دست یار
گشاده دست باش ، جاری باش ، کمک کن ( مثل رود )
باشفقت و مهربان باش ( مثل خورشید )
اگر کسی اشتباه کرد آن را بپوشان ( مثل شب )
وقتی عصبانی شدی خاموش باش ( مثل مرگ )
متواضع باش و کبر نداشته باش ( مثل خاک )
بخشش و عفو داشته باش ( مثل دریا )
گشاده دست باش ، جاری باش ، کمک کن ( مثل رود )
باشفقت و مهربان باش ( مثل خورشید )
اگر کسی اشتباه کرد آن را بپوشان ( مثل شب )
وقتی عصبانی شدی خاموش باش ( مثل مرگ )
متواضع باش و کبر نداشته باش ( مثل خاک )
بخشش و عفو داشته باش ( مثل دریا )
خورشید هر روز یادآور این نکته است
که می شود از اعماق تاریکی دوباره طلوع کرد ...
شرطش داشتن امید است

ایــنـجـــــــا …
دســت هــر کـــس را کــه مـیـگـیــــری بــرای {بـلـنــــد شـــدن}
آمـــاده مــی شــــود بــرای {ســـوار شــــدن}
![]()
بعضی وقتا هست،
که دوست داری یکی کنارت باشه،
محکم بغلت کنه
بذاره اشک بریزی تا سبک بشی
بعد آروم تو گوشت بگه:
دیوونه چته؟!
من که باهاتم..
خدايا من دلم قرصه كسي غير از تو با من نيست
خيالت از زمين راحت كه حتي روز روشن نيست
كسي اينجا نمي بينه كه دنيا زير چشماته
يه عمره يادمون رفته زمين دار مكافاته
فراموشم شده گاهي كه اين پايين چه ها كردم
كه روزي بايد از اينجا بازم پيش تو برگردم
خدايا وقت برگشتن كمي با من مدارا كن
شنيدم گرمه آغوشت اگه ميشه منم جا كن

شش آئین زندگی:
قبل از دعا، ایمان داشته باش
قبل از صحبت کردن، گوش کن
قبل از خرج کردن، بدست آور
قبل از نوشتن، فکر کن
قبل از تسلیم شدن، تلاش کن
و
قبل از مُردن، زندگی کن!
هنگام مشكلات سكوت كن
قطعا خدا حرفي براي گفتن دارد...

خدا جون یادت هست؟
دستشــــو گرفتم آوردم پیشـــت گفتم
مــــن فقط اینـــو میخوام...!
گفتی این نه!
بهتر از اینو برات گذاشتم کنار!!!
پامو کوبیدم زمین و گفتم مـــن
هـمـیـنـو مــیـــخــــوام!
آروم توی گوشم گفتی:
آخه اون از من قول یکی دیگرو گرفته...!
"من همون لحظه کشته شدم"

آموخته ام که خدآ عشق است ...
و عشق تنهآ خدآست .
آموخته ام که وقتی نآ امید میشوم ،
خدآ بآ تمآم عظمتش عآشقانه انتظآر می کشد ،
تآ دوبآره به رحمتش امیدوآر شوم .
آموخته ام اگر تآکنون به آنچه خوآستم نرسیدم ،
خدآ برآیم بهترینش رآ در نظر گرفته .
آموخته ام که زندگی سخت است ...
ولی من از اوسخت ترم ...
خدایا ....
خیلی ها دلمو شکستن ؛ دیگه تحمل ندارم !
شب بیا باهم بریم سراغشون ....
من نشونت میدم ؛
تو ببخششون ... !!!

