خاطرات

بــــــزار دوست داشته باشم ٬ بــــــــزار کنارت بمونم

دل منــــــــو تو میشکــــــونی به روم نیار که مهمونم

بــــــزار دوست داشته باشم ٬ وقتی که بارون میباره

کی ابــــــــرا رو من نبـاشم از تو چشـــــات بر میداره

بزار همون جوری که هست دل خوشیـام تمــوم نشه

میترســــــم از خـــــــدافظی بهم نگـــــــو آخــــرشه

بـــــــــزار مثه عروسکـــــــا یه گوشه تنهـــــا بشینم

فقــــط بدونـــــــم پیشمی تـــــــو رو از اون دور ببینم

من به هــــــــــوای بودنت جون میگیرم زنـــده میشم

تو بی هـــــوا میخـــــــوای بری نمیگی دیوونه میشم

بــــــــزار دوست داشته بـاشم دلــــم خـــوشه کنارتم

با این سیـــاه سردی باهــــــام به جـاش خودم بهارتم

بــــــزار دوست داشته باشم ٬ بــــــزار بگم مـــال منی

خیـــــــال کنم دوســـــــــم داری بگی که دنبــــال منی

چی میـــــدونی از دل من ٬ از این خــــــراب بی نشون

کـــــــاشکی میشد فقط یه بـــــــار بهم بگی نرو بمون

بـــــــزار که سایت بمونـــــــم سیــاه و سرد و بی صدا

تـــــــو رو خدا دیگه نگـــــــو بــــــــاید بشیم از هم جدا

جـــــــــــای تو خـــــــــــالیه ولی من پر از خیــــــــال تو

به جـــــــــون خـــــــاطراتمون تمـــــــــوم قلبم مـــال تو

دوری رو بیخی

2roze.ir

افسانه هارو رها کن

دوری دوستی کدام است؟؟؟؟

فاصله هایند که دوستی را می بلعند

اگر تو نباشی دیگری جایت را میگیرد!!

به همین سادگی

قهری؟

چت 2روزه

دلم تنگ شده برا روزایی که:


شبا اس میدادی" مال خودمی "


روزا بیست بار اس میدادی" دوست دارم "


ولی قهر میکردم،قبل از اینکه بخوابی اس میدادی" آشتی نکردیمااااااا "


" هنوز قهری "


دلم تنگ شده

آلزایمر

میگن  فراموشی یکی از بهترین نعمت های 

خدا به بشر بوده!  

ولــــی

من آلزایمر هم که بگیرم

یادم میماند

دوستم نداشتی!!!

عشق

دفتر عشـــق كه بسته شـد 
دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدم 
خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون 
به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم 
اونیكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود 
بد جوری تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد 
برای فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت 
حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد 
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو 
بـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم 
غــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت 
بازی عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم 
از تــــو گــــله نمیكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم 
از دســـت قــــلبم شاكیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم 
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم 
چــــــــراغ ره تـاریكـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم 
دوسـت ندارم چشمای مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن 
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه 
چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــو 
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه 
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه 
بزن تیر خـــــــــــــــــلاص رو 
ازاون كه عاشقـــت بود 
بشنواین التماسرو 
............... 
......... 
....
.

سیگار2

یک پاکت سیگار . . .

یک گیلاس شراب . . .

یک دلِ پر . . .

اینجا شروع ماجراست ، انتهایش را خدا هم نمیداند !

سیگار1

همه میگن سیگار

من میگم سنگ صبور

همه میگن سرطان

من میگم عقده ی دل

همه میگن دود

من میگم مونواکسید غصه

همه میگن مرگ

من میگم چه بهتر . . .

سیگار

این آخرین پاکت بود

سیگاری نمانده برای کشیدن

تو بمان ، من منّت تو را ” می‌ کشم ”

و تو بودنت را ” بکش ”

به رخ واژه هایم . . .

