راه تازه
در نوبتی دوباره دلت را مرور کن
از غـم به هر بهانه ی ممکن عبور کن
گیرم تمام راه تو مسدود شد، بگـرد
یک آسمان تازه و یک جاده جور کن
در نوبتی دوباره دلت را مرور کن
از غـم به هر بهانه ی ممکن عبور کن
گیرم تمام راه تو مسدود شد، بگـرد
یک آسمان تازه و یک جاده جور کن






احساسم را نمیفروشم
حتی به بالاترین بها .....!!
ولی.....
انگونه که بخواهم خرج میکنم برای انهایی که لایق هستند...!!


یک نگاه خیره ،صد علامت سؤال
حرفای یخ زده ،چشم های گیج و لال
در سکوت سرد شهر ،روی سیم های برق
دسته ای کلاغ پیر گرم کار قیل قال
در کنار پنجره روی میز کار
می نویسم از زمان،می نویسم از زوال
می نویسم از خودم، می نویسم از خدا
می نویسم آه آه خسته ام من از خیال
خسته ام من از زمین ، خواب دیده ام به من
دست های آسمان هدیه می دهد دو بال
تا که پر زنم شبی رو به سوی شهر خواب
شهر حرف های سبز در زمینه ی خیال .![]()

"به یاد داشته باشید آنچه که درست است همیشه محبوب نیست...
و آنچه که محبوب است همیشه حق نیست!"


عجیب
فاصله ها زیاد شده اند...
هیچ خط کشی
قادر به اندازه گیری شان
نیست!
تو که چشمات خيلي قشنگه
رنگ چشمات خيلي عجيبه
تو که اين همه نگاهت واسه چشمام گرم و نجبيه
تو که چشمات خيلي قشنگه
رنگ چشمات خيلي عجيبه
تو که اين همه نگاهت واسه چشمام گرم و نجبيه
ميدونستي که چشات شکل يه نقاشيه که تو بچگي ميشه کشيد
ميدونستي يا نه
ميدونستي که تو چشماي تو رنگين کمون و ميشه ديد
ميدونستي يا نه
ميدونستي که نموندي
دلم و خيلي سوزوندي
چشات و ازم گرفتي من و تا گريه رسوندي
ميدونستي که چشامي همه ي ارزوهامي
ميدونستي که هميشه تو تموم لحظه هامي
ميدونستي همه ي ارزوهام واسه ي چشم قشنگ تو پروندم رفتش
ميدونستي يا نه
ميدونستي که جوونيم و واسه چشم عجيب تو سوزوندم رفتش
ميدونستي يا نه
ميدونستي که نموندي
دلم و خيلي سوزوندي
چشات و ازم گرفتي من و تا گريه رسوندي
ميدونستي که چشامي همه ي آرزوهامي
برگرفته از وبلاگ فرناز