هیچگاه ...
دلت را به روزگار نسپار که دریایی از ناامیدیست
دلت را به خدا بسپار که دریایی امیدواری است

یک هفته بود کارتهای عروسی روی میز بودند.
هنوزتصمیم نگرفته بود چه کسانی را دعوت کند.
لیست مهمانها وکارهای عروسی ذهنش را پر کرده بود.
برای عروس مهم بود كه چه كسانی حتما در عروسی اش باشند.
از اینكه دایی سعیدش سفر بود و به عروسی نمی رسید دلخوربود...کاش می آمد...
نویسندش سما


حرف دلت را امروز بزن!
اگر امروز گفتی...
اسمش "حرف دل" است
اگر نگفتی
فردا می شود
"درد" دلت...
یه روزی روزگاری یه خانواده ی سه نفری بودن.
یه پسر کوچولو بود با مادر و پدرش،
بعد از مدتی خدا یه داداش کوچولوی خوشگل به پسرکوچولوی قصه ی ما میده،
بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت .
پسرکوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه که اونو با نوزاد تنها بذارن.
پدر و مادرش تصمیم گرفتن اینکارو بکنن اما در پشت در اتاق مواظبش باشن.
پسر کوچولو که با برادرش تنها شد … خم شد روی سرش و گفت :
داداش کوچولو! تو تازه از پیش خدا اومدی ……….
به من می گی قیافه ی خدا چه شکلیه ؟ آخه من کم کم داره یادم می ره

هروقت دلتنگ شدی ؛
به آســـــمان نگاه کن ...
کسی هست که عاشقانه تو را دوست دارد و منتظر توست ،
اشک های تو را پاک می کند !
ودست هایت را صمیمانه می فشارد ....
تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت ... !!!
.jpg)
پروردگارا تو را به تمام عالم سوگند ،
آنگاه ک عـــــــاشقی
در تاریکی شب
به یاد عشـــــــقش
اشــــــک می ریزد
کمی نگاهش کن ...

هي مرد!
اين از من يادت باشه...
وقتي ميتوني بگي عاشقي كه
دختر مورد علاقتو تو لباس عروسي تصور كني
نه لخت...

خدای من
نه آن قدر پاکم که کمکم کنی
و نه آن قدر بدم که رهایم کنی
میان این دو گمم
هم خود را و هم تو را آزار میدهم
هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی
و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی
آنقدر بی تو تنها هستم که بی تو یعنی “هیچ” یعنی “پوچ”
خدایا هیچ وقت رهایم نکن
« مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت .
در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت . آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند .
وقتی به موضوع " خدا " رسیدند . آرایشگر گفت : من باور نمی کنم " خدا " وجود داشته باشد .
مشتری پرسید : چرا باور نمی کنی ؟ آرایشگر جواب داد :
کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا " خدا " وجود ندارد .
به من بگو ، اگر " خدا " وجود داشت آیا این همه مریض می شدند ؟
بچه های بی سرپرست پیدا می شد ؟ اگر " خدا " وجود می داشت ،
نباید درد و رنجی وجود داشته باشد .
نمی توانم " خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیزها وجود داشته باشد .
مشتری لحظه ای فکر کرد ، اما جوابی نداد ، چون نمی خواست جر و بحث کند .
آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت . به محض این که از آرایشگاه بیرون آمد ،
در خیابان مردی دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده .
ظاهرش کثیف و ژولیده بود . مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت :
می دانی چیست ، به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند . آرایشگر با تعجب گفت :
چرا چنین حرفی می زنی ؟ من این جا هستم ، من آرایشگرم . من همین الان موهای تو را کوتاه کردم .
مشتری با اعتراض گفت : نه ! آرایشگرها وجود ندارند ، چون اگر وجود داشتند ،
هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است ، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد .
آرایشگر جواب داد : نه بابا ، آرایشگرها وجود دارند ! موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند .
مشتری تائید کرد : دقیقاً ! نکته همین است .
" خدا " هم وجود دارد ! فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند .
برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد »


خــدایـــــا:
بُـت بود، بـُـت شکـن فرستادی!!!
مــن پر از بغضم،
بغـض شکـن هــم داری؟؟؟

وقتی بغض می کنم . . .
خدا ازآسمان بیاید. . .
اشکهایم را پاک کند . . .
دستم را بگیرد وبگوید:
اینجا آدم ها اذیتت می کنند . . . بیا بریم. . .!

