تو باشی و من
از تـ ُ چـهـ پنهــانـ
گــاهۓ برایـم آنقـدر خواستنـۓ مۓ شوۓ
کـ شـروع مۓ کنم
بـ شمــارش تکـ تکـ ثانیـهـ
براۓ یکـ بار دیگـر رسیـدن
بـ بوۓ تنتــ ...
از تـ ُ چـهـ پنهــانـ
گــاهۓ برایـم آنقـدر خواستنـۓ مۓ شوۓ
کـ شـروع مۓ کنم
بـ شمــارش تکـ تکـ ثانیـهـ
براۓ یکـ بار دیگـر رسیـدن
بـ بوۓ تنتــ ...
هميشه حرفي را بزن که بتواني بنويسي،
چيزي را بنويس که بتواني امضايش کني
و چيزي را امضا کن که بتواني پايش بايستي.

می خواهم داستانی از علاقه ام به تو را بنویسم . . .
یکی بود ، یکی . . .
بی خیال . . . !
خلاصه اش می شود اینکه : دوستت دارم لعنتی . . .

مـَــن ..
طَعـــم شیرین یافتن را
در طَعم تلــخ از دَستــــ ـــ ـ دادن یافتــَـم
و در این میان
سَهم من تنهـــــا یک یادَتـــ ـــ ـ به خیر
ساده بود ..

با وفا !!
ایـن روزهـا مـجـالـی
بـرای دلـتـنـگـی ندارم
با وجود در کنارم بودنت
گـاه گـاهـی دلـم باز هـوا یت مـیکـنـد
تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدنها
من و این دشت بیپایان و بیحاصل دویدنها
تو و یک وعده و فارغ ز من هر شب به خواب خوش
من و شبها و درد انتظار و دل طپیدنها
نصیحتهای نیک اندیشیت گفتیم و نشنیدی
چها تا پیشت آید زین نصیحت ناشنیدنها
پر و بالم به حسرت ریخت در کنج قفس آخر
خوشا ایام آزادی و در گلشن دویدنها
کنون در من اگر بیند به خواری و غضب بیند
کجا رفت آن به روی من به شوق از شرم دیدنها
تغافلهای او در بزم غیرم کشته بود امشب
نبودش سوی من هاتف گر آن دزدیده دیدنها
هاتف اصفهانی![]()

تو چشات در دریا ارامشه منو به سمتت میکشه اروم
اروم جونم
مال تو حس عاشقونم
موی تو دشت گندم زار منه عشق بی تکرار منه چشماتو
نبند چشاتو نگیر از من اون خنده هاتو
بزار تو اون چشمات عشقو ببینم کنارت بشینم
بزار دستاتو اروم بگیرم من اروم میمیرم
تو باعث شدی عاشق بشم من ازت ممنونم
تا این روزگاره فرصت بده پیشت میمونم
من ارامش زندگیمو به چشمات مدیونم
موی تو دشت گندم زار منه عشق بی تکرار منه چشماتو
نبند چشاتو نگیر از من اون خنده هاتو
بزار تو اون چشمات عشقو ببینم کنارت بشینم
بزار دستاتو اروم بگیرم من اروم میمیرم
تو باعث شدی که با هر نفس فکر کنم که شادم
تا وقتی نفس تو سینه هست نمیری از یادم
تا وقتی که من اسیرتم خوشبختم آزادم
تو چشات در دریا ارامشه منو به سمتت میکشه اروم
اروم جونم
مال تو حس عاشقونم
موی تو دشت گندم زار منه عشق بی تکرار منه چشماتو
نبند چشاتو نگیر از من اون خنده هاتو
بزار تو اون چشمات عشقو ببینم کنارت بشینم
بزار دستاتو اروم بگیرم من اروم میمیرم

عاشقی را شرط اول ناله و فریاد نیست .
تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست .
عاشقی مقدور هر عیاش نیست .
غم کشیدن صنعت نقاش نیست ...!!!

