محمد

هی وای من هی روزگار ![]()

سلام دوستان عزیزم مرسی از حضورتون
وبلاگ من مخاطب خاصی نداره
همه ی مطالب واسه دل خودم می گذارم
ممنون میشم گیر ندید و هی نگید کیه کیه
کسی نیست ![]()

اشكهايم همراه باران امشب ميريزند...
آسمان، خوش بحالت. كه باران
چه زيبايت مي كند
و درد عشق مرا چه پير...

تو را به اندازه زیبایی خاطره ات دوست می دارم
تو را به جای همه کسانی كه نشناخته ام دوست می دارم
اندازه قطرات باران ، اندازه ی ستاره های آسمان دوست می دارم
تو را به اندازه خودت ، اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم
تو را به اندازه هر ثانیه دوریت دوست می دارم
به اندازه هر ثانیه اش که هر ثانیه برایم سالها مي گذرد دوست می دارم
به خدا بی توهرلحظه چشمانم می بارد... بازهم دوستت دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم
تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم

نگاه تو انعکاس صامت گرفتگی یک فریاد است...
به من نگاه کن!!!!!!!!!!!
بگذار من در سکوت صدای نگاه تو
تراژدی مرگ همه فریادها را تجربه
کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

رفتم
نخواست که بمونم
صدایم نکرد
نگفت : نرو، برگرد!!
و من رفتم!
رفتم به سوی تنهایی
و انتظار شنیدن صدای او
که بگوید دوستت دارم برگرد...
بگــذار ..
توے همیــن یـکـــ جملــهــ ..
دوبـــارهـ ..
/عاشقِ همــ / باشیـــمـ !
مــن نامَـتــــ را صــدا مــے کـنـــمـ !...
تـــو بـگـــو / جانَــمـ /!

آه خدایا
خیسمـــــــــــــــــــــ ـ
خیس ،
خیس از اشكـــــــــــــ های آسمانتـــــــــــــــــــ ـــــ .
چرا زیر ریزشـــــــــــــــ بی امانـــــــــــــــــــــ
بارانــــــــــــــــــــ ـــ
غمــــــــــــ هایم شستشــــــــــــــــــو
نمی شود ؟

چشمانم را
همیشه میبندم.
تا تورا در کنارم ببینم.
در خیال با تو
سخن میگویم.
تا تنهایی را حس نکنم.
در ذهن
تورا می یابم.
تا بدانم که در کنار منی.
میترسم چشمانم را باز کنم
نکند تو نباشی ومن رفته باشم.

تنها به اندازه نم باره ای کنارم باش.
تمام جاده های جهان
را به جست وجوی نگاه تو پیاده آمده ام.
باور نمیکنی؟
پس این تو واین پینه های پای من!
حالا بگو
دراین تراکم تنهایی میهمان بی چراغ نمیخواهی؟
می روم ...
از مسیری که به داشتن رد قدم هایت مفتخر است ...
و نفس می کشم از هوایی که هنوز عطر نفس هایت را نفس می کشد...
همه جا با منی لحظه به لحظه ... قدم به قدم ...
چمدان هایت را بسته ای؟
متولد هیچ ماهی نیستم
تقدیر مرا بر پیشانی تــــــــو نوشته اند
این را از روزهای رفته ای كه نیامده اند فهمیده ام ...!!!
و مردمک های انتظاری که
جاده ها را وصله می زنند
تا شاید تو بیایی با کوله باری از عشق ... !!!

وقـتی کـه نیـستی . . .
پـرنـده خیـالـم بـه سـرش مـی زند . . .
کـه خـود را حلـق آویـز کـند از دار دلتنگی . . .
بـه دادش نمـی رسـی . . . ؟