خدایا خودت میدونی دلم چقدر گرفته
فقط خودت
دوستت دارم خدا
پروردگارا،
امروز كبوتری را ديدم كه در سرمای هوا
به دنبال توشه اي بود
تا برگ و باری را به لانه خويش ببرد
دست های كوچك كودكی را ديدم
كه تكه های كوچكي از لقمه خويش
جدا كرده و براي پرنده می ريخت
خدای مهربان و همراه هميشگی،
از تو می خواهم در فصل نوميدی و تنهايی
از لطف و كرم خود
به گونه ای مرا ياری رسانی
كه مانند آن كبوتر درمانده
بی توشه و تنها نمانم
و سايه لطف و كرم تو را
در كنار خويش احساس كنم
.jpg)
از رگ گردن به ما نزدیکتری
در حد فهم و درک من نیست
لطفا بغلم کن
مردی از یکی از دره های پیرنه در فرانسه می گذشت ، که به چوپان پیری برخورد.
غذایش را با او تقسیم کرد و مدت درازی درباره ی زندگی صحبت کردند .
بعد صحبت به وجود خدا رسید .
مرد گفت : اگر به خدا اعتقاد داشته باشم باید قبول کنم که آزاد نیستم
و مسوول هیچ کدام از اعمالم نیستم . زیرا مردم می گویند که او قادر مطلق است
و اکنون و گذشته و آینده را می شناسد…
چوپان ناگهان و بی مقدمه زیر آواز زد و پژواک آوازش دره را آکند !
بعد ناگهان آوازش را قطع کرد و شروع کرد به ناسزا گفتن به همه چیز و همه کسی !!!
صدای فریادهای چوپان نیز در کوهها پیچید و به سوی آن دو بازگشت .
سپس چوپان گفت : زندگی همین دره است ، آن کوهها ، آگاهی پروردگارند ؛
و آوای انسان ، سرنوشت او ، آزادیم آواز بخوانیم یا ناسزا بگوئیم ،
اما هر کاری که می کنیم ، به درگاه او می رسد و به همان شکل به سوی ما باز می گردد .
خداوند پژواک کردار ماست …

سلام خدا
دنبال فرصت میگشتم تا مادرم از روی جانمازش بلند بشه من بیام باهات حرف بزنم
خدا یا دلم برات تنگ شده میدونم که تنهایی من همیشه برای تنهایی تو گریه میکنم
ولی کسی دلیل گریه منو نمی دونه
خدایا
من نمیخوام بزرگ بشم اخه ادم بزرگا تو رو فراموش میکنن همش با هم دعوا میکنن
بابام وقتی میخوادمامانم رو دعوا کنه منو میبره تو اتاقم ولی نمیدونه که تو داری
میبینیش از من خجالت میکشه ولی از توخجالت نمی کشه
خدایا
به بابا و مامانم کمک کن اونا غیر تو کسی رو ندارن
خدایا
خداحافظ مامانم داره سجادشو جمع میکنه
خدایا به امید خودت نه بنده های بی خودت !!

خدایا هر چند وقت یه بار یادآوری کن:
نامحرم نامحرم است....
چه در دنیای حقیقی... چه در دنیای مجازی...
یادمان بینداز فاطمه (س) را که
از نابینا رو میپوشاند...

گاهی دلم میگرد ... خیلی !
نـه حس تنهایی ...
نه حس غم ...
نـه حسِ دوری ...
گاهی دیوانه میشوم ...
از خوبی یکی... بد بودن دیگری ...
گاهی میشکنم از اینکه سادگی ام را به حساب حماقتم میگذارند ...
رسـم دنیـا که میگویند ، همه اش همین بود
( انگار ) سایه ای حتی از مردانگی پیدا نیست!
دلم بدجوری گرفته بچه ها ![]()

