دلتنــــــــگی ..........

به اندازه ی دلتنــــــــگی هایم
به مـــــــــــــن بـــــــدهکاری...
وعـــــــــده ما باشــــــــــــــــد
روزی که دلتـــــ♥ـــــنگم شدی

به اندازه ی دلتنــــــــگی هایم
به مـــــــــــــن بـــــــدهکاری...
وعـــــــــده ما باشــــــــــــــــد
روزی که دلتـــــ♥ـــــنگم شدی
تو پلک میزنی
و من دلم تنگ میشود
برای چشمانت...

تنهایی که طولانی میشه
معیار دوست داشتن آدمها هم
عوض میشه!!!
یهو میبینی اون آدم،
گلدون شمعدونی گوشه ی اتاق شو
با کل دنیا عوض نمیکنه!!!!

اینجــا صـدای پـا زیــاد می شنــوم...!
امــا هیچکــدام تــو نیستــی ...!
دلــــــم ؛ خـوش کرده خــودش را بــه ایـن فکــر ؛
بی تو زیستن
چیزی جز مرور مردن نیست!

چشام خیره به نور چراغ تو خیابون
خاطرات گذشته منو میکشه آسون
چه حالی داریم امشب به یاد تو من و بارون

تنها برخی از آدمها

وقتی نبودم یادگرفتم...
زندگی رسیدن به کسی که دوسش داری نیست..
زندگی عشق ورزیدن بدون دغدغه به همست...
زندگی یعنی در حال زندگی کن و حال را بساز..
بچگی کن ..
گدشته رفت...
آن کسی که دوستش داری دوستت ندارد...
حاضر نیست در کنارت باشد..
یادگرفتم هرچه که دوستش دارم روش فکر کنم ..وبه راحتی نگم نه و بعد
پشیمونی بیارم..
آینده هم نیامده..
نگران آینده هم نباشم..
اونجوری که خودم هستم درمورد دیگران فکر نکنم...
یادگرفتم وبرگشتم...
یادگرفتم خدا هست باید اعتماد کرد بهش تا شکستی وجود نداشته باشه...

فکرشو بکن
اینهمه حرف روی صفحه کلید باشه ولی نتونی اون چیزی رو که میخوای
اون چیزی رو که حرف دلته تایپش کنی
فقط ساده بنویسی دلتنگم
دلتنگ دیدارش
دلتنگ صداش
دلتنگ ...
گفتگوی دو پسر پای تلفن: بنال... بوزینه مگه نگفتی
ساعت چهار میای؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر

آی دخترایی که ابرو بر میدارید خجالت بکشید!
مگه شما پسرید!؟

اگه ميخواين پسرباكلاسي بشيدبخونين:
1)برداشتن ابروب اندازه كافي
.2)كشيدن سيگار
.3)بحث درموردانتخابات آخرسال رياست جمهوري آمريكا
.4)نگرفتن ناخن هاي دست
.5)بي اطلاعي ازبرنامه هاي تلوزيون ايران
.6)گوش دادن ب موسيقي
.7)نوشيدن نوشيدني هاي انرژي زا.

سلام خدا
دنبال فرصت میگشتم تا مادرم از روی جانمازش بلند بشه من بیام باهات حرف بزنم
خدا یا دلم برات تنگ شده میدونم که تنهایی من همیشه برای تنهایی تو گریه میکنم
ولی کسی دلیل گریه منو نمی دونه
خدایا
من نمیخوام بزرگ بشم اخه ادم بزرگا تو رو فراموش میکنن همش با هم دعوا میکنن
بابام وقتی میخوادمامانم رو دعوا کنه منو میبره تو اتاقم ولی نمیدونه که تو داری
میبینیش از من خجالت میکشه ولی از توخجالت نمی کشه
خدایا
به بابا و مامانم کمک کن اونا غیر تو کسی رو ندارن
خدایا
خداحافظ مامانم داره سجادشو جمع میکنه

من یک دخترم
خالقم به نامم سوره نازل کرد
من یک دخترم در تقویم روزی را به نامم ثبت کردند
با تمام مردانگی هایت هیچگاه نمیتوانی بفهمی رنگ صورتی برایم یک دنیاست
نمیتوانی بفهمی عشق به لاک قرمز را
گریه کردن بدون خجالت...
نماز با چادر سفید...
درک کردنم در توانت نیست!!!
منم لیلای عشق و زلیخای انتظار
چرک نویس هیچ احساسی نمیشوم
و...
با دل دخترانه ام دوستت دارم
دخترا بخونن