خسته

مَن در اِنتِظارِِِِ تو نمی مانَم

مَن بَعد اَز رَفتَنَت اَشکی نَدارَم بَرایِ ریختَن

مَن روز هایَم را با یاد تو سَر نِمی کُنَم

بَستِه بَستِه سیگار  می کشم

هَر پوک مُحکَم تَر

یادِه تو را با هَر پوک دود می کُنَم

خیالی نیست مَن بی تو هَم می مانَم

اَمّا تَنها

اوج مستی

 

هـــــی کـــــافه چـــــی!

دســـــتور بـــــده سیـــــگار بـــــیاورند...

مشـــــروب و پاســـــور هـــــم...

و زن های فـــــاحشـــــه را دور میز من جمـــــع کـــــن!

بـــــگو بنـــــوازند...

.شـــــاید غـــــیرتی شـــــد و برگـــــشت!!......

لاف زدن


لافـــ می زدمــ که فراموشتـــ خواهمـــ کرد... !

کجایی که ببینی این روزها توبه ی منــ از گرگـــ ها همـــ مرگـــ تر استـــ ...!؟

تنهایی

آنقدر با تنهایی انس گرفتم که دیگر زبانش را می فهمم !

و فهمیدم …

تنهایی هم می تواند عشق خوبی باشد به شرط اینکه درکش کنم …

خیال



در خیالـــــــــــم پشت سرت آب ریختمـ

نـ ه برای اینکـ ه برگـــــــــــردی...

تا پاک شــود

هـرچـ ه رد پای توست از زندگی . . .!!!

تردید

2roze.ir

سخت ترین دو راهی ، دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است           

گاهی کامل فراموش میکنی و بعد میبینی که باید منتظر می ماندی


و گاهی

آنقدر منتظر میمانی تا وقتی که میفهمی زودتر از این ها باید فراموش میکردی . . .

دل

2roze.ir

بیچاره دلم...

با دیدنت باز هم لرزیــــــــــــد!

نمیدانست تو همان بی وفــــــــــــآی دیروزی...

بیچاره دلـــــ است 

عقل ندارد کـــــه..

درد عشق

چت روم 2روزه

درد دارد....

وقتی چیزی را کسر میکنی که با وجودت جمع زده ای!!

راه

بــــرای ِ هــر کـس کـه رفــتـنی سـت ،

فــــقـط بــــایــــد ..

کنــــار ایــستــاد ..

و ..

راه بـــــاز کـــــرد !

بــه هـمـیـن ســـادگــــی !

تنهایی

خط خطی های گاه و بی گاه محمد

بدترین حالت تنهایی زمانیه که بدونی اونی که تو رو تنها گذاشته

تنها نیست

 

گنجشک ها

   نمي دونم گنجشک ها که شبيه هم هستند

چه جوري همديگه رو مي شناسن...

 و نمي دونم چند نفر شبيه من هستند

 که تو ديگه منو نمي شناسي

غم

بعضی آدمها یهو میان…

یهو زندگیت و قشنگ میکنن…

یهو میشن همه ی دلخوشیت…

یهو میشن دلیل خنده هات…

یهو میشن دلیل نفس کشیدنت..!

بعد همین جوری یهو میرن…

یهو گند میزنن به آرزوهات…

یهو میشن دلیل همه ی غصه هات و همه ی اشکات…

یهو میشن سبب بالا نیومدن نفست…

 

خدایـــــــــــا دلتنگشم

 شب های دراز بی عبادت چه کنم؟

طبعم به گناه کرده عادت چه کنم؟

گویند کریم است و گنه می بخشد

گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم؟

یادمه گاهی اینو داخل چت می گفتم

هی روزگار تنهایی

 من دل شکسته و با ی فکر خسته دلم تنگته

 ببین چه ساده بدون اراده دلم تنگه

ببین چه عاشقانه دلم تنگته دارم میمیرم اه

رفتن

گـاهـے بــایـد رفـت

و بعضـے چیــزهــاے بـردنـے را ، بــا خــود بــرد !

مثل یــــــاد

مثل غــرور

و آنـچـ ه مـانــدنـے ست را ، جـــا گــذاشت

مثـل خاطـره

مثـل لـبخند
 

لعنتی

هی لعنتی بیــا باهـــم بازی کنیـــم

تو بـســته های قرص و ســیـــگار مـــن رو بشــمار

و مـــن شمارۀ غریبه های گوشیِ موبایلت را...

