دلتنگ

کاشکي بودي و مي ديدي که دلم داره ميميره

کاشکي بودي و مي ديدي که بهونت و ميگيره

مي دوني عطر نفس هات چي به روز من آورده؟

مي دوني دوري دستات اشکمو باز درآورده؟

جاي انگشت هاي نازت چي بزارم توي دستم؟

کاشکي بودي و سرت رو باز مي ذاشتي روي شونم

باز مي ذاشتي و مي گفتم تويي اون همه بهونم

به خدا فرض محال که يه دم بي تو بمونم

تو شدي همه وجودم تويي رنگ آسمونم

عمريه در طلب تو سوختم و مثل کويرم

خاطرات

بــــــزار دوست داشته باشم ٬ بــــــــزار کنارت بمونم

دل منــــــــو تو میشکــــــونی به روم نیار که مهمونم

بــــــزار دوست داشته باشم ٬ وقتی که بارون میباره

کی ابــــــــرا رو من نبـاشم از تو چشـــــات بر میداره

بزار همون جوری که هست دل خوشیـام تمــوم نشه

میترســــــم از خـــــــدافظی بهم نگـــــــو آخــــرشه

بـــــــــزار مثه عروسکـــــــا یه گوشه تنهـــــا بشینم

فقــــط بدونـــــــم پیشمی تـــــــو رو از اون دور ببینم

من به هــــــــــوای بودنت جون میگیرم زنـــده میشم

تو بی هـــــوا میخـــــــوای بری نمیگی دیوونه میشم

بــــــــزار دوست داشته بـاشم دلــــم خـــوشه کنارتم

با این سیـــاه سردی باهــــــام به جـاش خودم بهارتم

بــــــزار دوست داشته باشم ٬ بــــــزار بگم مـــال منی

خیـــــــال کنم دوســـــــــم داری بگی که دنبــــال منی

چی میـــــدونی از دل من ٬ از این خــــــراب بی نشون

کـــــــاشکی میشد فقط یه بـــــــار بهم بگی نرو بمون

بـــــــزار که سایت بمونـــــــم سیــاه و سرد و بی صدا

تـــــــو رو خدا دیگه نگـــــــو بــــــــاید بشیم از هم جدا

جـــــــــــای تو خـــــــــــالیه ولی من پر از خیــــــــال تو

به جـــــــــون خـــــــاطراتمون تمـــــــــوم قلبم مـــال تو

لبخند بزن

خط خطی های گاه و بی گاه محمد 

انسان ها زود پشیمان می شوند….گاه از گفته 

هایشان 

گاه از نگفته هایشان 

اما سراغ ندارم کسی را 

که از" لبخند زدن " پشیمان شده باشد!

تو باشی و من

خط خطی های گاه و بی گاه محمد 

از تـ ُ چـهـ پنهــانـ 

گــاهۓ برایـم آنقـدر خواستنـۓ مۓ شوۓ 

کـ شـروع مۓ کنم 

بـ شمــارش تکـ تکـ ثانیـهـ 

براۓ یکـ بار دیگـر رسیـدن 

بـ بوۓ تنتــ ...

fasele

خط خطی های گاه و بی گاه محمد 

هميشه حرفي را بزن که بتواني بنويسي،

 چيزي را بنويس که بتواني امضايش کني

و چيزي را امضا کن که بتواني پايش  بايستي.

مکث عشق

به ” تــــــو ” کـــــه میرســـــم مکـــث میکنـــــم


انگــار در زیبایــی ات چیـزی را جــا گذاشتــه ام !


در صــدایت ، آرامـــش را در چشـم هایـت ،


زندگــی را در ” تــــو ” ، تمام مــــن را !


به ” تـــو ” کـــــه میرســـــم مکـث میکنـــــم عشقم

روراست بگم عاشقم

برای آدم نابینا.شیشه و الماس یکیه

.اگر کسی قدرتو ندونست 

فکر نکن تو شیشه ای

. اون کوره

************************

اون خـــــــــــره بود تو کلاه قرمزی …

دو روز که تحویلش گرفتن از فرداش اومد گفت من اسبـــــــــــــم … 

بعضی از آدمــــــــــــا هم همینن!!!!!

 

نفس

2roze.ir

کی گفته از عشق تو دست می کشم

دارم با خیالت نفس می کشم

چه حس عجیبی چه آرامشی

تو هم با خیالم نفس می کشی

بهت اعتماد دارم

2roze.ir

تمامه کشتی هايم به دريا رفته اند  

حتی اگر با بادبان ها و دکل های شکسته بازگردند 

به دستی اعتماد دارم که هرگز شکست نمی خورد 

واز پليدیها  نيکی به بار می آورد 

حتی اگر کشتی هايم در هم شکنند 

وهمه اميد هايم غرق شوند

فرياد خواهم زد : "به تو اعتماد دارم"

دیوونتم

چت 2روزه

هی که دلتنگ می شم

می گی: دلتنگی هایت را بنویس !

چندی ست اینجا می نویسم و دلشادم !

از اینکه احساس می کنم ” شــــاعــــــر” شده ام !

امشب که دلم شعر نمی خواهد چه کنم ؟

از دلتنگی ات “دیـــــــوانــــه” شده ام !!