درد دارد وقتے كه من عاشقانہِ ہِایم رامی نویسم

گـاه בلـمــ مےـگـیرב
گـاه زטּـבگــے ســخـتــــ مےـشـوב
گـاه تـטּـهـا , "تـטּـهـایـے" آرامـشــ مـے آورב
گـاه گـذشـتـهـ اذیـتـمـ مـیـکـنـב
ایـטּ `گـاه هـا`... گـهـگـاه تـمـامــ روز و شـبــ مـنــ مےـشـو טּـב
آטּـوقـت بـغـض گـلـویـم را مـےـگـیـرב !
בرسـت مـثـل هـمےــטּ روزـها ...
![]()
ﯾـﻪ ﭼﯿـﺰﯼ ﮐﻪ ﻫﯿـﭻ ﻭﻗـﺖ ﻓﮑـﺮﺵُ ﻧﻤـﯿﮑـﺮﺩﻡ
ﮐـﻪ ﺑﻪ ﺍﯾـﻦ ﺯﻭﺩﯼ ﺑﻬـﺶ ﺑـﺮﺳـﻢ
ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗـﻮ ﺍﯾﻦ ﺳـﻦ ﺑﺸﯿﻨـﻢُ ﮔـﺎﻫـﯽ
ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔـــــــــــــــــــــــﺎﻩ
ﻧﻔﺴﻬـﺎﯼ ﻋﻤﯿـﻖ ﺍﺯ ﺗـﻪ ﺩﻝ ﺑﮑﺸـﻢ...
ﻭﺍﺳـﻪ ﮐﺸﯿـﺪﻧـﺸﻮﻥ ﺣـﺎﻻ ﺯﻭﺩ ﺑﻮﺩ !!!!...
ﺧـــــﯿــــﻠﯽ ﺯﻭﺩ.

سر سبز دل از شاخه بریدم، تو چه کردی؟
افتادم و بر خاک رسیدم، تو چه کردی؟
من شور و شر موج٬ تو سر سختی ساحل
روزی که به سوی تو دویدم، تو چه کردی؟
تنهایی و رسوایی و بی مهری و آزار
ای عشق ببین من چه کشیدم، تو چه کردی؟؟؟!

کاش همیشه در کودکی میماندیم
تا به جای دلهایمان
سر زانو هایمان زخمی میشد

نه ٰ تو دروغگو نیستیٰ من حواسم پرت است!
گفته بودی دوستم داری بی اندازه...
خوب که فکر می کنم تازه می فهمم؛
بی اندازه ٰ یعنی چه!!!


من تمـــــام شــــــــعرهایم را
می خواهم

امشب هیچ حرف خاصی ندارم
فقط خواستم حالت را بپــرسم ! خوبــی ؟
من از آن آدم ها نیستم که وقتی به بن بست می رسند
ایــن همیشــــه یادت باشد !
موسی ، عیسی و محمـــد هستی
پس هوای مان را بیشـــتر داشتــه بـــاش!!!