مهم نیست کجایی مهم اینکه هر جا هستی دوست دارم
مهم نیست تا ابد با هم نباشیم مهم اینکه تا ابد دوست دارم
مهم نیست قسمت چیه مهم اینکه قسمت شد دوست داشته باشم

شیشه ی پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست...؟
چه بگویم با تو ؟
دلم از سنگ که نیست
گریه در خلوت دل ، ننگ که نیست
چه بگویم با تو ؟
که سحرگه دل من باز از دست تو ای رفته ز دست
سخت در سینه به تنگ آمده بود



در فصل تگرگ عاشقت می مانم
با ریزش برگ عاشقت می مانم
هرچند تبر به ریشه ام میکوبی
تا لحظه مرگ عاشقت می مانم

درگیر رویای توام، منو دوباره خواب کن دنیا اگه تنهام گذاشت، تو منو انتخاب کن
دلت از آرزوی من، انگار بی خبر نبود حتی تو تصمیمای من،چشمات بی اثر نبود
خواستم بهت چیزی نگم، تا با چشام خواهش کنم درارو بستم روت، تا احساس آرامش کنم
باور نمی کنم ولی، انگار غرور من شکست اگه دلت میخواد بری، اصرار من بی فایدست
هر کاری می کنه دلم، تا بغضمو پنهون کنه چی میتونه فکر تو رو، از سر من بیرون کنه
یا داغ رو دلم بزار، یا که از عشقت کم نکن تمام تو سهم منه، به کم قانعم نکن

گذشت لحظه های با تو بودن
و در پاییز عشقمان نامی از دوست داشتن باقی نماند
چقدر زود گذر بود قصه من و تو
و در آنروز که دست بی رحم تقدیر
درو کرد گندمزار دلهایمان را
و تهی شد همه جا از عطر گل عشق
و در کوچ پرنده های غمگین
در آن کویر آرزو
شاعری دل شکسته و تنها می نوشت
شعری به یاد با هم بودن ها
شعری برای خشکیدن گلهای عشق در مزرعه دوست داشتنها
قطره اشکی به یاد با هم بودن ها

شبها، پرندههایش میروند؛
باز تنهایی

خدا آنروز که دنیا را نهاده / به هرکس هرچه لایق بوده داده
به بلبل ناله مستانه داده / به طاووس جعبه شاهانه داده
به جغد هم در خرابه لانه داده / به شیر هم قدرت مردانه داده
به من هم نازنینی مثل تو داده ![]()
![]()
![]()
![]()

تو آیا هیچ میدانی،
اگر عاشق نباشی، مردهای در خویش؟
نمیدانی که گاهی، شانهای، دستی،
کلامی را نمییابی ولیکن سینهات لبریز از عشق است…

تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟
تو آیا با شقایق بودهای گاهی؟
نشستی پای اشکِ شمعِ گریان تا سحر یک شب؟