بدبخت دروغگـــــــــــــــــــــــو
دختری که با چند پسر رابطه داشته باشه و
تو فکر خودش خیال کنه اون کسایی که دور و برشن
خبر از هیچ جا ندارن
در صورتی که همون ها هم دنبال فرصتن
خب دختره میاد راحت ارتباط برقرار می کنه بعد چی؟
بعد میره عمل می کنه امشب با این فردا با اون
تا کی ادامه داشته باشه خدا میدونه چند دفعه عمل؟
۱ دفعه؟ ۲ بار؟ ۳ حله؟ ده آخه نفهم هرزه شدی رفت
خیلی ها هستن توی جامعه ما از دین که گذشته
دین رو فروختن تمام خودشونم میفروشن اونم زیر فی ![]()
طرف میاد میگه کسی منو نمی بینه شب اینو بگم بیاد
فردا اون یکی یا روز بعد همین جور ادامه میده
فرقی نداره ها
این روزا دخترا زدن رو دست پسرا
یعنی قبلا پسرا دنبال ی جا خلوت بودن
اما امروزه دختره میگه بیا خونه از من
خب حالا ی مسئله ای هست میگن تا آدم خودش نخواد چی؟
تا نفر خودش نخواد زمین و آسمونم بهم بیاد
کسی نمیتونه کاریش کنه حتی دست بهش بزنه
امروزه همه خواهان این چیزا شدن
از کسی ترسی ندارم حرفم میزنم
توی بیمارستان ها دکتر با پرستارا
داشنگاها دانشجوها با هم استادا با شاگردا
شرکت ها مدیر با منشی و زیر دستا
و مربی های ورزشی بازیکن ها و غیره
همه هم مثل هم نیستن هر گردی گردو نیست
خیلی ها با شخصیت خانواده دار و سر به زیرن
خودتون قضاوت کنین
جامعه هست ما داریم؟
باید این افراد برن خودشون بکشن
خیلی میخواد نفهم باشی که این کارا رو بکنی
دختر پسرایی که اینجوری هستن باید برن توبه کنن
از شیطان دوری کنن و خدا رو بپرستن
نماز بخونن تا از گناه دور بشن
اگه هوس بزارتشون (شیطان)









به ما یاد دادند که هر وقت آب مینوشیم بگیم (( یا حسین ع ))
این روزها که آب می بینی اما نمیتونی بنوشی ٰآهسته بگو (( یا ابوالفضل ع ))
*********************
قسمت باشه سال دیگه تاسوعا عاشورا کربلا و بین الحرمین هستم به یاری خدا![]()
![]()

کاش می شد...
آدم گاهی به اندازه ی نیاز،بمیـــرد
بعد بلند شود
آهسته آهسته خاکهایش را بتکاند
گردهایش بماند
اگر دلش خواست،برگردد به زنـدگی.
دلش نخواست،
بخوابد تاابــــــــد


گاهی از هرچه که هستی باید فرار کنی
گاهی هم باید بمونی و بگی آره این منم
مرد بودن رو نمیشه اینجوری شناخت
تهمت زدن راحته اما درک شرایط مهمه![]()
من نمیدونم کیا تو این شرایط قرار گرفتن
که خودشون نبودن و خودشون رو انکار کردن
نمیگم همینجوری و الکی
اما شرایطی همیشه هست که آدمی مجبوره
و باید منکر خود بودن بکنه
چجوری بگم سخته![]()
آدم های دنیای من...یادت می دهند: "دروغگو دشمن خداست."
اما وقتی راست می گویی آنچنان تحقیرت می کنند که فکر می کنی صداقت همیشه با حقارت همراه است.
این آدم ها "راست و دروغ" را درک نمی کنند.

آدم های دنیای من....پرند از ضد و نقیض هایی که خودشان قانون می کنند
و خودشان هم نقضشان می کنند.
گاهی فکر می کنم خدا با چه امیدی هر روز انسان جدیدی خلق می کند.
ما که ادعای خداشناسی داریم، وضعمان اینست...
وای به حالِ....
به قول گاندی...
"تولد هر کودک یعنی هنوز خدا به انسان امیدوار است."
پس....
خدا را نا امید نکنیم...

خــداوندا
دست هایم خالی است و دلم غرق آرزو
با قدرت بیکرانت ، یا دست هایم را قوی کن
یا دلم را خالی از آرزو.......

خدایا!
دستانی را در دستانم قرار بده
که پاهایش با دیگری پیش نرود...

زندگی یک باور درد آور است
زندگی یک اول بی آخراست
زندگی کردیم و اما باختیم
کاخ خود را روی دریا ساختیم
لمس باید کرد این اندوه را
بر کمر باید کشید این کوه را
زندگی را با همین غمها خوش است
با همین بیش و همین کم ها خوش است
باختیم و هیچ شاکی نیستیم
بر زمین خوردیم و خاکی نیستیم....

