیگر سگ ندارב که آبِ دَهان هارَت را برایَش به راه بیَندازے !!!
گُرگــــے בَرون خفته است ؛
حواωـَــت باشـב...
میـבَرב !!!
احساسى که موقع شکست عشقى بهت دست میده
مثل احساسیه که وقتى براى اولین بار سیگار میکشى،
دارى…احساس میکنى بزرگ شدى…!
ولى یه تـحــقــیــره…
خــــوشبخـــت تـــــرین آدم هــــا ؛
اونــــایـــی هستــــن کــــه ایـــن جمـــله رو میشنـــوند :
" عیــــــب نــــداره،
با هـــــم درستـــــش میکنیــــم
خیانت آسونه
اما لکه ی ننگ هرزگی رو نمیشه از چهره خودت پاک کنی
تو توی بغل هرکی دوس داری بخواب
هرچقدر هم دروغ بگی به خودت نمیتونی دروغ بگی
با پنهون کردن اونی که هستی از دیگرون فقط خودتو گول میزنی
خودت باشی بهتره تا اونی که دیگران میخوان باشی
نرو بگو من دخترم . نرو بگو من مجردم .
درسته آدمای روراست همیشه تنهان
در عوض شرمنده خودت و خانوادت و خدات نیستی
هستن آدمای سواستفاده کن که منتظر فرصت باشن
تا بهت نزدیک بشن و بخوان ...
پس تا الان ضرر رو تو کردی استفاده رو دیگران
راحت باش 

هرکه با اسم خودش. فقط نشون بدید میتونید خودتون باشید
خواستید فحش بدید 100٪ بوق بزنید
وقتی به دختران سرزمینم میگویی آهــــــن پرســــــت
بدان کم نیستند مردان انــــــــدام پرســـــــــت...
گریه نکن پدر ......
همین " نان حلال " که در دست داری ........
می ارزد به تمام سفره های رنگین حرامی که بعضی ها دارند ......
این روزها نان حلال در آوردن عرضه میخواهد .....

ایــنـجـــــــا …
دســت هــر کـــس را کــه مـیـگـیــــری بــرای {بـلـنــــد شـــدن}
آمـــاده مــی شــــود بــرای {ســـوار شــــدن}

به بعضیام باس گفت :
درسته وقتی شاخ بازی درآوردی، شاختو نشکوندم!
ولی هول ورت نداره!
نه اینکه نتونستم! نه!
طرفدار حقوق حیوانات هستم عزیزم !!
برای آدم نابینا.شیشه و الماس یکیه
.اگر کسی قدرتو ندونست
فکر نکن تو شیشه ای
. اون کوره
************************
اون خـــــــــــره بود تو کلاه قرمزی …
دو روز که تحویلش گرفتن از فرداش اومد گفت من اسبـــــــــــــم …
بعضی از آدمــــــــــــا هم همینن!!!!!
و از تو آشغالها نون دربیاره...
تا اینکه آشغال باشه
و از نامردی نون دربیاره…
مهم نیست که آخرین زلزله زندگی ات چند ریشتر بود...
مهم نیست که در آن زلزله چه چیزهایی از دست دادی!
مهم این است که دوباره از نو بسازی...
جهـانت را ، زندگـی ات را ، بـاورت را... "
مهــم شـــروع دوبــــاره است
به سلامتیه دفتر خاطراتم. هر چی بنویسم
نه می خنده . نه گریه میکنه
نه پوزخند میزنه ...نه ترحم میکنه
نه سرزنش ...نه نصیحت
نه...کتک . اما عوضش
هر وقت میگیرمش تو دستام
باهاش می خندم . باهاش گریه میکنم
به خودم پوزخند می زنم . یه وقتایی ترحم می کنم
حتی سرزنش . گاهی نصیحت
کتک که نه، اما درس عبرتاش بدترین تو دهنیاس
به سلامتیه کاغذای سفیدش
که دل منو هم سفید و سبک میکنه...
دل من طاقت نداره که جدا شه از دل تــــــــــو
دل تــــــــو گرم محبت
دل من سرد بود و بی تـــــــو
وقتی رفتی دل باهات رفت
به خودم همش می گفتم یعنی اون پیش خدا رفت
رفتنت تلخ بود و اما یاد گرفتم دل نبندم
وجودم همش تو بودی با خودم که فکر می کردم
خاطرم تـــــــو بودی و تو خاطرات گذاشتی رفتی
خطت و صدا و عکست،همه رو گذاشتی رفتی
عشـــــــــق یعنی وفای معشوق،تو خودت همش می گفتی
رفتی و نموندی عاشــــــــق،بی وفایی کردی رفتی

هنوزم دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست
من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز در این دنیا دوست دارم …
هنوزم به دوست داشتَنت مشغولم …
همانند سربازی که روزهاست ؛ در مقری متروکه
بی خبر از اتمام جنگ
نگهبانی می دهد…!
ﻓﻘﻂ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﺑﻌﺪ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻭﻟﻨﺘﺎﻳﻦ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪ...
ﻛﺴﻲ ﺑﻴﺎﺩ ﺑﻬﻢ پیشنهاد ﺩﻭﺳﺘﻲ ﺑﺪﻩ..!
ﺧﺪﺍ ﺷﺎﻫﺪﻩ ﺟﻮﺭﻱ ﻣﻴﺰﻧﻤﺶ ﺻﺪﺍﻱ بز ﺑﺪﻩ..!

سهم ما از آرزوها جستجوی لحضه هابود
بخون سکوت عشق رو وقتی حرفم بی صدا بود

بعضی ها گریه نمی کنند!
اما...
از چشم هایشان معلوم است؛
که اشکی به بزرگی یک سکوت،
گوشه ی چشمشان به کمین نشسته
با اینکه ازم دوری...
اما هر وقت دستمو میزارم روی قلبم
میبینم سر جاشی..
.jpg)
دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من
گر از قفس گریزم، کجا روم کجا من؟
کجا روم، که راهی به گلشنی ندانم
که دیده بر گشودم به کنج تنگنا، من
نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
ز من هرآنکه او دور چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من
ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
ستاره ها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من ...

واقعا راست گفته اند که زمین گرد است
اگر زیر قولت بزنی زیر قولشان میزنند اگر به اعتماد کسی خیانت کنی
اعتمادت به اتش می کشند
من که تاوانم را پس دادم
بترس از روزی که اسمت تو گردونه نفرین های من بیفتد

می خواهم غزلی را برای پرواز بهانه کنم
و پرواز را برای رسیدن به تو
و تو را بهانه ی زندگی
می خواهم بگریزم از این همه دلتنگی و دلواپسی
از این همه دوری و جدایی
برایم ترانه بخوان
می خواهم با نوازش های تو ای مهربانترین
تمام غصه ها را به صلیب بکشم
و با آخرین غزل به سوی تو پرواز خواهم کرد
امروز دلم خیلی برای تو تنگ شده ...... جونم
مثل هر روز
یادت دلتنگم میکنه ...
اسمت دیوونم میکنه
...صدات عاشقترم میکنه
...نگات وابسته ترم میکنه
...میدونی چی آرومم میکنه؟؟؟
بوسیدنت...

شاید امروز آغوشت بر من حرام باشد.
ولی یک روز قبرم را در آغوش میگیری.
شاید امروز گرفتن دست هایت را از من دریغ کنی،
اما یک روز روی قبرم دست میکشی.
شاید امروز به من گل ندهی،
اما یک روز روی قبرم گل میگذاری.
شاید امروز با من حرف نزنی،
اما یک روز کنار قبرم به من
التماس میکنی که با تو حرف بزنم ......