بر کویر بی باران قلبم تابیدی.
از پس کوچه های تنهایی گذر کردم.
بر شریان پر هیاهوی نگاهت جاری شدم.
بر فراز قله احساس با ترنمی زیبا با کوله باری از غم صعود کردم.
اکنون که درکنج پستوی قلبم لانه گزیدی ودر لایه لایه های ذهنم رسوخ کردی.
نمی دانم درجستجوی کدامین سایه ام
بر سنگفرش خطوط کدامین دفتر وبه دنبال کدامین لغت می گردم!
![]()
کاش پيشم بودي تا همه ي درد هاي بي تو بودنم رو مي ديدي
کاش پيشم بودي تا وا سه يه لحظه همه اشکامو از دوري مي ديدي
کاش پيشم بودي تا ذره ذره جون دادنامو مي ديدي
کاش بودي و مي ديدي چه طور جدايي رو تحمل مي کنم
کاش مي موندي و مي ديدي از عشقت سر به صحرا مي زارم
کاش بودي و فقط يه لحظه ؛واسه يه لحظه صداتو مي شنيدم
کاش بودي و مي ديدي که دلم از غصه پوسيد
از بس شبا به انتظارت نشستم و دستام و واسه دوباره ديدنت
به سوي آسمون خدا دراز کردم و اين دل ديونه ام رو واسه داشتنت پيش
خدا گرو گذاشتم ....
کاش خدا ..فقط يه بار واسه يه بار به اين دل ديوونه من که از
جدايي يارش داغون شده نگاه کنه ... ... کاش خدام ..اون خدايي که همه
مي گن پيش دلاي شکسته است يه نگاه کوچولو به اين دل خسته ام کنه
کاش خدا يه فرصت دوباره بهمون بده تا به قول هايي که به هم داديم
عمل کنيم ....يادت هست بهم قول داده بودي تا آخرش فقط واسه من مي موني
تا جون داريم فقط مال هم بمونيم ... هيچ وقت دروغ نگيم ...هيچ وقت هم ديگرو ناراحت نکنيم
يادت هست خواستم تا آخرش به پات بمونم ...يادت هست خواستم فقط مال
تو بمونم ..يادت هست که دروغ نگفتم ...اذيتت نکردم ...پس چرا رفتي
چرا زير قولت زدي
چرا..........چرا......تنهام گذاشتي .....اي خدااااااااااااااااا
برگردون اونو پيشم
خدايا اين تاوان چه کاري که دارم پس مي دم .... خدايا اين تاوان عشق و
دوست داشتنه .. اگه اين نيست پس چيه
خدايا نشونم بده به حرف هاي دلم که شبا برات مي زنم گوش می کنی
خدا جونم من که تو این دنیای به این بزرگی جز تو کسیو ندارم که بهم کمک کنه
خدایا بیش از این دلمو نشکن ...............نشکن
از یک جایی به بعد ...
دیگه نه دست و پا می زنی نه بال بال میزنی ...
نه دل دل میکنی نه داد و بیداد میکنی ...
نه گریه میکنی نه مشتتو میکوبی تو دیوار
نه سرتو میزنی به دیوار نه...
از یه جایی به بعد...
فقط سکوت میکنی!!!!...

آه ای خدا...وقتی هوا را از آدمیان بگیری....تازه میفهمند که نفس
کشیدن چه لذتی دارد....وتا سلامتی را از انسانها نگیری....نمیفهمند که
سلامتی چه چیز گرانبهایست....تا ماهی در آب و آدمی در هوا نباشد تازه
میفهمد آب چه نعمتی و هوا چه گرانبها ولذت بخش است...وما چون درخت
سیراب از آب...و همچو ماهی. در بحر الطاف ونعمتهایت شناوریم
ونمیفهمیم که چه آسوده و لذت بخش زندگی میکنیم ....و نمیفهمیم که این
فضل بی کرانت آزمونی ست برای ما
![]()
دلم گرفته
دلم گرفته آسمون نمیتونم گریه کنم
شکنجه میشم از خودم نمیتون شکوه کنم
انگاری کوه قصه ها رو سینه من اومده
آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده خنده به ما نیومده
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم
تو روزگاره بی کسی
یه عمره که در به درم
حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم
من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بسم
دلم گرفته آسمون یکم منو حوصله کن
نگو که از این روزگار یه خورده کمتر گله کن
منو به بازی میگیرن عقربه های ساعتم
برگه ی تقویم میکنه لحظه به لحظه لعنتم
آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن نچرخ تا
آروم بگیره یه آدمه شکسته تر

اینقدر دوستت دارم که حتی به خودم اجازه نمیدم بهت بگم دوستت
دارم. اینقدر برام عزیزی که تحمل ناراحتیت رو ندارم. اینقدر عاشقتم که
حاضرم حتی بدون من خوشبخت باشی و من از خوشبختی تو
خوشبخت باشم
دوستت دارم

مگر از اینجا...
از جوانه های قلب من
تا خورشید قلب تو چقدر فاصله هست؟
که اینچنین هر لحظه ...دلم
برای دستان پر صداقتت...
و برای مهربانیت تنگ می شود؟
چه بی تابانه دلم بهانه ی تو را می گیرد
میدانستی این را ؟؟؟؟

ای ماه من که ذهن مرا بسته ای به تیر
گاهی بیا و یک خبری از دلم بگیر
درچشم خسته ام، اثری از امید نیست
افتاده ام به حالت اغما ، نگو ...بمیر
امشب که عاجزانه تو را زجه می زنم
دست مرا بگیر در این لحظه ی خطیر
تاکی درانتظار تو هروز سر شود
دارم هلاک می شوم از یأس ناگزیر
حالا ، بیا ، ببین نفسم را بریده است...
شبهای سوت و کور و رهاورد این کویر
آخر چگونه من بپذیرم که رفته ای
دیگر نمی رسی به لبم سیب بی نظیر ...!
حس کرده ای دچار نگاهت شدم ولی ...
چرخی نمی زنی به هوای دلی اسیر
از بس خزان گرفته نفسهای شهر را ...
اردیبهشت ماه مرا کرده پیر ِ پیر
برگرد تازه کن نفس پیر خسته را
گاهی قدم بزن به هوایم در این مسیر
چشم هایم را می بندم
و
می شمارم
یک ، دو ، سه ، ...
کاش آن هنگام که به ده می رسم
تو جلوی چشمانم
سبز شوی
و تاریکی ها خاموش

رفتم به کنار رود،
-سر تا پا مست-
رودم،به هزار قصه،می برد ز دست
چون قصه ی درد خویش با او گفتم
لرزید و رمید و رفت و نالید و شکست!