مـیـگَـن كَـسـایـي كِـهـ مَـشـروبـ بـخـورَن ، مـیـرَن جَـهَـنَـمـ
جَـهَـنَـمـي كِـهـ آدَمـاشـ مَـسـتـ بـاشَـن ،
اَز دُنـیـایـي كِـهـ آدَمـاشـ پَـسـتـ بـاشَـن بِـهـتَـرِه
" پِـیـكــ آخَـرَمـ " رو مـیـنـوشَـمـ بِـهـ سَـلـامَـتــي" خـُـدا
تنهــآ چیزی ڪـه ایــن روزا دوسـت دارم بـشنـوم...
اینــه ڪـه
خـُـدا بهــم بــگـه : ایــن دنـیا یــه شـوخـیـه بـُـزرگــ بــود..
نـــاراحــت ڪـه نـشُـدی؟؟؟

خــــــــدا اشک هایی که لابلای قطره های بارون گم میشن،
خیلی حرمت دارن ، خیلـــــــــی...
به این راحتی بی جوابم نـــــــــــذار......
منو ببیــــــن. صدام و بشـــــــــنو........
خداوندا جاي سوره اي به نام عشـــــق
در قرآن خاليســـــــت كه اينگونه آغــــــــاز شود
و قـــــــسم به روزي كه دلــــــت را ميشكنند و
جز خدايت مرحمي نخواهي يافـــــــــــت

خدایا
من اینجا دلم سخت معجزه میخواهد
و تو انگار
معجزه هایت را گذاشتی برای
روز مبادا...........


مهربان باش
مهربان باش كه در آن پس اين پنجره ي سبز قشنگ
مهربان است كسي با من و تو
چه قشنگ است نگاهي كه به مهر
بگشايي به همه
نیستی کم نه از ایینه نه حتی از ماه
که ز دیدار تو دیوانه ترم تا از ماه
![]()
![]()
![]()
من محال است به دیدار تو قانع باشم
کی پلنگی شده راضی به تماشا از ماه
![]()
![]()
![]()
به تمنای تو دریا شده ام !گرچه یکی ست
سهم یک کاسه آب و دل دریا از ماه
![]()
![]()
![]()
گفتم این غم به خداوند بگویم ،دیدم
که خداوند جدا کرده زمین را از ماه
![]()
![]()
![]()
صحبتی نیست!اگر هم گله ای هست از اوست
میتوانیم برنجیم مگر ما از ماه!

یعنی از روی ناراحتی باید رفت سمت سیگار و مشروب؟
باورش سخته اما توی جامعه ی اکنون ما فقط همینه
یعنی وقتی جوونی ناراحت میشه غصه داره بهترین نوش داروی خود رو سیگار و
مشروب و قلیون میدونه اما فکر این رو نمی کنه که این نوش دارو
نه تنها از درد او کم نمی کنه بلکه بزرگترین درد و تحقیر رو براش به همراه داره
هم توی جامعه در بین افراد سر افکنده هست و هم درد و غصه هاش باهاشه
و از ی طرف ی نوع بیمار به حساب میاد که همه ازش دوری می کنن
از طرف دیگه اعتبار و اعتمادی بهش نیست
و گاهی منجر میشه دست به کارهایی بزنن که باعث اذیت دیگران و یا
ی جوری خودشون دچار مشکلی بزرگ میشن که همه اطرافیان رو هم به دردسر میندازن
حالا من موندم با این همه درد و غصه چکار کنم
فقط میتونم روبه خدا کنم و بگم خدایا به فریادم برسس ![]()
![]()

گاهـــ ـی خــ ــداوند تمام درهــ ـا و پنجـ ــره هـ ـا را بِـﮧ رویمــ ـان میبنـــدد!
زیبـ ــــاست اگـ ــر فکــر ڪُنـ ـی بیرون طوفــ ــان اســــت!
و خــ ـــداوند تو را از آن محــافظـــت میڪنــ ـــد!