صبر

چت روم 2روزه

رفتن و گم شدن از ماست نه از فاصله ها

دل از اينهاست که تنهاست نه از فاصله ها

گر چه ديگر همه جا پر ز جدائي شده است

مشکل از طاقت دلهاست نه از فاصله ها

دوستت دارم

چت روم 2روزه

مرا نگاه کن ببین چه انتظاری به روی پلکهایم خانه کرده است .

غم را از چشمانم فقط تو میتوانی بخوانی

خود را به ندانستن نزن - می دانم که میدانی غصه در دلم خانه کرده است

نمیخواهم غصه ام را بخوری اما قصه ام را بدان

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم

در چشمانت خیره شوم

دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم

منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم

سر رو شونه هایت بگذارم….از عشق تو…..

از داشتن تو…اشک شوق ریزم

منتظر لحظه ی مقدس که تو را در اغوش بگیرم

بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم

وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم

اری من تورا دوست دارم

وعاشقانه تو را می ستایم

دلتنگی هایم

چت روم 2روزه

دلتــنــگی هایــم بــه تــورفتــه انــد..

آرام میـــ ـ ـ آینـــد...

درسیــنــه میـــ ـ ـ نشــیـنـنـد...

دیـــگرنمیــــ‌ ـ رونــــد...

مرگ من


چت روم 2روزه

گفتم:میری؟ گفت:آره

گفتم:منم بیام؟

گفت:جایی که من میرم جای 2 نفره نه 3 نفر

گفتم:برمی گردی؟ فقط خندید.....

اشک توی چشمام حلقه زد

سرمو پایین انداختم

دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آورد

گفت:میری؟ گفتم:آره گفت:منم بیام؟

گفتم:جایی که من میرم جای 1 نفره نه 2 نفر

گفت:برمی گردی؟

گفتم:جایی که میرم راه برگشت نداره

من رفتم اونم رفت ولی اون مدتهاست که برگشته

وبا اشک چشماش خاک مزارمو شستشو میده .

بی معرفت

matnhaye gham متن های عاشقانه غمگین

بعد از مدت ها دیدمش!

دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کردن…

خودمو کنترل کردم و فقط لبخندی زدم…

تو دلم گریه کردم و دم گوشش گفتم:

بی معرفت! دستای من تغییر نکرده…

دستات به دستای اون عادت کرده…

هیس

هیــــــــــــــــــــــس...!

ســـــاکت...

یه کف مرتب به افتخارش.....!!!

چه با احــــساس منو گذاشتو رفــــت...

عشق و دروغ

وقتی که خیلی دیره ،
 
 تازه می فهمی اونی که از همه ساکت تر بود
 
 بیشتر از همه دوستت داشت.
 
ولی تو حواست به شیرین زبونی یه عشق دروغیه

تنهایی

 لعنت به این تنهایی دلم برات تنگ شده.... 

   کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه ی فردا نبود.... 

کاش بودی تا فقط باور کنی بی تو هرگز زندگی زیبا نبود....

نبودن

مَست از تــــو

مـے رَقـصـم تـا سَرگیــجــہ

تـا تـار شـدن اتـاق

تـا سیـاه تـر شـدن چَـشـمـم

تـا نَـبـیـنـم

نـبـودن بـے دَلـیـلـت را . . .

آرزو

بعضی ها، بهتر است درحد یك آرزو بمانند!

برآورده شدنشان،

 به بهای شكستن

دلت تمام میشود!!!

خطا

دست از پا خطا کنی تعویض میشوی


همین حوالی کسی شبیه توست


این است پیام عشق های امروزی . . .

هرگز

 

هرگز از بی کسی خویش مرنج


هرگز از دوری این راه مگو


که ازین فاصله ها میان منو توست


وهر وقت دلت تنگ من است بهترین شعر مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار


که دل من با توست و همین نزدیکیست ...