چه زیباست با تو بودن
نسیم ملایم مهربانیت روح بی تابم را نوازش می دهد
با تو پنهانی ترین عمق وجودم نورباران می شود
باران رحمت بودنت ترس از با خود بودن را می شوید
کویر هستی ام را آبیاری می کند و نغمه دوستی را بر لبانم جاری می سازد
چه زیباست با تو بودن
چه زیباست زندگی را با تو پرواز کردن
چه زیباست شوق هستی را با تو سر دادن

آرام بگیر قلب من
او ... به سوی تو باز میگردد در بهشتی برایش ساختی سکنی خواهد کرد برای ابد مال او خواهی شد گرمای دستهای مهربانش به تو امید زندگی خواهد داد لمس عشقش در نفس تو جاری خواهد شد دیگر بهانه ای برای گریستن نداری با نوازش سر انگشتانش لبخند شادی روی لبانت خواهد نشاند آرام بگیر ، آرام بگیر قلب من چشمانم لبریز انتظارند اگر چه زود ، اگر چه دیر خواهی آمد... همه جا در جستجوی تو هستم وقتی که بیایی ، گریه های بی امانم از شادی احساسم را به تو خواهد گفت تو بهشت رویایی من ، سرزمین رویایی من هستی دوستت دارم

من همون تنهاترینم که دلم رو به عشق تو سپردم
تو همون امید بودنی که به امید تو هنوز نمردم
من همون خیلی دیوونم که همیشه عاشقت میمونم
تو همون معشوق نابی که روز و شب اسمتو میخونم
من همون خسته ترینم که دیگه طاقت دوریتو ندارم
تو همونی که آرزومه دست تو دست گرم تو بذارم
من همون دریای دردم که میخوام دورت بگردم
تو همونی که اگه بخندی منم با خنده هات میخندم
من همون عاشق ترینم که اگه بخوای واست میمیرم
تو همون فرشته نجاتی که یه روز میای و نمیذاری من بمیرم
من همون بدون ماهم که حتی ستاره هم ندارم
تو همون ماه و ستارم که با تو دیگه هیچی کم ندارم
چه ساختن هایی ...
که
مرا سوخت
و چه
سوختن هایی ... که مرا ساخت !
به آتش کشیدن م مبارکم باشد ...
ای کاش
در آن لحظه که تقدیم تو شد
هستی من
می سپردم که مراقب باش،
جنس این جام،
بلور است
پر از عشق و غرور است
مبادا بازیچه شود
می شکند.
ای دل مباش یکدم خالی زعشق و مستی
وانگه برو که رستی از نیستی و هستی
گر خود بتی ببینی مشغول کار او شو
هر قبله ای که بینی بهتر ز خود پرستی
با ضعف و ناتوانی،همچون نسیم خوش باش
بیماری اندرین ره خوشتر ز تندرستی
در مذهب طریقت خامی نشان کفر است
آری طریق دولت چالاکی است و چستی
تا فضل و عقل بینی بی معرفت نشینی
یک نکته ای بگویم خود را مبین و رستی
در آستان جانان از آسمان میندیش
کز اوج سر بلندی افتی به خاک پستی
خارا چه جان بکاهد گل عذر آن بخواهد
سهل است تلخی می در جنب ذوق مستی
صوفی پیاله پیما حافظ قرا به پرهیز
ای کوته آستینان تا کی دراز دستی
.jpg)
کسی که حرف همه رو قبول داشت جز من
هی تو عشق منی هی تو عمر منی
نری و دلم رو بشکنی ![]()
![]()
![]()

خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است پیدا نکنم همدل
دل ها همه از سنگ است
گویا که در این وادی از عشق نشانی نیست
گر هست یکی عاشق آلوده به صد رنگ است...

از من پرسید:تو مال منی؟
گفتم:آره!مال خود خودتم،هر کاری دلت می خواد باهام بکن.
گفت:هر کاری؟
گفتم:آره...
تنهام گذاشت و رفت...

دل من ! باز مثل سابق باش با همان شور و حال عاشق باش
مهر مي ورز و دم غنيمت دان عشق مي باز و با دقايق باش
بشكند تا كه كاسه ات را عشق از ميان همه تو لايق باش
خواستي عقل هم اگر باشي عقل سرخ گل شقايق باش
شور گرداب و كشتي سنگين ؟ نه اگر تخته پاره قايق باش
بار پارو و لنگر و سكان بفكن و دور از اين علايق باش
هيچ باد مخالف اينجا نيست با همه بادها موافق باش "

زندگی یعنی:
ناخواسته به دنیا آمدن،
مخفیانه گریستن،
دیوانه وار عشق ورزیدن،
و عاقبت در حسرت آنچه دل می خواهد و منطق نمی پذیرد،
مردن...
خدایا! در انجماد نگاه های سرد این مردم...دلم برای جهنمت تنگ شده است
کسی چه میداند امروز چند بار فرو ریختم از دیدن کسی که شبیه تو بود:تنها لباسهایش....!
دلم گرفــــــــــــــــــــته خیلی خیلی گرفته
روز مرگم هر که شیون کند از دور و برم دور کنید. همه را مست و خراب از می انگور کنید.
مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید. مست مست از همه جا حال خرابش بدهید.