پیشنهاد بهتری داری ؟!؟!

هوای تو

در انتظار توام

در چنان هوایی بیا

که گریز از تو ممکن نباشد

تو

تمام تنهایی هایم را

از من گرفته ای

خیابان ها

بی حضور تو

راه های آشکار جهنم اند ...

عاشقتم

ارزشت برایم آنقدر هست که حاضرم 

برای قدم هایت پل عبور شوم

حتی اگر نگاهت برای لحظه ای به

زیر پایت نیفتد ...!

عاشقتم

בیوانہ وار انتظار لحظہ اے را میڪشم ڪہ از פֿـواب بیـבار شوم

و گرماے ڪسـے را בر آغوش פֿـوב حس ڪنم

با چشم هاے پف ڪرבه ام بنگرم...

واضح تر بنگرم...

تویـے...

و اینجاست ڪہ آرزوے مـטּ یڪ פֿـواب ابـבیست
בر ڪنارت

تا همیشہ...

عشق تو

شعرها و عکس های عاشقانه بهارجون

 بخاطر شب های سرد وطولانیش

بخاطر تنهایی ودلتنگی های پاییزی ام

بخاطر پیاده روی های شبانه ام

بخاطر بغض سنگین انتظار 

بخاطر اشک های بی صدایم بخاطر سالها خاطرات پاییزی

غم انگیز است پاییز

وغم انگیز تر وقتی تو باشی

من روی برگ ها با خیالت قدم بزنم

عشق تو 1

گـــآهی هــَوس مـــــیکنم شمــــآره ات رآ بگـــیرَمُ

دوبـــــآره تپـــــیدنِ ایــ ن قــــلبِ لعنـــتی رآ احــــسآس کنم

خـــیلی وقــت دیگـــر هیــچ چــیز آن رآ نمی لرزآنَــــد!

جــُز شـوقِ دوبــــآره شــنیدنِ طنـــینِ ِ صــــدآیِ تـــو! .! .!

عمرمی

[تصویر:  j2c4rf8wxrkr2upp2fp.jpg]
دوســــت داشتن یعنی

اونــــــــی که صد دفعه ناراحتش میکنی

هربـار میگــــه ::

این دفعـه آخریه که میبخشمـــت

وبا اخم میاد تو بغلت و عاشقانه میچسبه بهت !

دوستت دارم

احتیاجی به تسبیح نیست ....

دستانت را که به من بدهی...

با انگشتانت ذکر دوست داشتن می‌گویم ...

آغوش

آغوشی باش
 
و مرا به اندازه ی تمام اشتباهاتم بغل کن ،
 
بدون آنکه حرفی میانمان رد و بدل شود ،


فقط نگاه باشد و نفس ،


زندگی آنقدرها دوام نمی آورد ،


همین حالا هم دیر است....

عاشقتم

2roze.ir

هر جای دنیا میخواهی باش…!!!


من…!!


احساسم را…!!!


با همیندست نوشته ها…!!!


به قلبتمیرسانم…!!!

بغض

2roze.ir

ڪـاش فقـط یکـ نـفر بوב ڪہ

 وقتــے بـغض میڪـرבم 

بـغلمـ میڪرב و میگــفتـ:

گریـہ ڪـنے میـڪشــمتـا!!

خوب باش

فقط خوب باش !


این روزها "خوب بودن"


به اندازه کافی "متفاوت" است


  این روزها همه ادعا دارن طعم خیانت را چشیده اند


همه ادعا دارن بدی را به چشم دیده اند


همه ادعا دارن تنهایی را کشیده اند


  پس کیست که دنیا رو به گند کشیده است ؟!


شـــــایــــــد مــــنــــم !!

وفای به معشوق

چت روم 2روزه
کاش خاطره هاشو با خودش می برد کاش دلم نیممرد با هر نفس به خاطر نبودنش

دل من ساده نشو کسی که دوست نداره به خاطرش تو قصه ها اواره نشو

دل من دوم دوری نداری کاش میدونست اونی که خیال موندن نداره

دل من تو با وفای اونی که وفا نداشت کاش میدونست

وفا فقط تو قصه هاست اونی که تو رو شکست حتما یکی ازادماست

نگو نشنیدی که این روزا شکستن دل واسه ادما یه قانون تو بازیه عاشقیه

بازی و باختی به سادگی تو دیگه قصه نشوبرای من تودیگه قصه ای پر غصه نشو

دل من منتظرش نشو خودتو به خاطرش کوچیک نکن اون دیگه بر نمیگرده

نه که نخواد نه که نشه دیگه واسه برگشتن اون بهونه ای نداره

تو دلی پر احساس عاشقانه بر می گردی حتی بی بهانه

 خسته شدم از دست تو یا تو تنهاینت بمیر یا که عشقتو ازش بگیر
چت روم 2روزه

 
 

کاش..

"
 
کاش اون لحظه ای که 

یکی ازم میپرسه حالت چه طوره ؟

وجواب میدم خوبم.....

کسی باشه که محکم بغلم کنه

و آروم تو گوشم بگه:

"میدونم که خوب نیستی........

دوستت دارم

 تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا

بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !

خـالی از هـرتشبیه و استعـاره و ایهـام …

تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :

دوستت دارمــ خاص ترین مخـاطب خـاص دنیـا !