دوستت دارم بفهم ![]()
![]()
دلــــــــــــــــــ گرفتــــــــــــــــــــــــــهـــــ ـــــــــــــــم![]()
ای باغبان
مرا بپوشان
تا راز بین من وتو
تا ابدپوشیده بماند
روزی که کلاغ ها
هجوم آورند
زمستان برایت سخت می شود
من مترسکی عریانم !!
یکی را دوست دارم ولی او باور ندارد.
یکی را دوست دارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم و لحظات سرد
زندگیم را با گرمای عشق او میگذرانم ! کسی را دوست دارم که میدانم هیچگاه به او نخواهم رسید و هیچگاه نمی توانم
دستانش را بفشارم ! یکی را دوست دارم ، بیشتر از هر کسی ، همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد ! یکی را دوست دارم ، که میدانم او دیگر برایم یکی نیست ، او برایم یک دنیاست ! یکی را برای همیشه دوست دارم ، کسی که هرگز باور نکرد عشق مرا ! کسی
که هرگز اشکهایم را ندید و ندید که چگونه از غم دوری و دلتنگی اش پریشانم ! یکی را تا ابد دوست دارم ، کسی که هیچگاه درد دلم را نفهمید و ندانست که
او در این دنیا تنها کسی است که در قلبم نشسته است ! یکی را در قلب خویش عاشقانه دوست دارم ، کسی که نگاه عاشقانه ی مرا ندید
و لحظه ای که به او لبخند زدم نگاهش به سوی دیگری بود ! آری یکی را از ته دل صادقانه دوست دارم ، کسی که لحظه ای به پشت سرش
نگاه نکرد که من چگونه عاشقانه به دنبال او میروم ! کسی را دوست دارم که برای من بهترین است ، از بی وفایی هایش که بگذرم برای من عزیزترین است ! یکی را دوست دارم ولی او هرگز این دوست داشتن را باور نکرد ! نمی داند که
چقدر دوستش دارم ، نمی فهمد که او تمام زندگی ام است ! یکی را با همین قلب شکسته ام ، با تمام احساساتم ، بی بهانه دوست دارم !
کسی که با وجود اینکه قلبم را شکست ، اما هنوز هم در این قلب شکسته ام جا
دارد ! یکی را بیشتر از همه کس دوست دارم ، کسی که حتی مرا کمتر از هر کسی
نیز دوست نمی دارد ! یکی را دوست دارم با اینکه این دوست داشتن دیوانگیست اما .......... من
دیوانه وار تنها او را دوست دارم ! کاش یه روزی بفهمی که چقدر دوستت دارم !!!
تنها معمایــ ــ ــ بزرگــ ـــ ــ زندگی ام
که هنوز حـــَـــل نشده این است که ….
چه شد اینطور دلباخته ات شدم؟؟؟
آن هم کسی مثل من……
که از کنار عشق رد هــ ــــ ــم نمیشد...!!!
کنارم نشسته ای
چشم در چشم من
در ساعت شنی آب میریزم !
شاید این احساس جاودانه شود...
باران که میبارد کسی
برایمان چتری نمی گیرد....
چه برسد به زمانی
که
دلمان میگیرد...

بس که دیواره دلم کوتاه است...
هر کس از کوچه ی تنهایی من میگذرد..."
به هوای هوسی هم که شده سرکی میکشد و میگذرد...
چه ساختن هایی ...
که
مرا سوخت
و چه
سوختن هایی ... که مرا ساخت !
به آتش کشیدن م مبارکم باشد ...
ای دل مباش یکدم خالی زعشق و مستی
وانگه برو که رستی از نیستی و هستی
گر خود بتی ببینی مشغول کار او شو
هر قبله ای که بینی بهتر ز خود پرستی
با ضعف و ناتوانی،همچون نسیم خوش باش
بیماری اندرین ره خوشتر ز تندرستی
در مذهب طریقت خامی نشان کفر است
آری طریق دولت چالاکی است و چستی
تا فضل و عقل بینی بی معرفت نشینی
یک نکته ای بگویم خود را مبین و رستی
در آستان جانان از آسمان میندیش
کز اوج سر بلندی افتی به خاک پستی
خارا چه جان بکاهد گل عذر آن بخواهد
سهل است تلخی می در جنب ذوق مستی
صوفی پیاله پیما حافظ قرا به پرهیز
ای کوته آستینان تا کی دراز دستی

اون روز ِ بارونی بگو
از گریه هات ، تو پرسه ی
خیس ِ خیابونی بگو
از چتری که بارونی شد
تو آسمون ِ چشمِ تُو
وقتی دلت گرفته بود
وقتی که می گفتی نرو !
انگار که صد ساله حالا
جا مونده چترت پیش ِ من
امروز... بارونی شده
چشمام دو دو میزنن
شاید بخوای برگردی و
شاید دلت پیش ِ منه
رو شونه های خیس ِ من
بغضت دوباره بشکنه
امروز بارونی شده
چترت هنوز پیش منه
هر روز ، تو این ثانیه
چشمام بارون می زنه !
دوستم داشته باش ، هـمانـگونه که من دوستـت دارم
بگذار فاصله من و تو کمتر از آنی باشد :
که
بـیـش از آنی که من دوسـتـت دارم .....