خصوصیات دانشجویان دختر:
ترم ۱- اصولاً وقتی به آنها بگویید با سه حرف پ- س – ر یک کلمه معنی دار بسازید مخ آنها ERROR میدهد! چون فکر میکنند تنها دانشجوی این مملکت هستند عمراً کسی را تحویل نمیگیرند. و تا وقتی که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبرید جوابتان را نمی دهند! {پیشنهاد میکنم که در دختران ترم یکی (صفری) به دنبال GF نباشید چون اولاً پا نمدهند و ثانیاً اگر حتی یکی از این دختران برای دوستی پا بدهد (یکی در هر
۱۰ میلیون سال) همه به شما به چشم یک همجنس باز نگاه خواهند کرد !} فقط برای عملیات قضای حاجت به WC می روند. طولانی ترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه تا خانه می باشد.ب ه پسران همکلاسی به چشم خواستگار نگاه می کنند. تمام کتب ترم اول را می خرند و با دقت جلد میگیرند. سوژه خنده دانشجویان ترم بالایی هستند. وقتی به آنها سلام میکنید به چشم یک مزاحم خیابانی به شما نگاه میکنند!(بی جنبن دیگه!!!) درفاصله بین کلاسها نان و پنیر دستپخت مادر را میل میکنند تا انرژی بگیرند!
ترم ۲ – همچنان قادر به ساختن کلمات معنی دار نمیباشند! متوجه میشوند به غیر از آنها افراد دیگری نیز به اسم دانشجو تو این مملکت هستند! به مقدار بسیار ناچیز از قطر ابروها کاسته میشودولی سیبیل جزیی از اعضای ثابت بدن می باشد. سر کلاس متوجه موجوداتی عجیب و غریب میشوند اما اسم آنها را نمی دانند. کماکان مسیر دانشگاه تا خانه بدون هیچ کم و کاستی طی میشود. نیمی از کتاب های ترم را میخرند و نیمه دیگر را از کتابخانه میگیرند. اگر به آنها سلام کنید در جواب زمزمه نامفهومی میشنوید با این مضمون:سلام علیکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوی تریای دانشکده رد میشوند
اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)
ترم ۳ - به معنای واژه پسر پی می برند و با ماهیت آن موجودات عجیب و غریب آشنا می شوند. به این نکته حیاتی پی می برند که تنها استفاده WC قضای حاجت نیست!!! سوژه خنده پیدا می کنند. همه کتابها را از کتابخانه می گیرند و متوجه میشوند که تا ۴ جلسه میتوانند سر کلاس غیبت کنند. می فهمند که شهر خیلی بزرگ است و غیر از خانه شان
جاهای دیگری هم دارد! تریا دانشکده تبدیل به پاتوق آنها میشود. در جواب سلام شما میگویند سلام!
ترم ۴ – با واژه BF آشنا میشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نیستند. ابروها نازک میشودو سیبیل ناپدید! در ساعت های استراحت بین کلاسها و حتی وسط کلاس ها به WC میروند!!!همیشه در دانشگاه از قسمتهای “پر پسر” عبور میکنند. شروع میکنند به پرسیدن آدرس از پسرای خوش تیپ دانشگاه! (نکته:اگر دیدید که جلویدر آموزش یه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسید پس: ۱- دختره ترم ۴ درس میخونه. ۲-شما خوشتیپید!! ۳یالامخشو بزن دیگه چلمن!) شروع میکنن به نوشتن جزوه ! هر ۲-۳ شب یکبار به خانه میروند برای حاضری و بهخاطر غر زدن های مامان بابا. (خوب پدر مادرن دیگه دلشون تنگ میشه شما به بزرگی خودتون ببخشید!)وتعویض لباس و بقیه روز ها خونه دوستشون درس میخونن! (آره جون خودت ، بیچاره پدر ، مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!)
در جواب سلام شما میگویند: سلام.چطوری؟خوبی؟
ترم ۵ –یکی از این موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست می آورند اما چون تازه کار هستند بامبول های زیادی سرشان پیاده میشود!اصلاً سر کلاسها نمی روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند! چون BF دارند دیگه احدی را تحویل نمیگیرند و درست مثل ترم یک میشوند ( چون این دفعه فکر میکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده این پسره افتاده تو بغل اینا! =آخر بی جنبگی) کوتاهترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه به کافی شاپ و سپس خانه میباشد. از چهره مردانه گذشته تنها خاطره ای باقی مانده است! (اینجاست که میگن مردونگی مرده!!!) به دلیل افزایش آرایشات روی صورتشون اضافه وزن می آورند و برای جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم میکنند! یک میز اختصاصی برای خودشان و BF شان در تریا دانشکده رزرو است!تابلو میشوند. کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک می شناسند. سند کمیته انضباطی را به نامشان میکنند! در جواب سلام شما (بعد از ۱۰ دقیقه!) می گویند: اوا … سلام ببخشید حواسم نبود(طرف داره عاشق میشه و حواسش یه جای دیگست….خاک بر سرت!)
ترم ۶ – خیلی تابلو میشوند!عاشق میشوند! مورد سوءاستفاده قرار میگیرند!مشروط میشوند!!!
ترم ۷ – به طرز وحشتناکی تابلو میشوند! در عشق شکست میخورند!مشروط میشوند!
ترم ۸– دوباره آدم میشوند. دیگر تابلو نیستند چون جوانان مستعد دیگری جای آنها را میگیرند(من لذت می برم میبینم این جوونا…….!) جای جای دانشگاه برایشان خاطره انگیز است. مثل بچه آدم این ترم درس میخوانند فارغ میشوند. در به در دنبال شوهر میگردند. به نگهبان جلوی در دانشگاه هم پا می دهند. به اولین پیشنهاد جواب مثبت میدهند و از چاله به چاه می افتند!!!!
بعد از دانشگاه: ازدواج میکنند و رخت بچه میشورند !!