از ولایت عهدی حیدر، خدا تاج شرف
بار دیگر بر سر زهرای اطهر می زند
در حریم ناز و عصمت زین همایون افتخار
فاطمه لبخند بر سیمای شوهر می زند
عید غدیر خم مبارک باد
![]()

اي كاش عشقت را در دل نمي پروراندم
حال آسوده زندگي كن كه از خنجرم در اماني
اي عشق بي فرجام كه در دل مانده اي
تو را چه شده كينه ام كافي نيست
نفرين به عشقي كه مرا مجنون او ساخته.نفرين
اي عشق خواهشي دارم مرا گوش ده:
كاشانه ي مرا ترك نگو.
مهلت انتقام را عريض نكن
بگذار آسوده باشم تاقت ندارم
آري تنهايم فرصت عشق دوباره ندارم
عمر من كوتاه و وقت انتقام دراز
اي عشق ترك شده تو را با او چكار
مرا درياب كه حسادت. نفرت. كينه و انتقام زندگي ام را نابود ساخته اند

اون روز ِ بارونی بگو
از گریه هات ، تو پرسه ی
خیس ِ خیابونی بگو
از چتری که بارونی شد
تو آسمون ِ چشمِ تُو
وقتی دلت گرفته بود
وقتی که می گفتی نرو !
انگار که صد ساله حالا
جا مونده چترت پیش ِ من
امروز... بارونی شده
چشمام دو دو میزنن
شاید بخوای برگردی و
شاید دلت پیش ِ منه
رو شونه های خیس ِ من
بغضت دوباره بشکنه
امروز بارونی شده
چترت هنوز پیش منه
هر روز ، تو این ثانیه
چشمام بارون می زنه !

خسته ام فرصتي را مي جويم
افكارم تو را قصاص مي خواهند
دانستنش را فرصت نيست
گناه نابهنگام تو بخشودني نيست
روزي خنجر انتقامم زندگيتان را نابود مي سازد
ــهر شب در رؤیاے من
قدمـــ مـےنهـے !
بیدار کـــ ِ مـے شومـــ ...
چشمـــ ِ من از تو خالیست !
و نگاهمـــ ... درد مـے گیرد ازین بیدارے
تنها ... اگر در رؤیاے من مـے پائـے
بگذار تا ابد بخوابمـــ !
تا همیشه...
با تو خواهم خندید...
با تو خواهم خوابید...
با تو خواهم آمیخت...
با تو خواهم رقصید...
با تو خواهم دید...
با تو خواهم خواند....
با تو خواهم ماند...
با تو خواهم بود...
با تو خواهم گفت...این است، تمامی حروف من....
یکی بود تو قصمون وفا نکرد ...
رفت و پشت سرشم نگاه نکرد ...
یکی بود زندگیشو هوس سوزوند ...
آبروش رفت و دیگه اینجا نموند ...
یکی بود یکی نبود و یک پری ...
یه بغل عاشقی های سرسری ...
کی بود اون که طاقت گریه نداشت ...
عاشق هوس شد و تنهام گذاشت ...
کی بود کی بود اون تو بودی ...
کاشکی از اول نبودی ...
شاید باید می فهمیدم که قلب تو پر از ریاست ...
دوست دارم گفتن تو درست مثل باد هواست....
بگویم چقدر جای چشمانت در تاریکی قلبم خالیست
و گرمی حرفهایت در کولاک جانم ..
و فروغ لحظه هایم تهی از هر سو سوی امیدیست ..
و تحقق رویاهای شیرین،دور از دسترس..
از عمق نفسهای به شماره افتاده..
از ته روزهایی که بی تو گذشت..
از مانده قلبی که بی تو سوخت و شکست ...می نویسم
تا بدانی که چقدر لحظه هایم حضور تورا کم دارند
و چه اندازه به اندوه بی کسی ام دامن زده است و به خرمن عشقم آتش ...
بگذار برایت بگویم از قلبی خسته و روحی آزرده ...
از هجرت شادی های بی بهانه... از خنده های گم شده....
از روزگارم که آماج دشنه های بی تو بودن قرارگرفت و رنگش تیره شد ...
بگذار بگویمت که التیام تمام دردها یم به دستان مهربان تو جان میگیرد
و حس خوش زندگی با در کنار تو بودن درهوا پر میشود.
صدای این شکسته در خویش دیگر جز سکوت نیست ..
آواز خوش زندگی دیگر با رقص جنون همراه نیست دیگر آنچه مانده است
تنهاییست و تنهایی ...
وآنچه میماند چشمانی است به راه که انتظار به سر می رسد ...
فاصله هارا بگذار برای خودشان
تا میتوانند قد علم کنند
چه باک...
ما از ورای تمام حصار ها
بازهم عاشقانه میگوییم...
به امید دیدن روی ماه تو
ثانیه ها رو میشمارم
تا نفس دارم
برای یه لحظه دیدنت در انتظارم.....
با هزار و يک ترفند...
شاخه گلی مصنوعی را
در ميان گلهای شاداب گلدانت
پنهان کردم.
و بر دفتر خاطراتت نوشتم:
تو را دوست خواهم داشت
تا زمانی که آخرين گل پژمرده شود!!!