من و تو

من را زیر خاکستر جا گذاشتی!

آهای با توأم ...

یادت نرود من بخاطر تو آتش گرفتم

 

دلتنگ

دلت تنگ یک نفر که باشد ! 

تمام تلاشت را هم که بکنی تا خوش بگذرد ؛

و لحظه ای فراموشش کنی ،

فایده ندارد .... تو دلت تنگ است ، 

دلت برای همان یک نفر تنگ است ! 

تا نیاید ... تا نباشد .... 

هیچ چیز درست نمی شود ... !!!

بدترین درد

ما فکر میکنیم بدترین درد


از دست دادن کسی هست که خیلی دوسش داریم.


اما ...حقیقت اینه که :


از دست دادن خودمون


و از یاد بردن  اینکه کی هستیم و چقدر ارزش داریم


گاهی وقتها خیلی دردناک تره...

خودم

✘ایــن روزهـــآ
بیشــتر از هــر زمــآنی
دوسـتــ دارمــ خــودمــ باشــمــ !!
دیگــر نـه حــرص بدســت آوردنــ را دارمــ
و نه هـــراس از دســت دادنــ را ..
هرکـــس مـــرا میـــخواهد بـخـــآطــر خــودمــ بخواهــد
دلــم هـــوای خـــودم را کـــرده اســت ..✘

خدایـــــــــــا دلتنگشم

 شب های دراز بی عبادت چه کنم؟

طبعم به گناه کرده عادت چه کنم؟

گویند کریم است و گنه می بخشد

گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم؟

یادمه گاهی اینو داخل چت می گفتم

هی روزگار تنهایی

 من دل شکسته و با ی فکر خسته دلم تنگته

 ببین چه ساده بدون اراده دلم تنگه

ببین چه عاشقانه دلم تنگته دارم میمیرم اه

دوستت دارم



شایـــد تــنـــــها کسی نبودم که دوســـــتــت داشتمــ ،


اما کســـی بودم که



تـــنـــها
تــــــــــو را
دوست داشتمــــــ  ...


 

دیوونتم

دختر.دختران زیبا.دخترای ناز
مـیــدونــیــن دِلــَــ ـــــــــ ــــمـ  چـــیـ  مـــیـــخـــواد!
 

خــُــــ ــــــ ــــدا بــــیـــ ـاد بــِــهــِـمـ  بــِــگــــه:
 

دیــ ـــوونــَـ ـم کـــَـردی بـــیــــا ایــنـــَـمـ  هـــَ ـمــونــی کـــهـ مـــیــخــــواســــتـــ ــیـ

دلتنگم

دختر.دختران زیبا.دخترای ناز 

میــــ ــــــــ ـــــــدانمـ !

دیگر برایـ مـــــ ــــــ ـــــنـ نیستیـ !

 امـــــ ــــــــ ـــــ ــــا ....

دلیـ  کهـ تنـــــ ـــــگـ باشد اینـ  حرفها را نمیفهمد...

فراموش

دختر کافه

می خواستـــــ امتحانــــ کنــــه کـــه میتونــــه


فرامـــوشمـــم کنــــه یـــا نه.


برگشتـــــ...


گفتمــــ دیدیـــــ نمــــی تونــــی...


گفتــــــ : شمـــــا؟!

دوستت دارم

tumblr_me06skZfkQ1rgnd6jo1_500.gif

 دلم برات خیلی تنگ شده 

خیلی دوست دارم

کنارم خیلی ها هستند

اما

دلم پیش تو ارومه

آهنگ صدایت شده دنیای من


آهنــــگ صــدایــــت شــــده دنیـــــای مـــن



روزام دلگیـــــر

شبام کابــــوس

خــــودم تنهــــــــا

کـــــمی خــــــلـوت

یه فنجـان عشقِ تو

و آهنــــگ صــدایــــت

شــــده دنیـــــای مـــن

خوش هستم با خیالت

ولی بشنــــــــو زمــــــــن

جایـــش نبــــود... رفتـــــن !

تو دنیای منی

گاه میتوان تمام زندگی رادرآغوش گرفت،
فقط کافیست

تمام زندگیت..

یک نفر باشد

زندگی من

تو دنیا یکی هست که دنیایش تویی / روز و شب در فکر توست ، رویایش تویی /

گلی خوشبوست که عطر و بویش تویی / ماهی کوچکی است که دریایش تویی /

شمعی روشنی هست که نورش تویی / نا امیدی است که امید فردایش تویی /

دلی با یک آرزوی بزرگ که آرزویش تویی / خیالی خسته که آرامش شبهایش تویی /

چشمانی خیره به سویی که سویش تویی / یک دل زخمی که مرهم زخم هایش تویی .