۱.دخترا اصلا بینی ها شون رو عمل نمی کنن
۲. هیچ وقت موهاشون رو طلایی نمی کنن مادر زادی مش شده است
۳/ هیچ وقت به هم دیگه چپ چپ نگاه نمی کنن واز حسودی نمی ترکن
۴/ تمام طلا جواهراشون اصل اصله
۵/ هرگز قبل از ازدواج ابر هاشون رو بر نمی دارن عمرا بردارن کی گفته بر می دارن نه بابا بر نمی دارن که مرتبش می کنن
۶/ چشماشون رو اصلا لنز نمی زارن رنگش مادر زادی سبز و آبیه و خاکستری بنفش وزرد و قرمز
۷/ بی اجاز ه بابا مامان هیچ وقت بیرون نمی رن
۸/ به بهانه کتابخونه یا درس خوندن با دوستشون که با یه پسر نمی رن بیرون باورکنین
۹/ انقدر خواستگار دارن که نمی دونن به کدوم جواب بدن
۱۰/ همیشه سر به زیرن اصلا به غریبه ها نگاه نمی کنن (کاش فقط نگاه بود )
۱۱/ بعد ازدواج تازه می فهمن حروم شدن تفلی ها خونه بابا شون همه چی داشتن


يه دختر خوب اولاً اصلاً پيدا نميشه
يه دختر خوب هيچوقت زودتر از اينکه از شير بگيرنش عاشق نميشه
يه دختر خوب بيشتر از 3 ساعت توي حموم نميمونه (نکته مهم المپياد)
يه دختر خوب وقتي بلد نيست رانندگي کنه چرا بايد زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه
يه دختر خوب توي روي مامانش وانميسته و به خاطر قراري که داره (و سرکاره)
100000تا دروغ نميگه
یه دختر خوب جو نميگيرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمايش نميزاره
يه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمي داره بندازه رو سرش مثل روسري
يه دختر خوب با همسايشون که خوشگل تره لج نميشه
يه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه باباشو انقدر
تو خرج نمي ندازه
يه دختر خوب وقتي معني ترانه هاي خارجي رو نميدونه مجبور نيست
که واسه کلاس اونا رو گوش بده
يه دختر خوب ديگه به دختر افغاني ها حسودي نمي کنه
يه دختر خوب وقتي از پسري خوشش اومد و داشت از حسوديش مي ترکيد
10000 تا عيب و ايراد روي پسر نمي زاره
یه دختر خوب براي اينکه مورد توجه قرار بگيره اسمشو عوض نميکنه
(صغرا= هاني - کبري= ماني)
يه دختر خوب از اجراي هر گونه قرقره جت اسکي اسکيت
و امثال اون در مقابل پسرها خودداري مي کنه
يه دختر خوب با 25897 نفر که تيريپ نميريزه
يه دختر خوب عکسهاي پسر خوشگلا مانند حميد گودرزي، شادمهر عقيلي و نخ سوزن ،
محمدرضا گلزار رو به در و ديوار اتاقش نمي چسبونه (جوابيه)
يه دختر خوب سوار هر ماشيني نميشه نخ سوزن پيکان 47 و امثال آن
يه دختر خوب وقتي لباس آنچناني براي خودنمايي ندارد
از همسايگانش قرض نمي کند چيييييييي نمي کند
يه دختر خوب راه به راه از اون کوفتيا نميماله که فردا هم سرطان بگيره
و انتظار ترحم داشته باشه
به طور کلي دختر خلاصه مي شود در: غيبت بي نظير - خود نمايي کلان - دورنماي جالب