راستی خدا ...
دلم هوای دیروز را کرده ...
هوای روزهای کودکی را ...
دلم میخواهد مثل دیروز قاصدکی بردارم
آرزوهایم را به دستش بسپارم تا برای تو بیاورد ...
دلم میخواهد دفتر مشقم را باز کنم و
دوباره تمرین کنم الفبای زندگی را ...
میخواهم خط خطی کنم تمام آن روزهایی که دل شکستم
و دلم را شکستند ...
دلم میخواهد این بار اگر معلم گفت در دفتر نقاشی تان
هر چه میخواهید بکشید
این بار تنها و تنها نردبانی بکشم به سوی تو ...
دلم میخواهد این بار اگر گلی را دیدم
آن را نچینم ...
دلم میخواهد …
می شود باز هم کودک شد؟؟
راستی خدا !!!
دلم فردا هوای امروز را می کند ...

این بوس روی چشمای عشقم ![]()
خوشا آنان که در
گهواره مردند ...
که بویی از غم دنیا نبردند

خدا جون ببین کجام و در چه وضعیتیم دستم رو بگیر
همیشه کنارم بودی و تنها تو پشت و پناهم بودی
منم محمد بنده ای که الان این ساعت بهت خیلی احتیاج داره
![]()
![]()
![]()

من دوس دارم اینجور جایی رو ببینم و قدم بزنم برم ببینم به کجا می رسه
اگه قرار هست تنها باشم خدا رو دارم پس نگرانی ندارم و تنها نیستم
همیشه یارو یاورم بوده
کیا دوس دارن توی این محیط باشن؟
کی دلش میخواد اینجور جایی خودش تنها باشه؟
کیا دوس دارن با عشقشون اینجور جایی باشن؟
راهی هست یکطرفه که اون طرفش مشخص نیست
هر دو طرفش دره هست جالبه نه؟
تصمیم با شماست

عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم
بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری
بعد از چند روز به دوستی
بعد از چند ماه به همکاری
بعد از چند سال به همسایه ای
اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم
دیگر وقت آن رسیده که اعتمادی فراتر آنچه می بایست را به او ببخشیم
او که یگانه است و شایسته
حوا که بغض می کند...
حتی خدا هم اگر برایش سیـب بیاورد...
چیزی جز آغوش آدم آرامش نمی کند!!!

از سکـــوتــم بتـــرس ...!
وقتــی که ساکـــت می شوم ...
لابـد همــه ی درد دل هایــم را بــرده ام پیش خــــدا ...
بیشتر که گوش دهــی ..
از همــه ی سکوتـــم .. از همــه ی بودنــم ..
یک "آه" می شنـــوی ...
و باید بترســی ..
از "آه" مظـلـومـی که فریــاد رسـی جز خـدا ندارد...

کل دنیا هم بگویند دوستم دارند ...
فایده ندارد !!!
اما ...
دوستت دارم های " تو "
چه غوغایی می کند ...
روحم را تازه می کند !!!

اگر خواســـتی بدانـــی چقـــدر ثروتمــــندی،
هرگــــز پول هـــایت را نشـــــمار،
قطـــــره ای اشــــک بریـــز . . .
و
دستــهایــی کـه بــــرای پـاک کـــــردن اشکـــــهایت مـــــی آیند، را بشــــمار.
ایــن اســت ثـــروت واقـــــــعی.

خدای من
نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی
میان این دو گمم
هم خود را و هم تو را آزار میدهم
هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی
و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی
آنقدر بی تو تنها هستم که بی تو یعنی “هیچ” یعنی “پوچ”
خدایا هیچ وقت رهـــایم نکن


هرچند که خسته ایم ازاین حال نیا....
شرمنده اگر ندارد اشکال نیا...
ما خط تمام نامه هامان کوفی ست
آقای گلم زبان من لال نیا...
رفیق من سنگ صبور غم هام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم....

زندگی به من آموخت :
"هیچکس مثل حرفهایش نیست...."