عشق

من عشق را در پیاله حسرت دیدار تو چشیده‌ام

مـــن در ســـراب رسیــــدن بــــــه یــــــــاد آب

تـــــــــا انتــــــــهای حســـرت چشمت دویده‌ام

در غـــــرش تــــــنـــدر هـــــــــر صـــــاعقـــــــه

یــــــــا در کشـــــــــاکـش طـوفان و سیل و بــاد

مـــــــن در خیـــال خـــود یـاد تو را پرکشیــده‌ام

صبــحــگاهان که نـــــــــــدا سر دهندبه یــاد یار

در اوج پــــــــــرواز فــــــــوج‌فوج مــرغــــان صبح

با گوش جان صــــــدای ذکر و دعاشان شنیده‌ام

ای مــــــاه، ای فلـــــــک، ای آســـــــمــــــــــان

بــــــــــــا یــــک نظـر به ابرهای نقـــــــره‌فـــــــام

مـــــــن جام معـرفت یـــــــار را سـر کشیـــــده‌ام

با مــــــــن ز عشــــــــــــق سـخــــــن مـگــــــــو

کــه عشق را، با یاد تو به هر نفسی بر کشیــده‌ام

مـــــن در ســـــیــــــــاه‌تــــرین شب تار پر از سواد

بــــا جـــلـــــــوه رخ زیـــبــــــــــــای آن نــــــــگــار

الـــــــــوان‌تــــرین قــــوس و قـــزح را کشیـــده‌ام

هـــــــرگـــز مباد که بــــی‌یـــــاد او به سر کنـــــم

بــــا یــــــــــاد او روح را در آســــــــمــــــــــــــان

تــــا جـــایـــــگه عیســــــــی مـریــم کشیده‌ام

شب عشق

 

چشمان تو هر شب آسمان تیره احساسم را نورانی می کند.چه غمگینم از این رفتن

و از این روزهای سرد تنهایی و چه بیزارم که مرا از یاد خواهی برد می دانم که مرا از یاد

خواهی برد و می دانم از یادم نخواهی رفت.تو به من آموختی که چگونه عاشق شوم

وچگونه عشق بورزم ولی رفتن رو به من نیاموختی که چگونه فراموشت کنم. اما امید

زندگانیم، در جهان دو چیز را بیشتر از همه دوست دارم گل سرخ و تو را،گل سرخ را برای

تو و تورا برای همیشه.من اینجا در کنار تخته سنگی نشسته ام که روی آن نوشته بودی

(( تا ابد با تو هستم))

ولی اکنون که باد و بارون آن را پاک کرده جز تو شاهدی ندارم

دوستت دارم

بــا تَمــامِ مِـداد رَنـگـے های دُنیــا


به هـَـر زَبــانی کــه بـِدانــے یـا نــَــدانے


خـالــے اَز هَــر تـَشـبیـه وَ اِسـتــعاره وَ ایـــهـام


تَـنهـــا یـــک جـــُـــــمله بـَــرایـت خـواهـَـــم نــِـوشــت


دوسـتَت دارَم خـــاص تــَــریـن مـُـخـاطـَـب خــــاص دُنیـــــا

گندمزار


تو چشات در دریا ارامشه منو به سمتت میکشه اروم

اروم جونم

مال تو حس عاشقونم

موی تو دشت گندم زار منه عشق بی تکرار منه چشماتو

نبند چشاتو نگیر از من اون خنده هاتو

بزار تو اون چشمات عشقو ببینم کنارت بشینم

بزار دستاتو اروم بگیرم من اروم میمیرم


تو باعث شدی عاشق بشم من ازت ممنونم

تا این روزگاره فرصت بده پیشت میمونم

من ارامش زندگیمو به چشمات مدیونم

موی تو دشت گندم زار منه عشق بی تکرار منه چشماتو

نبند چشاتو نگیر از من اون خنده هاتو

بزار تو اون چشمات عشقو ببینم کنارت بشینم

بزار دستاتو اروم بگیرم من اروم میمیرم


تو باعث شدی که با هر نفس فکر کنم که شادم

تا وقتی نفس تو سینه هست نمیری از یادم

تا وقتی که من اسیرتم خوشبختم آزادم


تو چشات در دریا ارامشه منو به سمتت میکشه اروم

اروم جونم

مال تو حس عاشقونم

موی تو دشت گندم زار منه عشق بی تکرار منه چشماتو

نبند چشاتو نگیر از من اون خنده هاتو

بزار تو اون چشمات عشقو ببینم کنارت بشینم

بزار دستاتو اروم بگیرم من اروم میمیرم

فقط یه نگاه

چت روم 2روزه

لااقـل رد که می شـوی

بی هـوا بگو : دوسـتت داشتم !!!

و تا برگشـتم لا به لای جمـعیت

گُــــم شـده باش !!!

با مرام

چت روم 2روزه

یادت باشه وقتی واسه کسی همه کس شدی

اون کس بعد از تو خیلی بی کسه مرام داشته باش یا برای کسی کس نشو

یا اگه شدی به فکر بی کسی ها شم باش

عشق

چت روم 2روزه

  چت 2روزه  زمان به من آموخت که دست دادن به معنای رفاقت نیست چت 2روزه

 