امریكا:
جنس: دختر
مکان: شمال اورگان، غرب ولایات المتحده
سن: بین بیست تا بیست و پنج
تحصیلات: فوق لیسانس رشته زیست شناسی، لیسانس بیوشیمی، دانشجوی دکترای میکروبیولوژی
موضوع پایان نامه: تاثیر میکرو ارگانیک های هوازی در محافظت گیاهان شاخه
کریپتوناموس در برابر گرمایش جهانی
یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده روی سینه، پاها باز … در حال فیلمبرداری از
تغییرات سبزینه یک گیاه 4.5 سانتی متری در اراضی حفاظت شده نوادا… به مدت 7 ساعت.
فعالیت های اجتماعی: عضو انجمن طرفدارن محیط زیست دختر زیر سی سال غرب آمریکا، عضو
گروه حامیان طبیعت وحش اورگان، سخنران اجلاس ماهیانه گروه دانشجویان حافظ محیط زیست،
عضو انجمن فارغ التحصیلان ارشد زیر سی سال، صاحب سایت اجتماعی "فمینیست های مذکر
گرا" ، شعار نویس گردهمایی های بزرگ کالیفرنیا….
آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: سه سال پیش…وقتی که در اتاق انتظار دفتر یک
وکیل زن نشسته بود.
نوع لباس: شلوار جین..کفش کوهنوردی..تی شرت سفید با نوشته Peace Now
نوع آرایش: ترم سوم دانشگاه فهمید مانیکور پدیکور چیست!!
قد: مایکل جکسون منهای 20 سانت
تاثیر وزنی: روی کاپوت بیفتد موتور پایین می آید
تعداد اس ام اس دریافتی: روزی سه تا
موضوع قالب اس ام اس: "رسیدی خونه عزیزم؟"
موضوع جالب روی دست: موی بلند در ناحیه ساعد
موسیقی مورد علاقه: کانتری
بیماری یا نارسایی: عطسه زیاد موقع طلوع آفتاب
محتویات داخل کوله: دستمال کاغذی، گوشی موبایل بلک بری، لپ تاپ، دفتر یادداشت، عینک
دودی، دو سه تا خودکار، یک هندبوک رفرنس گیاه شناسی.. بلیط مترو
===========
اما در ایران : ( بد بخت پسرا که باید یک عمر با اینها زندگی کنن )
جنس: دختر
مکان: شمال غرب تهران، ایران
سن: بین بیست تا بیست و پنج
تحصیلات: فوق دیپلم برق شاخه الکترونیک ، دانشجوی لیسانس کامپیوتر شاخه نرم افزار
موضع پایان نامه: تاثیر زبان برنامه نویسی C پلاس پلاس بر روابط دختر و پسر
یک صحنه در حال فعالیت: دراز کشیده به پشت روی تخت، با خودکار اشعار ترانه جدید امینم روی ساعد دست نوشته می شود.
فعالیت های اجتماعی: تجمع در یک 206 با همکلاسی ها و کل کل دست فرمان با پسری که تویوتا کمری دارد.
آخرین باری که یک مجله مد را ورق زد: دیشب، ساعت دوازده و نیم…. در خانه دانشجویی دوستان و همین الان
نوع لباس: شلوار پلنگی گشاد، تی شرت مشکی با عکس "50 سنت" ، کتانی به سایز 52
نوع آرایش:
لب : بریتنی
مو: کامرون دیاز
تتو ابرو: آنجلینا جولی
سایه: شقایق فراهانی
سینه: رنه زوئلنگر
قد: یک چهار پایه + 20 سانت
تاثیر وزنی: روی کاپوت ماشین بیفتد…. دوباره بر می گردد بالا !
تعداد اس ام اس دریافتی: روزی 167 تا
موضوع قالب اس ام اس: جغرافیا،فمینیسم، حکومت، لباس، جک، جواهر شناسی، عشق، روابط زن و شوهر، شب، ،سلامت جسمی روحی و کلمات قصار آنتونی رابینز
موضوع جالب روی دست: جای تیغ روی مچ
موسیقی مورد علاقه: هیوی متال
بیماری یا نارسایی: سوء تغذیه، میگرن مزمن، افسردگی شدید، زخم معده، پوکی استخوان، ریزش مو، عرق کف دست، پرخاشگری
محتویات داخل کوله: کبریت، چاقو، ام پی تری پلیر، گیم دستی پلی استیشن، لاک ناخن، استون، رژ، جزوه دانشگاه،مهره مار، یک اتود، سی دی آهنگ های رضا پیشرو و زدبازی، یک بسته اولترا لایت