نمیدانم چرا باور نداری که دوستت دارم.
نمیدانم درباره من چه فکرایی میکنی.
نمیدانم دوستت دارم یا که عاشقتم فقط اینو میدانم
که تا آخرش مثل مجنون حتی اگر قرار باشد کوه ها رو هم بکنم
میکنم تا برات

چشات آرامشی داره که تو چشمای هیشکی نیست
میدونم که توی قلبت بجز من جای هیشکی نیست
چشات آرامشی داره که دورم میکنه از غم
یه احساسی بهم میگه دارم عاشق میشم کم کم
تو با چشمای آرومت بهم خوشبختی بخشیدی
خودت خوبی و خوبی رو داری یاد منم میدی
تو با لبخند شیرینت بهم عشقو نشون دادی
من عاشقت بودم، تمام این سالا،
از اولین دیدار تا به همین حالا!
من عاشقت بودم، از متن پروانه،
از اولین فصل نگاهِ دزدانه!

آینه تکه شیشه ای بی ارزش نیست!
این شکوه زیبایی توست
که به آن اعتبار می بخشد دوست من!
باور کن!

امشب همه چيز رو به راه است
همه چيز ........ باورت می شود ؟
ديگه ياد گرفته ام شبها بخوابم " با یاد تو "
همه چيز را ياد گرفته ام
راه رفتن در اين دنيا را هم بدون تو ياد گرفته ام
ياد گرفته ام که چگونه بی صدا بگريم!
ياد گرفته ام که هق هق گريه هايم را با بالشم ..بی صدا کنم!
ياد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی
ياد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به ياد تو
ياد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رويای با تو بودن
و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم
ياد گرفته ام که بی تو بخندم!
ياد گرفته ام بی تو گريه کنم...و بدون شانه هايت
ياد گرفته ام ...که ديگر عاشق نشوم به غیر تو
ياد گرفته ام که ديگر دل به کسی نبندم!
و مهمتر از همه ياد گرفتم که با يادت زنده باشم و زندگی کنم
اما هنوز يک چيز هست ...که ياد نگر فته ام
که چگونه.....! برای هميشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم!
و نمی خواهم که هيچ وقت ياد بگيرم...
"فراموش کردنت" را هيچ وقت ياد نخواهم گرفت
عاشقان واقعی دلسوختگانند
سادگی پاسخی جز سادگی دارد
گفتم پاسخی بر سادگیتان باشد

من همینم : نمی گویم نه اینکه نخواهم نمی توانم...................................|مجنونان اینگونه اند|
|مثل ما باش|
پسر جوون رفت سر همون چشمه اي که بار اول دختر رو ديده بود و
با خودش زمزمه کرد : آخه چرا رفتي شهر؟ مي دوني که حتي من
طاقت چند روز دوريت رو ندارم و در همون لحظه از تعجب خشکش
زد وقتي ديد که تصوير دخترک روی آب چشمه ظاهر شد و گفت:آخه
ديگه دوستت نداشتم! پسرهای های گريه کرد.اما دستي از پشت روی