   چت 2روزه قسم خوردن به معنای سر قول ماندن نیست .چت 2روزه

       چت 2روزه و عشق ورزیدن ضمانت تنها ماندن نیست ...!!! چت 2روزه      

 * * * * * * * * * * * * *

چت 2روزهپس باید چشم ها را دقیق باز کرد و نگریست که مبادا ....!!!!چت 2روزه

حکم

چت روم 2روزه

خواستنت حکم

پریدن را داشت با این بالهای شکسته ی من

و رازِ نهفته در نگاهت

گویا آتشِ تمام آتشکده های جهان را به جانم میریزد

به تو که می اندیشم

هفت دریا را غرق میشوم

در دلِ نهنگی

صدف تنهاییم را میشکافم

در او مچاله میشوم

و به فردایی بی فرجام می اندیشم

تا که شاید

توری صیادی دستی  رهایم کند ومن

گردن آویز تو باشم

بگو بمون

کاش میفهمیدی قهر میکنم تا دستم را محکمتر بگیری

وبلندتر بگویی:بمان 

نه اینکه شانه بالا بیندازی

وارام بگویی "هر طور که راحتی"

دوستت دارم

با تو می مانم ،

عاشقتر از همیشه ،

با تو هستم ،

خواهم ماند ،

مثل یک مجنون

تا ابد و برای همیشه

به پاکی آن قلب مهربانت قسم دوستت دارم

عکس خدا در اشک عاشق است

قطره، دلش دریا می خواست. خیلی وقت بود که به خدا گفته بود.

هر بار خدا می گفت: (( از قطره تا دریا راهی ست طولانی.

راهی از رنج و عشق و صبوری. هر قطره را لیاقت دریا نیست.))

قطره عبور کرد و گذشت. قطره پشت سر گذاشت. قطره ایستاد

و منجمد شد. قطره روان شد و راه افتاد. قطره از دست داد و به

 آسمان رفت. و هر بار چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت

 تا روزی که خدا گفت: (( امروز روز توست. روز دریا شدن.))

خدا قطره را به دریا رساند قطره طعم دریا را چشید.

طعم دریا شدن را. اما.....روزی قطره به خدا گفت:

(( از دریا بزرگتر، آری از دریا بزرگتر هم هست؟))

خدا گفت: (( هست.))

قطره گفت: (( پس من آنرا میخواهم. بزرگترین را. بی نهایت را.))

خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت: (( اینجا بی نهایت است.))

آدم عاشق بود. دنبال کلمه ای می گشت تا عشق را توی آن بریزد.

 اما هیچ کلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت.

 آدم همه ی عشقش را توی یک قطره ریخت. قطره از قلب

 عاشق عبور کرد و وقتی که قطره از چشم عاشق چکید،

خدا گفت: (( حالا تو بی نهایتی، زیرا که عکس من در اشک عاشق است.))

با تو بودن را می خواهم

با تو آغاز نکردم که روزی به پایان برسانم.

عاشقت نشدم که روزی از عشق خسته شوم.

با تو عهد نبستم که روزی عهدم را بشکنم.

همسفرت نشدم که روزی رفیق نیمه راهت شوم.

همسنفت نشدم که روزی عطر نفسهایم را از تو دریغ کنم.

و با یاد تو زندگی نمیکنم که روزی فراموشت کنم.

با تو آغاز کردم که دیگر به پایان نیندیشم.

عاشقت شدم که عاشقانه به عشق تو زندگی کنم.

با تو عهد بستم که با تو تا آخرین نفس بمانم.

همسفرت شدم که تا پایان راه زندگی با هم باشیم.

همسنفست شدم که با عطر نفسهایت زنده بمانم.

و با یادت زندگی میکنم که همانا با یادت زندگی برایم زیباست.

همچنان لحظات زیبای با تو بودن میگذرد ،

از آغاز تا به امروز عاشقانه با تو مانده ام ای همسفر من در جاده های

نفسگیر زندگی.اگر در کنار من نباشی با یادت زندگی میکنم ،

آن لحظه نیز که در کنارمی با گرمی دستهایت و نگاه به آن چشمان زیباست زنده ام.

ای همنفس من بدون تو این زندگی بی نفس است ،

عاشق شدن برایم هوس است و مطمئن باش این دنیا برایم قفس است.

با تو آغاز کرده ام که عاشقانه در دشت عشق طلوع کنم ،

طلوعی که با تو غروبی را نخواهد داشت.

و همچنان لحظات زیبای با تو بودن میگذرد ، لحظه هایی سرشار از عشق و محبت.

با تو بودن را میخواهم نه برای فرداهای بی تو بودن.

با تو بودن را میخواهم برای فرداهای در کنار تو بودن.

با تو بودن را میخواهم برای فرداهای عاشقانه تر از امروز.

پس ای عزیز راه دورم با من باش ، در کنارم باش و تا ابد همسفرم باش.

تنهایی

تنهایے آدمے را عَوضــ مےڪند. از تو چیزے میسازد ڪہ هیچــ وقتــ نبودے...


گاهے آنقدر بے تفاوتـــ مے شوے ڪہ حتے اگر در جایے با همـ دیدیشاטּ حتے پلڪـــ همـ نزنے!


گاه آنقدر حساســ ڪہ خاطره هایشــ تو را یڪسره خاڪستر ڪند!


... آنقدر با خودتـــ حرفــ مے زنےڪہ وقتے به او رسیدے لامـ تا ڪامـ دهانتــــ باز نمے شود .


ساعتها زیر دوشــ مے نشینے بہ ڪاشے هاے حمامـ خیره مے شوے...

غذایـتـــ را سرد مے خورے... ناهار را نصفہ شبـــ ، صبحانہ را شامــ!