یکی را دوست دارم ولی او باور ندارد.
یکی را دوست دارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم و لحظات سرد
زندگیم را با گرمای عشق او میگذرانم ! کسی را دوست دارم که میدانم هیچگاه به او نخواهم رسید و هیچگاه نمی توانم
دستانش را بفشارم !
دوستم داشته باش ، هـمانـگونه که من دوستـت دارم
بگذار فاصله من و تو کمتر از آنی باشد :
که
بـیـش از آنی که من دوسـتـت دارم .....

خواستم عشق رو تو دستام بگيرم ولی جا نشد...
پس گذاشتمش تو جيبم ولی جا نشد...
در کيفمو باز کردم ولی جا نشد...
تصميم گرفتم ببرمش تو اتاق ولی جا نشد...
بنابراين يه خونه براش گرفتم ولی جا نشد...
با خودم گفتم : يه باغ! آره ! ولی جا نشد...
حتما تو کره زمين جا می شه ولی جا نشد...
پس گذاشتمش تو قلبم ... حالا ديگه جاش خوبه خوبه...
تازه می فهمم اين که می گن دل آدم می تونه از دنيا هم بزرگ تر باشه يعنی چی.
سالهاست که عشقم را در صندوقچه ی غبار آلود قلبم پنهان ساختم و کليد
اين صندوق را در بطری تنهايی نهاده و به دريای بی پايان اميد شناور نموده
ام تا شايد مسافری با زورق مهتاب و با کوله باری از محبت آن را از آب
برگيرد و نياز نامه ام را بر خواند و به ياريم بشتابد.

من تمنا کردم که تو با من باشی...
و تو گفتی هرگز... هرگز...
پاسخی سخت و درشت...
و مرا غصه اين هرگز کشت...

عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی همچون من شیدا شدن
عشق یعنی قطره دریا شدن
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی در فراقش سوختن

مثه دیوار بلندی واسه ی رنگ سکوت
مثه یه حرف نگفته وسط جنگ سکوت
مثه زوزه های بادی روی پرده های نور
مثه شیشه ی صدایی برای سنگ سکوت
تو همون خواب کثیفی توی رویای سیاه
شبیه کابوس مرگی وسطه چنگ سکوت
تو همون شکستن ِ پلای دره ی شبی
شبیه نبودنی تو خاک نیرنگ سکوت
تو مثه کویر گنگی توی دریای سقوط
شبیه چوبه ی داری واسه آونگ سکوت
نمیدونم چطوری باورت رو داد بزنم
که توهم موندی توی آلونک تنگ سکوت

به راستی چقدرسخت است...خندان نگه داشتن لب ها ....
به هنگام گریستن قلب ها
وتظاهربه خوشحالی...دراوج غمگینی
سالها گذشت و من بزرگ شدم ؛
اما هر وقت که جلوی آیینه می ایستم ؛
سایه ای از شیری را می بینم که تنها دلخوشی زندگیش اینست که هر روز غروب ؛
در بکرترین نقطه رؤیاهایش به بهانه خوردن آب ؛
تنها آهوی باقی مانده بیشه خیالش را ببیند...