شونه هاش احساس کرد و وقتي برگشت ديد که دخترک درست بالای
سرش رو تخته سنگي نشسته و مي گه عزيزم شوخي کردم باهات من
وپسرک يه دنيا شاد شد و پاشد وبه شوخي آروم با دستش زد پس کله
دخترو گفت: ديگه با من از اين شوخيا نکنيا. اما همون لحظه دخترک
از روی سنگي که بالاش بود ليز خورد و با کله خورد روی سنگي که
پائين چشمه بود. خون همه چشمه رو فرا گرفت و دختر ضربه مغزي
شد ومرد. از فردای اون روز پسرهرروزلب چشمه ميرفت وبا تصوير
دختر تو چشمه از ليزخوردن دخترک از بالای سنگ مي گفت و بعدش
با هم قاه قاه مي خنديدند ودراين ميان بزگترها وقتي مييومدند توچشمه
پسری رو مي ديدند که هرروز يه خاطره گريه دارو با خودش بلند بلند
تکرار مي کنه و بعدش تنهائي مي خنده.اما دختر بچه ها به جز پسري
که تو چشمه بود، تصوير دختر زيبائي رو روی آب چشمه مي ديدند که
از پسره بيشترميخنده تا نکنه دل پسر بگيره وباورکنه که دخترک ديگه
واقعا رفته.........................!!!!!!!!!
گفتمش آغاز درد عشق چیست؟گفت آغازش سراسر بندگیست گفتمش پایان آن را هم بگو گفت پایانش همه شرمندگیست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درمانی ندارد بی دواست گفتمش یک اندکی تسکین آن گفت تسکینش همه سوز و فناست
مراقب افکارت باش که عقایدت می شوند . مراقب عقایدت باش که رفتارت می شوند .مراقب رفتارت باش که عادت می شوند .مراقب عادتت باش که شخصیت می شوند .مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می شوند
هیچ وقت نذار یه دیونه بوست کنه بذار یه بوس دیونت کنه
هست آن نیست که هر لحظه کنارت باشد هست آن است که هر لحظه به یادت باشد
دوست داشتم پرواز کنم در اوج آسمانها تا شاید خودم قطره عاشق را میان این همه قطره پیدا کنم… می دانستم قطره هایی که از آسمان می ریزد اشکهای آسمان است… اشکهایی که هر قطره از آن خاطره ای بیش نبود
رسم زمونه : تو چشم میذاری من قایم میشم .........اما تو یکی دیگه رو پیدا میکنی
من دنیارو به خاطره خدایش و چشم را به خاطره اشکش و تو را به خاطره چشم های قشنگت دوست دارم
ای پیتزای عشقم! همبرگر قلبم! کباب زندگیم و اسپاگتی افکارم! بی تو فلافلم
امشب به یاد روی تو با ماه خلوت کرده ام با یاد عشق گرم تو تا اوج هجرت کرده ام درباره دستان تو با ابر صحبت کرده ام بوسیدن روی تو را با خویش قسمت کرده ام با دیدنت ترک غم و اندوه و محنت کرده ام از فکر عشقی غیر تو همواره وحشت کرده ام گر لحظه ای غافل شدم بگذر ، جسارت کرده ام هرگز مرو ، ترک مکن من بر تو عادت کرده ام