ساعتها بہ یڪ آهنگـــ تڪرارے گوشـ مے ڪنے و هیچــ وقتـــ آهنگــــ را حفظـــ نمے شوے!


شبها علامتـــ سوالهاے فڪرتــــ را مے شمارے تا خوابتــــ ببرد...

رفتن

نــه تنهـــا ترکتــــ می کنندـ ...

حتـی وقتـــ رفـتن بــا تمامــ پـــررویی دستــور همــ میدهندـ :


مواظبـــ خودتـــ بــاش ... !

عشق من

بیا عشقم تو بامن باش بذار از غم رها باشم

بخواب آروم تو آغوشم که من آسوده خاطر شم

نشستم گوشه ای آروم دلم به غم گرفتاره

نگو حالت رو میفهمم که دل به غم سزاواره

غروب عشق چه دلگیره شدیم پا بنده یک رویا

منو تو مال هم بودیم شکستیم رسم این دنیا

شکستن رسم هرکس نیست با این دنیا مدارا کن

اگر گفتم دوست دارم ببند چشم و تو حاشا کن

رعنا جونم

 

 

دوستت دارم

عشق به تو

من تو اين دنيا سه تا دوست دارم ...

خورشيد ،ماه و تو . اولي رو واسه خودم

دومي رو واسه شبام

ولي تو رو واسه تک تک لحظه هام مي خوام

خوش به حال

5a412ee00093d958fa6f9e65685f8b69-300

خــوش بہ حــال بچـہ هاے مــدرسـہ...!

لااقـل تکلیفشــاטּ معلـوم بـود


مـــن کہ بی حضور چشمانت

سالہاســت بلاتکلیــفم...!

فکر غریب

ما کسایی که به فکرمون هستن رو نگران می کنیم...

به گریه می اندازیم.

 و گریه می کنیم برای کسایی که حتی لحظه ای به فکر ما نیستن.

باهم

   

    بیا باز فریب بخوریم   

      تو فریب حرف های مرا و

   من فریب نگاه تو را

    مگر زندگی چه می خواهد 

 به ما بدهدکه تواز من چشم برداری و

   من نگویم که دوستت دارم ..

           تقسیم نمی کنم حتی نبودن ات را با کسی  ..

 

*****************************

عاشقتم

حواس

62b5bdd28334fd5426c6bc0a4242c52e-300

تو به افتادن من درخیابان خندیدی

 و من همه حواسم به چشمان مردم

شهر بود كه

 عاشق خنده ات نشوند..!

دیشب

دیروز خاطره ی با هم بودنمان را در سررسیدم نوشتم .

صبح که بیدار شدم خاطره ای در آن ندیدم.

رویا

رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود

با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی

و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند

و…و من همچون غربت زدای در اغوش بی کران دریای بی کسی

به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد

وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید

تو

وقت هایی هست

که جز به بودنت،


دلم رضایت نمی دهد


حالا من از کجا "تو" بیاورم ؟؟؟!

عهد می بندم

براي امروز و فردا عهد مي بندم


نهايت شادي را به تو هديه كنم . عهد مي بندم


نه در صداقت تو شك كنم و نه بي اعتماد ،


بلكه حيات تو را با رشد و ژرفاي بيشتري غنا بخشم .


عهد مي بندم هرگز تلاش نكنم تا تو را تغيير دهم


بلكه تغييراتي را كه خود مي پذيري


بپذيرم


و محبت تو را مي پذيرم بي آنكه دغدغه فردا داشته باشم ،چون مي دانم


فردا بيش از امروز دوستت خواهم داشت..

نمی خواهم

تصاویری به معنای عشق و زندگی

نمی خواهم به جز من دوستدار دیگری باشی


برای لحظه ای حتی به فکر دیگری باشی



نمی خواهم کسی نامش به لب های تو بنشیند


نمی خواهم صفای خنده ات را دیگری بیند



نمی خواهم کسی یادت شود در پهنه ی هستی


نمی خواهم به غیر از من بگیرد دست تو دستی



نمی خواهم کسی جز من به یار من سخن گوید


اگر چه قاصد من باشد و پیغام من گوید



نمی خواهم که نقش چهره ات بر خاطری ماند


خیال دیگری بنیاد عشق ما بر اندازد

باز هم...

دلتنگ تو امروز شدم تا فردا

فردا شد و باز هم گفتی فردا

امروز دلم مانده و یک دنیا حرف

یک هیچ به نفع دل تو

تا فردا...

باور کن



همه دنیا واسه من خنجر کشیدن...    دل من تو این روزا خیلی گرفته...

یادته اون روزا که دلتو شکسته بودم...   حالا این دل شکسته مثل اون روزا گرفته...

باورم کن ... باورم کن ... که بدون تو می میرم ...

بی تو تنهام ... خیلی تنهام ....خوب میدونی... که تو غصه هام اسیرم...

عزیز... هرگز نرفتی اما از یاد تو رفتم..

بی تو تنها تو خیابون... زیر بارون راه میرفتم...

دلمو شکستی اما... نذاشتم تو غم بمیرم...

تو کویر خشک قلبم... هنوزم عزیزترینی...

وقتی فهمیدی عزیزی... منو تنها جا گذاشتی...