خدایا ظهور آقا امام زمان (عج) رو نزدیک بفرما
امام رضا مشکل همه رو بر طرف بفرما راه روشن رو به همه نشون بده
خدایا تو رو به عظمتت جوون های ما مشکل زیاد دارن
تا جایی که ممکنه از بار مشکلاتشون کم کن
به من حقیر هم ..................
دوستان امیدوارم آرزوهای همه ی شماها برآورده بشه

آمین یا رب العالمین

خـבایا
التماست میڪنم...
همـﮧ בنیایت ارزانـے בیگراטּ...
ولـے آنڪﮧ בنیاے مـטּ است
مال ِ בیگرے نباشـב!!!


وخدا پلک زد ، زمین چرخید ، پلک زد ، روز و شب منظم شد
کوه در قلب دشت ریشه دواند ، سنگ در قلب کوه محکم شد
باد رقصید و های و هویی کرد ، رگ خاک از سرود رود شکفت
آفتاب آمد و به ابر وزید ، ابر بر گل چکید و شبنم شد
چشمه را تا که بر زمین نوشاند ، آسمان قد کشید و بالا رفت
روح خود را به خاک مرده دمید ، خاک آهی کشید و آدم شد
بعد دستی بروی ماه کشید ، آه! آدم دوباره آه کشید
گویی از روز اول خلقت ، قسمت آدمی فقط غم شد
وخدا نیمه سیب سرخی را زیر خاک بهشت پنهان کرد
پلک زد ، یک درخت سبز شکفت ، شاخه اش سوی آدمی خم شد
آدم از شاخه سیب سرخی چید ، عطر زن در دل جهان پیچید
سیب ، حوا شد واز ان تاریخ ، عشق یک احتیاج مبرم شد
عشق بود آه عشق آری عشق ، آنچه مابین مروه بود وصفا
آنچه روزی بپای اسماعیل ، اززمین سرکشید و زمزم شد
گاه در برق ذوالفقار علی ، لرزه بر جان نهروان انداخت
گاه خون کرد بر دل محراب ، زهر شمشیر ابن ملجم شد
گاه در قعر چاه چون یوسف ، گاه بر اوج دار چون حلاج
گاه در خون نشست چون سهراب ، گاه خنجر کشید و رستم شد...
آدمی مثل نیمه ی سیبی ، خواست تا عشق کاملش بکند
گرچه از لحظه ای که عشق آمد ، چیزی از آدمیتش کم شد


با عطرِ آشنای این همه آرزو چه کنم؟
با التماس این دل در به در!
با بی قراری ابرهای بارانی...
باور کن به دیدار آینه هم که می روم،
خیال تو از انتهای سیاهی چشمهایم سوسو می زند!
موضوع دوری دستها و دیدارها مطرح نیست!
همنشین نفسهای من شده ای!
با دلتنگی ِ دیدگانم یکی شده ای!
بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است
توی قرآن خوانده ام ، یعقوب یادم داده است
دلبرت وقتی کنارت نیست ، کوری بهتر است ...

از زندگانی ام گله دارد جوانی ام
شرمنده ی جوانی از این زندگانی ام...

♥دعا کردم تو تنها مال من شی
تو تعبیر قشنگ فال من شی♥
♥دعا کردم بدونی چشم به راتم
هنوز دلبسته بغض صداتم♥
♥اگه بازم دلت با دیگرونه
چشات دنبال از ما بهترونه ♥
♥بزار با یاد تو دلخوش بمونم
فقط دلتنگیات با من بمونه .♥

باورت بشود یا نه روزی می رسد که دلت برای هیچ کس به اندازه ی من تنگ نخواهد شد!
برای نگاه کردنم... برای اذیت کردن هایم.. برای خنده هایم..
برای تمام لحظاتی که کنارم داشتی...!
روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره ی من خواهی بود
میدانم روزی می رسد که دیگر نیستم...
و هیچ کس تکرار من نخواهد شد...