درون کعبه چه غوغائی ست امروز؟؟......
ملائک بال در بال گستره آسمانها را پوشانیده اند...
و جبرئیل و میکائیل حلقه خانه کعبه شده اند تا پر به نور وجود او بسایند!....
مردی از تبار نور، از تبار عاشقان و شوریدگان می آید
مردی که محمد(ص) از گل خنده های نگاه اونشاط می یابد...
و طنین نامش هلهله شادی ملائک است.
مردی که طلوع مهرانگیز نگاهش دیگربار....
حلاوت وصال و عشق را در چشمه لایزال، به جان پاکان می نوشاند ...
و پیاله حیات عاشقان، از نگاه او لبریز می شود....
علی(ع)، فصیح ترین شعر حیات و زیباترین آواز آفرینش است.

ترم اول(ترم جو گیری): الو سلام مامانی.منم هوشنگ.وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا
خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه.وای خدا خوابگاه رو بگو.وقتی فکر می کنم امشب روی
تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن -
و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده
ترم 2(ترم عاشق شدگی): آه ای مریم.ای عشق من.همه زندگی من.می خواهم
درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.میخواهمت با
تمام وجود عزیزم.همه پول و سرمایه من متعلق به توست.بدون تو این دنیا رو نمی خوام.
کی میشه این درس من تموم شه تا بیام بات ازدواج کنم.امروز یک ساعت پشت پنجره
کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس میدرخشیدی تماشا می کردم...
ترم 3(ترم افسردگی): الو مامان سلام.مریم منو ول کرد و گذاشت رفت! مامان جون
افسرده شدم اولین عشقم بود دارم میمیرم از غصه .ای خدا بیا منو بکش راحتم کن.مامان
من این زندگی رو نمی خوام.....
ترم 4(ترم زرنگ شدگی): الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟منم پژمان! کجایی نفس؟
نیستی؟دلم تنگ شده واست گنجشک کوچولوی من.بیا ببینمت قربونت برم...مهشید جون من
پشت خطی دارم .مامانمه.بعداً بت زنگ میزنم......
الو به به سلام چطوری ندا جون؟آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم. پیرزن دلش تنگ
شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟ به خدا منم دلم یه ذره شده واست.باشه عزیزم فردا
ساعت 11 میبینمت
ترم5 (ترم مشروطه گی): الو سلام استاد! قربون بچه ات دارم مشروط میشم.2 نمره
بهم بده.به خدا دیشب بابابم سکته کرد . مرد. مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو
آی سی یو بستریه. منم ضربه روحی خوردم دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم
نمیاد ....قول میدم جبران کنم...
ترم 6(ترم ولخرجیدگی) : الو مامان من خونه می خوام ! راستی اون 50 تومنی که 3 روز
پیش فرستادی تموم شد.دوباره بفرست.خرج پروژه ام شد!!!
ترم7 (ترم پاتوقیده گی): خودتون دیگه میفهمین
ترم8 (ترم فارغ التحصیلگی): الو سلام خانم.واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا...
با تو هم صدا و یکرنگ باشم ،
در هیاهبگذار همیشه در کنارت باشم وی پر از غم زندگی
هر لحظه به یاد مهربانیت باشم ...
بگذار دنیا به پای ما بیفتد
سهم تو من باشم ،
همیشه دلتنگت شده
مدهوش عطر تن تو باشم ...
بگذار تا در تو غرق شوم
تا شاعر شعرهای عاشقانه باشم ،
نگاهت را با نگاهم بیامیز
تا از مستی چشمانت بی قرار باشم ...
بگذار محبتت در رگهایم جاری شود ،
دوباره عاشق باشم
باتو ...
تا آخر جاده عشق
برای همیشه همسفر باشم ...
بگذار تا این تن جان دارد
در هوای تو باشم ،
من که جز تو خیالی به سرم نیست
تنها دلداده و معشوق تو باشم ...
دوستان نظر یادتون نره ![]()
تورو میدیدم که آروم چشماتو باز میکنی و میبندی و وجودت خالی از هر حسی بود!
چشمای غمگینت رو به تخته ای که پسر رنگ رو رفته ی خرخونی در حال حل کردن مساله مزخرفی بود خیره شده بود. صورتت خسته تر از همیشه به نظر میرسید. و من هنوز هم چشمان زیبای غمگین و خسته تورو دوست دارم!!!
نتونستم اونجا رو تحمل کنم ،زود از پشت در کلاس عقب رفتم ، چشمای تو هنوز هم رو به تخته بود و اصلا منو ندید ، هیچ وقت منو ندید!!!!
به آسمون نگاه می کنم مثل دل من گرفته و انگار قصد باریدن نداره و من می ترسم از تنهایی! از سایه سردم ! از چشمای غمگین تو......این تنهایی سوت و کور مطلق......میترسم وقتی که انگار همه خوابند و من بیدار.......میترسم که شاید باید مرحم درد های کس دیگری باشم!!!!!!!
وهنوز همه چیز و هیچ چیز کاملا تاریک است! و خبری از روشنایی نیست!