ღ دستهایت ღ
/ دستـــهــــــایتــــــــ / را كه باز كنــــــــے ...
بهــــــ هــــیچــــ جـــــا بنـــــد نیستــــمــــــ ! ...
سقوط میكنم ... / .
1- IP : به طور کلی IP کار ادرس دهی شبکه و مسیر یابی و صدور بسته های اطلاعاتی و
مسیر دهی بسته ها را از فرستنده به گیرنده انجام می دهد.
2- ISP : اداره یا شرکتی که خدمات اتصال به اینترنت را برای اشخاص و ادارات و سازمانهای
دیگر فراهم می کند.
3- Packet : واحدی از اطلاعات که در یک شبکه به صورت واحد از یک وسیله به وسیله دیگر
انتقال می یابد . در شبکه های Packet-Switching به واحدی از اطلاعات گفته می شود که
حداکثر اندازه ثابت را دارد و از ارقام باینری تشکیل می شود که هم نمایانگر داده ها هستند و
هم فرایندی که حاوی یک شماره شناسایی و نشانی مبداو مقصد و گاهی اوقات داده های
کنترل خطا.
4- Host : به کامپیوتر سرویس دهنده ای گفته می شود که به دیگر کامپیوتر های شبکه
دستیابی دارد و وظیفه اش خدمات برای کامپیوتر های سرویس گیرنده ای است که از نقاط
دور متصل می شوند.
5- Ping : پروتکلی برای ازمایش اینکه یک کامپیوتر خاص به شبکه متصل است یا خیر.
برای این کار بسته ای برای دریافت پاسخ به نشانی IP ان ارسال می شود . نام این روش از
روشی که در زیر دریایی ها به کار برده می شود گرفته شده است . در این روش سیگنالی
صوتی ( Ping) انتشار می یابد که از بازتاب ان اشیاء پیرامون زیر دریایی ها شناسایی می
شوند.
6- Port Number : شماره پورت عددی است که امکان ارسال بسته های IP به یک فرایند
خاص از یکی از کامپیوتر های متصل به اینترنت را فراهم می کند.
7- Ping of Deat : نوعی خراب کاری در اینترنت که بسته از طریق پروتکل Ping به یک کامپیوتر
راه دور ارسال می شود این بسته سبب می شود که کامپیوتر Hang یا Boot کند.
8- Trojan Horses: برنامه های مخربی هستند که به صورت یک برنامه کاربردی پنهان می
شوند که وقتی اجرا می شوند عمل مخربی انجام می دهند.
این فایل ها اغلب با یک پسوند دوم معرفی می شوند مانند : File . exe . mp3
9- IPAddress : یک عدد دودویی 32 بیتی که میزبان متصل به اینترنت برای مقاصد ارتباطی از
طریق انتقال بسته ها به سایر میزبانهای اینترنت می شناساند .
هکرها هم خواهان حمایت از مالکیت معنوی خود هستند و روشی را برای کپیرایت
برگزیدهاند.
نویسندگان ویروس حرفه ایی در حال فروش مجموعه نرمافزارهایی در اینترنت به همراه یک
ضمیمه غیرمعمول هستند که در واقع یک توافقنامه صدور مجوز است که وعده میدهد توزیع
کنندگان مجدد کدهای مخرب بدون داشتن اجازه را مجازات میکند.
محققان شرکت امنیتی سیمانتک نمونهی روسی زبان از این نرمافزارها را در اینترنت یافتهاند
که برای آلوده کردن رایانهها و کنترل از راه دور آنها به کار میرود.
نرمافزاری که مورد تحلیل محققان سیمانتک قرار گرفته حاوی قوانینی به این شرح است:
مشتری نمیتواند این نرمافزار را مجددا بفروشد، ساختار برنامهنویسی آن را بررسی کند، از
آن برای کنترل شبکه رایانههای آلوده دیگر استفاده کند و یا آن را به شرکتهای آنتیویروس
ارایه دهد و توافق کند که به فروشنده در قبال بهروزرسانیهای محصولش هزینه پرداخت
کند.
همچنین در این قوانین تهدید شده در صورت تخلف از مفاد توافقنامه مذکور، فروشندگان
نرمافزار مخرب با ارایه اطلاعات در مورد نحوه فروپاشی شبکه رایانههای آلوده تحت ادارهی
فرد متخلف، هویت وی را فاش خواهند کرد و یا از بزرگتر شدن رایانههای تحت کنترل وی
جلوگیری میکنند.
بر اساس این گزارش، توافقنامههایی از این قبیل نشان دهندهی شیوهی جدید نویسندگان
بدافزار برای حمایت از فعالیت نامشروعشان و دادن نشانه به سازندگان آنتی ویروس برای
مبارزه با آنها است.
چگونه آی دی خود را از هکر پس بگیرید
اینم یه نکته جالب که خیلی ها بهش توجه نمیکنن
اگر یک زمانی در اثر بی توجهی کسی ID شما رو هک کرد و PassWord شما رو عوض کرد ،
میدونید باید چی کار کنید!
شما میتوانید در همچین مواقعی از امکان Forgot Password استفاده کنید!
-این نکته یادتون باشه که به هنگام Sign Up ، یاهو سوالاتی در زمینه تاریخ تولد ،کد پستی،
کشور ،سوال کوتاه و جواب کوتاه و یک آدرس میل برای مواقع اضطراری از شما سوال میکنه!
اینا خیلی مهم هستند. این موارد رو همیشه بخاطر داشته باشید که اگر کسی شما رو هک
کرد بتونید از این طریق پسوردتون رو پس بگیرید و عوض کنید
-حالا برای این کار در صفحه Email Login روی گزینه Password Lookup کلیک کنید در این
صفحه همان اطلاعات کلیدی که در قسمت بالا گفته شد رو باید وارد کنید، اگر این اطلاعات را
بخاطر دارید که جای امید باقی است در غیر اینصورت از ادامه این کار صرفنظر کنید.خوب حالا
بعد از وارد کردن این اطلاعات یاهو درست بودن آنها را چک میکنه و در صورت درست بودن آنها
شما به مرحله بعدی هدایت میشوید
-در این مرحله که بمنظور ایجاد امنیت بیشتر ایجاد شده است ، یاهو از شما یک سوال کوتاه
میپرسد و شما باید به آن پاسخ صحیح بدهید ، البته دقت کنید که این پرسش و پاسخ را
خودتان بهنگام Sign Up تعیین کرده اید و باید آنرا به خاطر داشته باشید. بعد از وارد کردن پاسخ
کوتاه در صورت درست بودن آن شما قادرید به دو صورت موجود پسورد خود را تغییر داده و
تصاحب کنید
اولین چیزی که باید یک هکر یاد بگیرد
اولین آموزش کاربردی:
توانایی بدست آوردن IP افراد و سایت ها و همچنین بدست آوردن IP خود در
اینترنت است .
برای پیدا کردن IP وب سایت ها باید اول وارد محیط داس شده و سپس
دستور Ping را نوشته و رو بروی آن آدرس وب سایت مورد نظر خود را
بنویسید . بعد از اینتر کردن شماره IP مورد نظر را یادداشت کنید .
برای پیدا کردن شماره IP خودتان در محیط داس دستور IPConfing را تایپ
کنید.
برای پیدا کردن IP افراد راه های مختلفی وجود دارد( مانند دو روش زیر) :
۱- از طریق برنامه هایIPFINDER که معمولا از طریق فرستادن Packet به
طرف شخص مقابل این کار را انجام می دهند.
۲- از طریق چت که با تایپ دستور netstat-n در محیط داس می توان آدرس
IP طرف را پیدا کرد .
البته باید توجه داشت که در ایران بیشتر اتصالات از طریق خطوط تلفن وبه
صورت Dial-Up که با خرید کارت های ISP های مختلف انجام می شود وبه
دلیل محدودیت این کارت ها کاربر دائما از شبکه خارج می شود وبنا بر این
IP کاربر تغییر می کند برای اینکه بتوان از این IP استفاده کرد(میزبان را هک
کرد) باید کاربر را به هرشکلی که شده روی شبکه نگه داشت مثلا درچت
می توان با گفتن حرف های زیبا ( منظورم حرف های رکیک نیست !!!!!!!) یا
فرستادن فایلی با حجم زیاداین کار را انجام داد .
درمورد IP وب سایت ها باید توجه داشت که معمولا ازچند IP مختلف
استفاده می کنند.
اگر اخبار دنیای فناوری اطلاعات و ارتباطات را دنبال کرده باشید حتما تا به حال بارها
با واژه هک و نفوذگری برخورد کردهاید و شاید برای بسیاری از کاربران هنوز به
درستی معنای کلمه هک روشن نباشد. بنابر تعریف مرکز تحقیقات جرائم کامپیوتری
در ایالات متحده، هک عبارت است از استفاده غیرقانونی از کامپیوترها و منابع
شبکه. هکر نیز یک برنامهنویس حرفهای و ماهر است که از دانش کامپیوتری خود
بهره میگیرد و از چالش محدود به کامپیوترهای مختلف، شبکهها و همچنین تخریب
برنامهها لذت میبرد.