تو همونی که می گفتی ...جز من هیچکسی رو نداشتی...

باورم کن ...

بیا برگرد ...

تو هنوزم توی قلبم خونه داری ...

یادته قول داده بودی ... که منو تنها نذاری...

بیا برگرد ...

سکوت

Click to view full size image


به نفس های به شمار افتاده ام


در پس سکوت بی انتهای شب

سوگند

من ماه هاست

خواب را

به لحظه های

خیالی تماشای

چشمان تو فروخته ام

حال من


 

 
 
حال ِ من خوب است،

اما عالی می شوم وقتی که تو با نگرانی،

در آغوشم می گیری و می گویی،

نه عزیزم تو خوب نیستی.!!!
 

صدایت

قــاب کرده ام

صــدایت را می گویم

در امــن ترین گوشــه ذهنــم

و هــر شــــب  

به تماشـای شنیــدنش 

می نشــیـنـــــم

 

کوچک

تو به من خندیدی و نمی دانستی


من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم


باغبان از پی من تند دوید


سیب را دست تو دید


غضب آلود به من كرد نگاه


سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك


و تو رفتی و هنوز،


سالهاست كه در گوش من آرام آرام


خش خش گام تو تكرار كنان می دهد آزارم


و من اندیشه كنان غرق در این پندارم


كه چرا باغچه كوچك ما سیب نداشت

 

کنارم بمون

آغوش عاشقانه

 

من عشق را در تو تورا در دل دل را در موقع تپیدن و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم

من غم را در سکوت سکوت را در شب شب را در بستر و بستر را برای اندیشیدن به

خاطر تو دوست دارم من بهار را به خاطر شکوفه هایش و زندگی را به خاطر زیباییش

و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم من دنیا را به خاطر خدایش خدایی که تورا خلق کرد

دوست  دارم........

........

d87a40f7dc3189247f800e69751cc5d3-300

نمیدانم

 
نمیدانم !! سیگار میکشم یا حسرت نبودنت را .......

ریه هایم بر از دود کنم یا از آه رفتنت.

نمیدانم تو را دود میکنم یا خاطراتترا.......

اصلاا چه فرقی میکند؟؟

تو رفته ای و من .....

سیگار حسرتو آه را با هم میکشم

منتظرم هنوز

http://s1.picofile.com/file/6274842052/rain_and_love_760460.jpg

 زودتر بیا

من زیر باران ایستاده ام


و انتظار تو را می کشم.


چتری روی سرم نیست


می خواهم قدم هایت را،با تعداد قطره های باران شماره کنم


تو قبل از پایان باران می رسی


یا باران قبل از آمدن تو به پایان می رسد؟


هر وقت چلچله برایت نغمه ی دلتنگی خواند


و خواستی دیوار را از میان دیدارهایمان برداری بیا


من تا آخرین فصل باران منتظرت میمانم

امید

زندگی باید کرد

 گاه با یک گل سرخ

گاه با یک دل تنگ

گاه باید روئید در پس این باران

 گاه باید خندید با غمی بی پایان

 

بگذار


نگاه تو انعکاس صامت گرفتگی یک فریاد است...

 

به من نگاه کن!!!!!!!!!!!

 

بگذار من در سکوت صدای نگاه تو

 

تراژدی مرگ همه فریادها را تجربه

 

 کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مهتاب

Click to view full size image

کنار برکه ای بودیم در خواب

تو با جامـــــــــــــــــــــی ربودی  ماه از آب

چو نوشیدیم  از آن آب  گوارا

تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب

 

دوستت دارم


بهترین آرزوها و تمام دا رو ندارم تقدیم تویی که
 
 بهترین حادثه زندگی منی

اینقدر دوستت دارم که حتی به خودم اجازه نمیدم بهت بگم دوستت

دارم. اینقدر برام عزیزی که تحمل ناراحتیت رو ندارم. اینقدر عاشقتم که

 حاضرم حتی بدون من خوشبخت باشی و من از خوشبختی تو

خوشبخت باشم

دوستت دارم

بارانی

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

آسمان که گریه می‌کند،

انگار تو هم دلت می‌خواهد که ابر شوی و بباری…

بباری و پاک کنی، زنگار دل سیاهت را.

 و وای بر آنی که آسمان دلش ابری نمی‌شود!


تا ببارد و بشوید؛


ببارد و پاک کند؛


ببارد و سبک شود،


همچون نسیم با طراوت لحظات پس از باران.

 خدایا،


دلهایمان را بارانی کن…

 

 

بگو

Click to view full size image

بگویم چقدر جای چشمانت در تاریکی قلبم خالیست

 و گرمی حرفهایت در کولاک جانم ..

و فروغ لحظه هایم تهی از هر سو سوی امیدیست ..

و تحقق رویاهای شیرین،دور از دسترس..

از عمق نفسهای به  شماره افتاده..

از ته روزهایی که بی تو گذشت..

از مانده قلبی که بی تو سوخت و شکست ...می نویسم

 تا بدانی که چقدر لحظه هایم حضور تورا کم دارند

و چه اندازه به اندوه بی کسی ام دامن زده  است و به خرمن عشقم آتش ...