سکوت

2632920b5220b1600919c203812a3fd7-300

سکوت توی گوشی


 تلفن سنگین ترین سکوتهاست.


نه از دست ها کاری ساخته است ؛


 نه از چشم ها.

بی خیال نمی شوم

بی خـیال نمــــی شـــوم

 

کفر باشـد یا گُــناه

 

تــا ابـد

 

آغـوشت را آرزو می کنـــــم ...

نمیدونم

http://baranbash.persiangig.com/باران باش/Photos-Of-Rain-31.jpg

نمی دونم گنجشک ها که شبیه هم هستند

چه جوری همدیگه رو می شناسن...

و نمی دونم

چند نفر شبیه من هستند

که تو

دیگه منو نمی شناسی

چه کنم

چه کنم؟چاره کجاست؟

سهم من دردل اين ويراني يک سبد بي تابي است

غم من تا به گل لاله سرخ دوشقايق باقيست

ديده ام باراني است

کاش آنجا که دل از عشق سخن ها ميگفت

قلب ها سنگ نبود

کاش دراين دل تنگ،مهردربند نبود...

.....

شنیدید که میگن : اونی که گریه می کنه ، یه درد داره

اما اونی که میخنده هزار تا ؟

من میگم : اونی که میخنده هزار تا درد داره ،

ولی اونی که گریه میکنه ،

به هزار تا از دردهاش خندیده.

اما جلوی یکیشون <کم> آورده!

مترسک دوستت دارم

خیلی ها مترسک رو دوست ندارن

 چون پرنده ها رو می ترسونه. ولی من

دوستش دارم چون تنهایی رو درک میکنه .

تیکیه گاه



هنوز هم دلم تنگ میشود

برایِ محض حرف زدنت

و برایِ تکیه کلامه هایت که نمیدانستی

فقط کلامِ تو نبود . . . !

من هم به آنها ، تکیه داده بودم ...!!!

وقتی دلت خسته شد

 

وقتي دلت خسته شــد ،

دیگر خنده معنایی ندار ...

فقط می خندی تا دیگران

غم آشیانه کرده در چمانت را نبینند...

ديگر حتي اشکهاي شبانه هـم آرامت نمي کنند ...

فـقـط گريه مي کني
 

 چون به گريه کردن عادت کرده اي !

وقتي دلت خسته شــد ،

ديگر هيچ چيز آرامت نمي کند

 به جز دل بريدن و رفتن

شکستن

اولين كسي كه عاشقش ميشي دل تو ميشكونه و ميره .

دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر

ميشكنه و ميزاره ميره .

بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت

نبودي .

ديگه دوست دارم واست رنگي نداره ..

و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون

 ميره با يكي ديگه ......

اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه

پرواز

ما که میترسیم از هجرت دوست....کاش میدانستیم

روزگاری که به هم نزدیکیم....چه بهایی دارد

...!کاش میدانستیم...حس دلتنگی هر روز غروب...چه دلیلی دارد!

کاش میدانستیم...که سفر یعنی چه

و چرا مرغ مهاجر وقت پرواز به خود می لرزد

 

 

 

فراموشش کن

http://akslar.com/wp-content/uploads/2010/05/485_45.jpg

به دلم گفته ام ای ساده فـراموشـش کن

تا کجا چشم بر این جاده؟ فراموشش کن

 

دست بردار از این خاطره بازی،كافي ست

فرض كن گل نـفرسـتاده، فراموشـش كـن

 

آن نـگاهـي كه دم آخر از او جا مانده

پيـش او برده و پس داده، فراموشـش كن

 

مردمان نگهـش قله نشــيننــد هنـــوز

دل كه در درّه نيـفتاده ، فراموشـش كن

 

گـفتم اين تكه غـزل را بفرسـتم نـزدت

دل ولـي گفت: نشـو ساده، فراموشـش كن

 

بـه شما برنخورد حال، غــزل بود،گـذشـت

اتـفاقي كــه نيــفتاده، فراموشـش كن

خســـــــــــــــــته



خسته ام از تمام_ آهنهـا
 
از زمین، از زمان ، نبودنها

خسته ام از صــــــــدای _ بی رحـــم_

این " منم ، من ، منم ، منم ، من ها"