ت مثل تو،، مثل تقدیر،، مثل تنهائی،،
مثل تب،، مثل تردید.....

احساسی که به تو دارم یه حس فوق العادست
من عاشق کسی شدم که خیلی صاف و سادست
احساسی که به تو دارم به هیچکسی نداشتم
من اسم این حال دل رو عاشق شدن گذاشتم
این اولین باره دلم داره می گه آره دوست داره گرفتاره
بگو آره به بیچاره دوست داره با یه قلب تیکه پاره
این اولین باره دلم داره می گه آره دوست داره گرفتاره
بگو آره به بیچاره دوست داره با یه قلب تیکه پاره
احساسی که به تو دارم یه حس عاشقانست
این حس دوست داشتن تو همیشه صادقانست
احساسی که به تو دارم خیلی واسم عجیبه
چه نازنینی من دارم ببین چقدر نجیبه
این اولین باره دلم داره می گه آره دوست داره گرفتاره
بگو آره به بیچاره دوست داره با یه قلب تیکه پاره
این اولین باره دلم داره می گه آره دوست داره گرفتاره
بگو آره به بیچاره دوست داره با یه قلب تیکه پاره
فردا و دیروز با هم دست به یکی کردند
دیروز با خاطراتش مرا فریب داد و فردا با وعده هایش
وقتی به خود آمدم،امروزم را از دست داده بودم!!!
تو را به ياد آن روز......
تو را به گلبرگ هاي خشک آن رز خشکيده.......
تو را به روز اول بار ديدنت.........
تو را به اولين نگاه عاشقانه.......
تو را به ياد بارون روز نيامدنت.....
تو را به تنهايي روز رفتنت.......
تو را به بوي بارون روز برگشتنت.......
قسم ات میدهم تنهايم مگذار ديگر

آنگاه که غرور کسی را له میکنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری،
می خواهم بدانم ؟؟؟ دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی
تا برای خوشبختی خودت دعا کنی...؟