عشق در انسان اثری مانند مواد مخدر دارد و میتواند در کاهش درد نقش زیادی داشته باشد.
محققان دانشگاه استنفورد اعلام کردند احساسات شدید و عشق زیاد میتوانند مانند مسکنهای قدرتمند عمل کند. برای مثال زمانی که به انسانها تصاویر افراد علاقه آنها نشان داده میشود احساس درد در آنها بسیار کاهش پیدا میکند. این تصاویر باعث فعال شدن پاسخ احساسی در مغز میشود که با انگیزه و پاداش نیز مرتبط است.
ادامه ادامه نظر نظر
![]()
اگر تازه نامزد کرده اید یا اگر مدتی است که ازدواج کرده اید، بدانید که مواردی وجود دارد که هیچگاه تغییر نمی کند مثل احساس نیاز به تقدیر و تشکر یا احساس نیاز به داشتن رابطه خصوصی، و این فقط مختص آقایان نیست بلکه خانم ها را نیز شامل می شود.
جملههای کلیدی برای جذب همسر را باید چون نهالى دانست که لازم است تمام تمهیدات را بهکار بست تا این نهال سست و شکننده، حفظ و بارور شود و به درختى تناور تبدیل گردد و ریشهی آن، در اعماق جان زن و مرد نفوذ کند. آنچه در این میان دارای اهمیت میباشد، محبت و شیوههاى صحیح ابراز آن است. محبت بین زن و مرد ، اکتسابى است، بدین معنا که هم زن و هم مرد، باید شیوههاى ابراز آن را آموزش دیده، تمرین کنند و به کار برند.
. . .
عشق یعنی : هر اس ام اس که بهت می رسه امیدواری از اون باشه
عشق یعنی : برای هرکسی که می خوای اس ام اس بزنی اشتباهی واسه اون می فرستی
عشق یعنی : دنبال یه موضوع می گردی که واسه اون اس ام اس بزنی
عشق یعنی : دائم موبایلتو چک می کنی که شاید از اون SMS رسیده باشه
عشق یعنی : همش فکر می کنی موبایلت داره تو جیبت می لرزه ولی وقتی نگاه می کنی می بینی خبری نیست
عشق یعنی : شبهای که اس ام اس ها نمی رسن واقعا اعصابت خورده
عشق یعنی : یک اس ام اس رو هم به خط همراه اولش می فرستی هم به ایرانسلش
عشق یعنی : هر وقت یه اس ام اس دیر می رسه چند بار دیگه سند می کنی شاید اونا زودتر برسن
عشق یعنی : پشت سر هم تک می زنی تا اس ام اسها برسن
عشق یعنی : گاهی وقتها هیچ حرفی واسه گفتن نداری اس ام اس خالی می فرستی که بفهمه به یادشی
عشق یعنی : هر جایی که یه جمله عاشقانه یا زیبا دیدی سریع واسه اون اس ام اس می کنی
عشق یعنی : دوهزار اس ام اس در ماه
عشق یعنی : بیماری ای که می گن دچارش شدی
عشق یعنی : اعتیادی که همه می گن به اس ام اس داری
عشق یعنی : آخر شعرها ی این و اون اسم خودت رو می نویسی تا به اون بگی که چه قدر عاشقشی
عشق یعنی سه تا نقطه . . .
به پشت سرت نگاه کن!
این سایه ی تو نیست!
منم که به دنبال تو راه افتاده ام!
مثل بادکنکی به دست کودکی!
هرجا میروی با یک نخ به تو وصلم!
نخ را که قطع کنی میروم پیش خدا!!
یک روز پدر بزرگم برام يه کتاب دست نويس آورد، کتابي که بسيار گرون قيمت بود، و با
>>>>>>ارزش، وقتي به من داد، تاکيد کرد که اين کتاب مال توئه مال خود خودته، و من از تعجب
>>>>>>شاخ در آورده بودم که چرا بايد چنين هديه با ارزشي رو بي هيچ مناسبتي به من بده، من
>>>>>>اونکتاب رو گرفتم و يه جايي پنهونش کردم،
شاید بد نباشد ابتدا چند نکته را درباره اهمیت دوران نامزدی و عقد بخوانید و بعد خودتان در این باره قضاوت کنید.
1- عقد برای راحتی خیال : هنوز هم خانواده هایی هستند كه پس از انجام مرحله خواستگاری و انتخاب اولیه دختر و پسر ، با حذف مرحله شناخت ، مهر عقد دائم بر انتخاب اولیه ایشان زده و دوره نامزدی را تبدیل به دوره عقد می كنند. استدلال این گونه خانواده ها چنین است: می خواهیم عقدشان كنیم خیالمان راحت شود؛ به بیان دیگر، تن سپردن به دوره آشنایی پیش از ازدواج فرزندان برای این پدر و مادرها اسباب ناراحتی خیال است.
نظر رو بعد از ادامه فراموش نکنید ![]()

![]() |
|
|
خوب است که سازمان ملی جوانان به فکر ازدواج جوانها افتاده ولی علیالظاهر الباقی مسئولان محترم هم برای اینکه عقب نیفتند بدجوری جوگیر شدهاند.
علیالظاهر اگر دختر دانشآموزی ازدواج کند مدیر مدرسه موظف است او را اخراج کند.