خدا را دیده ای آیا؟
تو آیا دیده ای وقتی شبی تاریک
میان بودن و نا بودن امید فردایی
هراسی می رباید خواب از چشمت
کسی ، خورشید و صبح و نور را
در باور روح تو میخواند
و هنگامی که ترسی گنگ میگوید، رها گردیده ، تنهایی
و شب تاریکی اش را ، بر نگاه خسته میمالد
طلوع روشن نوری به پلکت ، آیه های صبح میخواند
کلام گرم محبوبی
کمی نزدیک تر از یک رگ گردن،
به گوش ات با نوای عشق می گوید :
غریب این زمین خاکی ام ، تنها نمی مانی

خدایا مشکلات من اینا هست میگمت کمکم کن باشه؟
........................................................... ![]()
.............................................. ..................................
.......................................................................................
خدایا اینو هم یادم رفت
..............................................................
بزرگی بی همتایی فقط از خودت میخوام
کمکم کن ، لطفا ![]()
![]()
![]()
![]()
تمام ![]()

همیشه یادت باشه اگه گدا دیدی
هیچ وقت تو دلت
نگو راست میگه یا دروغ ، بدم یا ندم ، آدم خوبیه یا بدیه
"چشماتو ببند و کمکش کن"
تا وقتی رفتی گدایی پیش خدا ، خدا هم تو دلش این سوال ها رو از خودش نپرسه
"چشماشو ببنده و بهت بده"

خــــــــــدا جــــــــون نتـــــــرس...!
نــــه به گنـــــــاه میفتــــــــی!؟!!
نــــــه بــــــه جهنـــــــم میـــــــری!!!
منــــــ و تو به هــــــــم محـــــرمیم...
دستمـــــــو بگیـــــــر...!!!!!!!!
و عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم !
بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری !
بعد از چند روز به دوستی و بعد از چند ماه به همکاری !
بعد از چند سال به همسایه ای !
اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم
خدا تنها تنهایی است که تنها را تنها نمی گذارد !
خدا در دستی است که به یاری میگیری
در قلبی که شاد میکنی
در لبخندی که به لب می نشانی خدا با من است ، خدا با توست
خدایمان را آشکار کنیم آرامش چیست ؟
نگاه به گذشته و شکر خدا نگاه به آینده و اعتماد به خدا
نگاه به اطراف و جستجوی خدا نگاه به درون و دیدن خدا
لحظه هایتان سرشار از بوی خدا
خدایا به آنان که ادعای عاشقی تو را دارند بیاموز که بزرگترین گناه شکستن دل آدمیان است
چه خود ساخته هایی که مرا سوخت ، و چه سوختن هایی که مرا ساخت
ای خدای من ، مرا فهمی عطا کن که از سوختنم ساخته ای آباد از من بجا ماند
خدایا !من چیزی نمیبینم ، آینده پنهان است !
ولی آسوده ام ، چون تو را می بینم و تو همه چیز را

سخت است حرفت را نفهمند،
سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،
حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد
وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،
اشتباهی هم فهمیده اند.

نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم، نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی.
در اگر باز نگردد، نروم باز به جایی.
پشت دیوار نشینم، چو گدا بر سر راهی.
کس به غیر تو نخواهم، چه بخواهی چه نخواهی.
باز کن در، که جز این خانه مرا نیست پناهی.. ♥
ادامه رو بخونید

خسته ام یکم...
دیگه از حرفای تکراری گفتن خستم...
دوست دارم ارامش داشته باشم ولی انگار یه طوفان بزرگ تو راهه
این ماه وحشتناک ترین ماهه...
نیاز دارم به دعا...
نیاز دارم به ارامش...
کمکم کن خدااااا...

خدایا کمکم کن تا عاشقانه ترین نگاه ها را در چشمانش بریزم ،
خدایا کمکم کن تا در بعد عشق او بهترین و شیرین ترین باشم ، …
آبی آسمان را بر باور یاس های کبود گره زدم… گفتم شاید تو بیای
احساس کردم دلم حسن تعبیری خواهد شد برای دل شیفتگانت
اما هنوز من و آبی آسمان و یاس های معصوم چشم براه تو نشسته ایم
هنوز نیامدی اما…
جای قدم هایت بر گلبرگ سرخ قلبم به جا مانده …
دلم تنگ است…
آسمان را که نگاه میکنی
نبض باران را در تپش قلب کبود ابرها میشنوی
بارانی شو او میشنود