خسته ام از خدا و مخلوقش

از همه ، مرد و کودک و زنهـا

خسته از این تمام_ فاصـــله ها

اینهمه غرق_ غم ، غم _ تن ها

خســــــته از غرق بودن و بــــــودن

این به گِل ، گِل ، به گِل نشستنها

خسته ام از نشستن_ اینجا

پای_ این ضایعــــــات_ بودنها

خسته از شعر گفتن و گفتـــن

خسته از من ، من_ من_ تنها
!
،
خسته ام خسته، خسته آدمها!

از خودم ، از همه ، از آهنهــــــــا

گاهی

گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی...


گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...


گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...

گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که...


گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه

ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی...


گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود...

گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید

 

بگو

 

برایم بگو

که در کدامین دعاهای شبانه ات رفتنم را آرزو کردی

که این چنین ، تب داغ رفتنت تنم را می سوزاند  

هنوز هم در پس کورمال های تنهایی ،  

من که از خدا هم تنها ترم

به اجابت دعایی می اندیشم که هیچ گاه مستجاب نشد

می خواهم چیزی بگویم ولی می دانم خیلی دیر است

ولی بگذار بگویم که اگر اولین دیدار یعنی جدایی

کاش هیچ گاه ندیده بودمت

گفت

گفتمش بي تو دلم ميگيرد

 

گفت : با خاطره ها خلوت كن

 

گفتمش خنده به لب مي ميرد

 

گفت : با خون جگر عادت كن

 

گفتمش با كه دلم خوش گردد

 

گفت : غم را به دلت دعوت كن

 

گفتمش راز دلم را چه كنم

 

گفت : با سنگ دلم صحبت كن

 

 

بودنت

never_ending_story_by_freaky665.jpg

بر کویر بی باران قلبم تابیدی. 

از پس کوچه های تنهایی گذر کردم.

بر شریان پر هیاهوی نگاهت جاری شدم.

بر فراز قله احساس با ترنمی زیبا با کوله باری از غم صعود کردم. 

اکنون که درکنج پستوی قلبم لانه گزیدی ودر لایه لایه های ذهنم رسوخ کردی. 

نمی دانم درجستجوی کدامین سایه ام 

بر سنگفرش خطوط کدامین دفتر وبه دنبال کدامین لغت می گردم! 

 

قصه

 

رفتم به کنار رود،

-سر تا پا مست-

رودم،به هزار قصه،می برد ز دست

چون قصه ی درد خویش با او گفتم

لرزید و رمید و رفت و نالید و شکست!

 

عشق و غرور

ای کاش

در آن لحظه که تقدیم تو شد

هستی من

می سپردم که مراقب باش،

جنس این جام،

بلور است

پر از عشق و غرور است

مبادا بازیچه شود

می شکند.

آلوده

 

خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است پیدا نکنم همدل

دل ها همه از سنگ است

گویا که در این وادی از عشق نشانی نیست

گر هست یکی عاشق آلوده به صد رنگ است...

جواب اون به من

 

از من پرسید:تو مال منی؟

گفتم:آره!مال خود خودتم،هر کاری دلت می خواد باهام بکن.

گفت:هر کاری؟

گفتم:آره...

تنهام گذاشت و رفت...

کشتن

من تمنا کردم که تو با من باشی...

و تو گفتی هرگز... هرگز...

پاسخی سخت و درشت...

و مرا غصه اين هرگز کشت...

رفتگر

051bcb4b0fb314332c4c8944515cfc7d-300

 

به رفتگر پنهانی پولی دادم


که کوچه ی تو را جارو نزند !!


آخر من هنوز از گوشه و کنار آن


خاطراتم را جمع نکرده ام ...