تا کــــــــــــــي جفا کشم زتـو؛اي بـــي وفا بــــــــرو!
بگذاشتم به مدعيـــان مدعـــــــــــــا ، بــــــــــــرو!
دشمن نکرد آنچه تو کردي به دوستــــي
بيگانــــــــه ام دگــــــــر، برو اي آشنـــــا برو!
اميد صلح نيست دگر نيست،نيست،نيست، منشين ؛
منشين، بـــــــــــرو، بـــــــــرو ، بـــــــــرو اي بي وفا بــرو!
هر يار اهل نيرنگ ، هر دوست اهل حيلــــــه
با پشتِ خورده خنجر ، موندم تو اين قبيلــــــــــــــــه
را(ه) تو برو مســــــــــافر برگشتنت عذابــــــــــه
من تشنه لب ، تکيده ام ، آب اينطرف گِل آبه
از دور ها چه زيباست! امـــــــــــــــــــواج آبي عشق؛
امــــــــــا دريغ و افسوس چون مي رسي سرابـــــــــــه!
هر يار اهل نيرنگ ، هر دوست اهل حيلــــــه
با پشتِ خورده خنجر ، موندم تو اين قبيلــــــــــــــــه
نشنيده ام من از تـــو، يک حرف از صداقت
افسانــــــــــــه هاي دل را بُردم به سوي ظلمت
زهـــــــــر است در دلِ جام ، ريزي چو باده در کـــــام
گويند: " نــوش" و در دل ،صدهـــــــــــــــا هزار دشنـــــــــــام
جاده دروغ نميگه ، فريادي از رهايي است
براي پــــاي خسته ، پيغـام آشنــــــايي است
کنــــــــــــار خط جاده ،هر سايبون يه طــــــــــاقه
يه سرپنــــــــــــــــــاه امنــــــــــه،تصويــــــــري از اتاقه!
آن شب گفتی كه می روی
من گریه كردم و گفتم: به خدا می سپارمت
گفتی: بروم؟
دیدم كه در نگاه تو تردید موج می زند
آرام گفتم: برو
وقتی كه خواستی بروی گفتم: برو ولی زود برگرد!
گفتی: چرا؟
گفتم: تو میروی كه دوباره برگردی اما زودتر بیا كه چشمم به در است.
برگشتی و گفتی: من هیچ وقت نمی روم
من می دانستم كه نمی روی، چشمان تو را بوسیدم!

کفشهایم که جفت میشود
دلم هوای رفتن میکند ،
کودکانه بیقرار تو میشوم
بی آنکه فکر کنم دلتنگ من هستی یا نه؟
ازش پرسیدم چقدر دوستم داری؟
گفت به اندازه شکوفه های بهاری
و چه راست میگفت
چون شکوفه های بهاری مهمان دوروزه اند.
به رفتگر پنهانی پولی دادم
که کوچه ی تو را جارو نزند !!
آخر من هنوز از گوشه و کنار آن
خاطراتم را جمع نکرده ام ...


عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست.
عشق آنست که یکی چتری باشد
برای دیگری و او هرگز نداند که
چرا
خیس نشد..

کاش میشد زندگی همیشه با هم بودن بود
در کنار هم ، با هم ، میساختیم رویای شیرینی که همیشه در سر داشتیم
تو میگفتی از آرزوهایت ، من مینشستم به پای حرفهایت
حس همیشگی من ، همان احساس قلبی تو است
لحظه های ناب من در اعماق قلب مهربان تو است
ساده تر مینویسم ، ساده تر حرف دلم را به تو میگویم تا لحظه هایمان نیز صاف و ساده بگذرد
بیش از هر چیز بودنت مرا آرام میکند، وقتی نگاهم میکنی چشمهایت مرا خوشحال میکند
کاش میشد زندگی همیشه اینگونه بود، نه درد دوری ، نه بی قراری و انتظار
هر زمان نیستی در کنارم، به شنیدن صدایت نیز قانعم، اگر روزی نشنوم صدای گرمت را،احساس بودنت در قلبم همیشه می تابد
می تابد و لحظه هایم را گرم میکند، گاهی دستانم هوس موهای نرمت را میکند
تا تو را نوازش کنم ، تا از قلبت خواهش کنم ، که همیشه با من بماند
بماند و بخواند آواز همیشه ماندن را
کاش میشد زندگی همیشه با هم بودن بود
کاش میشد در کنار هم ، با هم ،به سادگی میگذشتیم از پلهای انتظار…
من و تو با هم یکی شده ایم ، من و تو دو عاشقی شده ایم که به زندگی خواهیم گفت همیشه با همیم!
عید شما مبارک

ای عزیزان به شما هدیه ز یزدان آمد
عید فرخنده ی نورانی قربان آمد
حاجیان سعی شما شد به حقیقت مقبول
رحمت واسعه ی حضرت سبحان آمد
عید قربان به حقیقت ز خداوند کریم
آفتابی به شب ظلمت انسان آمد
جمله دلها چو کویری ست پر از فصل عطش
بر کویر دل ما نعمت باران آمد
خاک میسوخت در اندوه عطش با حسرت
نقش در سینه ی این خاک گلستان آمد
امر شد تا که به قربانی اسماعیلش
آن خلیلی که پذیرفته ز رحمان آمد
امتحان داد به خوبی بخدا ابراهیم
جای آن ذبح عظیمی که به قربان آمد
آن حسینی که ز حج رفت سوی کربلا
به خدا بهر سر افرازی قرآن آمد