بگذار برایت بگویم از قلبی خسته و روحی آزرده ...

از هجرت شادی های بی بهانه... از خنده های گم شده....

از روزگارم که آماج دشنه های بی تو بودن قرارگرفت و رنگش تیره شد ...

بگذار بگویمت که التیام تمام دردها یم به دستان مهربان تو جان میگیرد

و حس خوش زندگی با در کنار تو بودن درهوا پر میشود.

صدای این شکسته در خویش دیگر جز سکوت نیست ..

 آواز خوش زندگی دیگر با رقص جنون همراه نیست دیگر آنچه مانده است

تنهاییست و تنهایی ...

وآنچه  میماند چشمانی است به راه که انتظار به سر می رسد ...

فاصله هارا بگذار برای خودشان

تا میتوانند قد علم کنند

چه باک...

ما از ورای تمام حصار ها

بازهم عاشقانه میگوییم...

 

به امید دیدن روی ماه تو

ثانیه ها رو میشمارم

تا نفس دارم

برای یه لحظه دیدنت در انتظارم.....

دوستت خواهم داشت

با هزار و يک ترفند...

شاخه گلی مصنوعی را

در ميان گلهای شاداب گلدانت

پنهان کردم.

و بر دفتر خاطراتت نوشتم:

تو را دوست خواهم داشت

تا زمانی که آخرين گل پژمرده شود!!!

مثه یه دیوار

مثه دیوار بلندی واسه ی رنگ سکوت

مثه یه حرف نگفته وسط جنگ سکوت

مثه زوزه های بادی روی پرده های نور

مثه شیشه ی صدایی برای سنگ سکوت

تو همون خواب کثیفی توی رویای سیاه

شبیه کابوس مرگی وسطه چنگ سکوت

تو همون شکستن ِ پلای دره ی شبی

شبیه نبودنی تو خاک نیرنگ سکوت

تو مثه کویر گنگی توی دریای سقوط

شبیه چوبه ی داری واسه آونگ سکوت

نمیدونم چطوری باورت رو داد بزنم

که توهم موندی توی آلونک تنگ سکوت

دل

 

نشستی عاشقانه در دل من ، کشیدی خط عشق بر ساحل من

شکستی حرمت دریاشکن را ، چه کردی بی وفا با این دل من

 

 

عزیزم

محبوب من بیا 

 تا اشتیاق بانگ تو در جان خسته ام 

 شور و نشاط عشق برانگیزد 

 من غرق مستی ام 

 از تابش وجود تو در جام جان چنین 

 سرشار هستی ام 

 من بازتاب صولت زیبایی توام

 ایینه شکوه دلارایی توام

هر دارو که علاج بود 

 در خانه داشتم 

 اما تنم در باد

به تماشای غزلهای آخر می رفت

امروز را بی تو خفتم

فردا که خک را به باد بسپارند

تو را یافته ام 

 مگر تو نسیم ابر بودی

که تو را در باران گم کردم ؟

عشق من

تقدیم به عشقم

چه خوش است زیر باران تو مرا صدا کنی

 

باران که می بارد تو در راهی

از دشت شب تا باغ بیداری

از عطر عشق و آشتی لبریز 

با ابر و آب و آسمان جاری

غم می گریزد ، غصه می سوزد

شب می گدازد ، سایه می میرد

تا عطر آهنگ تو می رقصد

تا شعر باران تو می گیرد

از لحظه های تشنه بیدار

تا روزهای بی تو بارانی

غم می کشد ما را و می بینی

دل می کشد ما را تو می دانی .......

 

دلتنگ

تقدیم به تو

 

به نام خدائی که هستی را با مرگ ، دوستی را یک رنگ

زندگی را با رنگ ، عشق را رنگارنگ ، رنگین کمان را هفت رنگ

شاپرک را صد رنگ ، و مرا دلتنگ تو آفرید . . .*

داشــــــــتن تو

داشتن تو حتی برای لحظه ای به تمام عمر بی کسی ام می ارزد

همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن رادرتمام رویاهایش باور میکند

وابسته ی تپشهای قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد

سر سپرده ی برق نگاه توام لحظه ای که مرادرکنارت میهمان میکنی

تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه نوری طلب کردم

تپشهای قلبم درگرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست

نفسمی

... قشنگ ترين خاطره ها با تو و از تو گفتنه ...

... آرامش وجود من صدای تو شنفتنه ...

... نم نم بارون چشام گواه عشقه پاکمه ...

... هم نفسه قسمت من دوست دارم يه عالمه ...

عاشق نشو!!!

 

آن همه اشک که در چشمانم جاری بود همه برای توبود,اما تو بی تفاوت از آن همه احساس لبخندی بر

لبهایت گشودی و گفتی ((هوسی بیش نبود)).اما چرا من عاشق شدم.چرا عشقها این گونه شده اند,چرا باید

 عاشق شوی بعد بدانی هوس بود.چرا باید تا اوج جنون کسی را بخواهی اما بدانی او تو را نمی خواهد. اینها

 همه برای این است که من عاشق شدم پس دیگر عاشق نخواهم شد....!

خودکشی دختر 22 ساله بالباس عروس

خودکشی دختر 22 ساله با لباس عروس بخاطر خیانت
ادامه نوشته