 

رفتن اون

نمیگم خاطرات رو فراموش کن
 
آخه میدونم خواسته نا ممکنیه
 
میگم کمرنگش کن
 
بخاطر کسی که فعلا نیست
 
نزار اونایی که هستن و دوستت دارن ناراحت شن
 
نه از روی محبتت به اون
 
بلکه از ناراحتی تو

 

فراموشی

 

 

سخت ترین دو راهی عشق دو راهی بین فراموش کردن و انتظاراست



گاهی کامل فراموش می کنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی



و گاهی آن قدر منتظرمی مانی که می فهمی زودتر از این ها باید فراموش می کردی

 

دلم

دلم یه لحظه میخواد....

که یکی بپرسه چطوری؟

بگم...خوبم .

بعد........ بغلم کنه و بگه دروغ بسه...

راستشو بگو ببینم چی شده؟؟؟

تنهایی

اشکایی که بی هوا رو گونه هام میریزه


قلبی که از همه ی خاطره هات لبریزه


دلی که می خواد بمونه ، تنی که باید بره


حرفی که تو دلمه اما ندونی بهتره

بیخیال حرفایی که تو دلم جا مونده


بیخیال قلبی که این همه تنها مونده

آخه دنیای تو ، دنیای دلای سنگیِ


واسه تو فرقی نداره دل من چه رنگیِ

مثل تنهایی میمونه با تو همسفر شدن


توی شهر عاشقی بیخودی دربدر شدن

حال و روزمو ببین ، تا که نگی تنها رفت


اهل عشق و عاشقی نبود و بی پروا رفت

 

با که گویــــــــــــــــم

با که گویم غم دل، جز تو که غمخوار منی؟ 

همه عالم اگرم پشت کند، یار منی 

دل نبندم به کسی، روی نیارم به دری 

تا تو رویای منی، تا تو مدد کار منی

راهی کوی توام، قافله سالاری نیست

غم نباشد که تو خود، قافله سالار منی 

به چمن روی نیارم، نروم در گلزار

تو چمنزار من استیّ و تو گلزار منی 

دردمندم، نه طبیبی، نه پرستاری هست 

دلخوشم، چون تو طبیب و تو پرستار منی

عاشقم، سوخته ام، هیچ مددکاری نیست

تو مددکار منِ عاشق و دلدار منی

کـــــــــــــــــاش


کاش هرگز به این دنیا نیامده بودم 


و حال که آمده ام کاش زودتر مرگم فرا رسد 

آخر چگونه میتوان در این دنیا زندگی کرد ؟

دنیایی که در آن آدم ها روزی چندین بار عاشق می شوند 

دنیایی که در آن عشق را تنها در ویترین کتابفروشی ها میتوان یافت

دنیایی که در آن محبت و صداقت مرده و جای آنها را بی وفایی و دروغ گرفته

دنیایی که در آن دروغ عادت ٬ بی وفایی قانون ٬ و دل شکستن سنت است



دنیایی که در آن عشق را باید به بها خرید

دل

گفتمش دل می خری ؟

پرسید چند ؟

گفتمش دل مال تو تنها بخند!

خنده کرد و دل ز دستانم ربود .

تا به خود بازآمدم،او رفته بود!

دل زدستش روی خاک افتاده بود!

جای پایش روی دل جا مانده بود …

مرگ ...

مرگ تنها دریست که به روی من باز است

از همان روزی که از خانه ای که تو در آن نبودی بدم آمد

بعد از آن روز به هردری زدم پشتش عزرائیل بود

تیغ به دست به رگهایم نگاه می کنم

یعنی این تویی که هنوز در رگهایم جریان داری؟

مرگ چیزی شبیه دستان من است

که با وجود ده انگشت نمی توانند

یک ذره از گرمی دستان تو را نگه دارند...

عشق و جدایی

از عشق تا جدایی راهی نیست یك فاصله است میان این دو
بی عشق زندگی تباه
مشتی خاطره خاك خورده در قلب ترك خورده ات
با عشق زندگی ساز زندگی كن با دوست
نفرین به هر چه جدایی كن دوست را دوست بدار
از عمق وجودت ابراز دار عشق را نكند مشكلی پیدا شود
بگذر ز هر چه نامردمی است بگذر برای دوست كه دوستش داری
ز هر چه گذشتی از عشق به دوست نگذر
كه دنباله اش پشیمانی بی سود