اصولا دخترهاي اين زمونه هفت - هشت نوع داداش دارند. هر كدوم از داداشاشونو هم واسه يه كاري ميخوان.
داداش شماره يك: بچه پولدار
ماشين داره، رستوران خوب ميرن باهم! اينترنت 24 ساعته مجاني هم بعنوان اشانتيون
بهشون ميده.
داداش شماره دو: يه پسر رومانتيك
خوراك درددل بشينن نصفه شبها با هم درد دل كنن و گريه كنن با هم.
داداش شماره سه: بچه خلاف و شر چت روم
هر پسري بخواهد تو اينترنت اذيتشون كنه، خان داداش جون حالشو ميگيره.
دادش شماره چهار: از نوع هنري
خوراك رفتن باهم به سينما، تئاتر و موزه و محافل نقد فيلم. بليط جشنواره فجرشون
تضمينيه. موهاي اين مدل داداش ترجيحا بلنده. به اضافه ريشهايي مدلدار!
داداش شماره پنج: خوش تيپ
خوراك اينه كه ببره با خودش به دوستاش پز بده بگه: نگاه كنين، چه داداش جيگري دارم!
داداش من خيلي خوش تيپه!
داداش شماره شش: بچه معروف
هر هفته پنجشنبهها يه پارتي دعوتت مي كنه. رقصشم خوبه. همه مدله بلده برقصه!
داداش شماره هفت: متخصص كامپيوتر
هر وقت كامپيوترت خراب شد و گند زدي به سر تا پاي سختافزار و نرمافزار و
هرچيافزار داداش جونت مياد برات درست ميكنه!
داداش شماره هشت: بچه مثبت
بچه مودبيه، وقتي ميري باهاش بيرون لپهاش سرخ ميشه. خوراك اينه ببري به مامانت
نشون بدي، بگي مامان جون اين دوست پسره منه! مامانت عاشق اين جور پسراست.

فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد، اما صدای داد او در میان جیغ
سربازهها گم میشود… هوووو.بیشعور مگه خودت خواهر مادر نداری… بی آبرو گمشو بیرون…
وای نامحرم…
صبحگاه:
فرمانده: پس این سربازهها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !)
کجان؟
معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن
ساعت ۱۰ صبح همه بیدار میشوند…
سلام سارا جان
سلام نازنین، صبحت بخیر
عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر
سلام نرگس
سلام معصومه جان
ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی…
صبحانه:
وا… آقای فرمانده، عسل ندارید؟
چرا کره بو میده؟
بچهها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفع میکنه
آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم
بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)
فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید
وا نه، لباسامون خاکی میشه …
آره، تازه پاره هم میشه …
وای وای خاک میره تو دهنمون …
من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا …
ناهار
این چیه؟ شوره
تازه، ادویه هم کم داره
فکر کنم سبزی اش نپخته باشه
من که نمیخورم، دل درد میگیرم
من هم همینطور چون جوش میزنم
فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!
بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟
برو خودت غذا درست کن
والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمیکنم، حالا واسه تو …
چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد
بعد از ناهار
فرمانده: کجان اینا؟
معاون: رفتن حمام
فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد، اما صدای داد او در میان جیغ
سربازهها گم میشود…
هوووو…. بی شعور
مگه خودت خواهر مادر نداری…
بی آبرو گمشو بیرون…
وای نامحرم…
کثافت حمال…
(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده
ایستاده است!)
بعد از ظهر
فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟
یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟
جوجه بدون برنج
رژیمی عزیزم؟
آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.
شب در آسایشگاه
یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما
ناراحتین؟
فرمانده: بله بسیار زیاد!
خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان
رو نشون میده، همه با هم ببینیم
فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!
فرمانده میره تو آسایشگاه:
وا…عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو
راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو
فرمانده: بلندشید برید بخوابید!
همه غرغر کنان رفتند جز ۲ نفر که روبرو هم نشسته اند
فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟
واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.
آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده
فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.
سرباز: آخه گناه داره، طفلکی
مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا


موجودي به نام زن...
دختران 2 دسته اند: دسته اول آنهايي كه زيبا هستند و فورا ازدواج ميكنند و دسته ديگر آنهايي كه به دانشگاه ميروند (شاو)
زن از اين متأثر نميشود كه به او توجه كنيد، بلكه تأثر او از اين است كه به او توجه كنيد و بعد از او دور شويد (تواين)
با زنان همانطور كه با كودكان سر و كار داريد رفتار كنيد ولي همانطور كه با ملكه صحبت ميكنيد با او سخن بگوييد (وايلد)
كار زن افراط و تفريط است، اگه دوست بدارد از شدت محبت بي زار ميشود و واي به حال
زماني كه دشمني پيدا كند (ولتر)
از دستپخت زن تعريف كن تا در كنار اجاق خود را قرباني كند ( ديل كارنگي)
ازدواج كار خوبي است، ولي بهتر است اين كار را انجام ندهيد (سامبرست)
زن چون كراوات است، هم مرد را زيبا نگه ميدارد هم حلقوم او را مي فشارد (ويكتور هوگو)
بوسه مرد علامت عشق و بوسه زن علامت تسليم اوست (بال زاگ)
در ميان جانوران 3 جانور هستند كه اكثر اوقات خود را صرف آرايش ميكنند گربه-مگس و زن (شارل بوآيه)
در زندگي يك مرد 2 روز ارزش دارد : روزي كه با زني آشنا ميشود و روزي كه او را به خاك مي سپارد (ويكتور هوگو)
نگهبان زن زشتي اوست (مثل عربي)
هرگاه ميخواهيد از كسي انتقام بگيريد او را به ازدواج ترغيب كنيد (برنارد شاو)
راز از هر نوعي بر قلب زنان فشاري غير قابل تحمل مي آورد (پوشكين)
مردها آنچه را كه مي شنوند از يك گوش وارد و از گوش ديگر خارج مي سازند، اما زنان از 2گوش وارد و از دهان خارج مي كنند (برنارد شاو)
زن با نگاه خود آتش مي افروزد و بيهوده مي كوشد تا با اشك خود آنرا خاموش كند (برنارد شاو)
گرانقيمتترين انگشتري هاي جهان، انگشتري نامزدي است، چون مرد پس از خريد آن تا آخر
عمر قسط ميدهد (چگورا)
در برخورد با تازه عروس مردها به صورتش نگاه ميكنند و خانمها به لباسش (ديكنز)
زنها فقط 2روز مي توانند مردها را خوشبخت كنند، روز عروسي و روز مرگ (برنارد شاو)
بهترين سفارش نامه زن، زيبايي اوست كه در همانجا قابل قبول است (ارسطو)
زن، وقتي از يك حقيقت دفاع مي كند منطقش بسيار ضعيف و قدرت اثباتش بي تأثير است .
ولي اگر همين زن بخواهد از يك دروغ دفاع كند آن وقت كسي را تاب مقاومت در برابر او نيست (گاليله)
زن، شيطاني است كامل تر و شيطان تر (ويكتور هوگو)
اشك، نيرومندترين ماده سيال روي زمين است (داوينچي)
اگر زني عصباني شد، يقين كنيد كه يك كار انجام نشده دارد و چاره اش در اين است كه به عصبانيت تظاهر كند (ديكنز)
براي زن فقط يك بدبختي و مصيبت وجود دارد و او اين است كه حس كند كسي اورا دوست ندارد (اعرابي)
اگر تله به دنبال موش برود، زن نجيب هم دنبال مرد (ضرب المثل سوئدي)
مردها را شجاعت به جلو ميراند و زنها را حسادت (برنارد شاو)
اينم به خاطره آقا پسرا كه همش به من نگن ضد پسرا مطلب مي ذارم
البته فرقي هم نداره چون من 1 بار گفتم كه براي خندش اين مطالبو مي ذارم

یک خانم 45 ساله که یک حملهء قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود ..
در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ را تجربه کند حضرت عزرائیل رو دید و پرسید:
آیا وقت من تمام است؟
حضرت عزرائیل گفت:نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید .
در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت در بیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهد
کشیدن پوست صورت-تخلیهء چربیها(لیپو ساکشن)-عمل سینه ها و جمع و جور کردن شکم .
فقط به فکر رنگ کردن موهاش و سفید کردن دندوناش بود !!!!
از اونجایی که او زمان بیشتری برای زندگی داشت از این رو او تصمیم گرفت
که بتواند بیشترین استفاده را از این موقعیت (زندگی) ببرد.
بعد از آخرین عملش او از بیمارستان مرخص شد
در وقت گذشتن از خیابان در راه منزل بوسیلهء یک آمبولانس کشته شد .
وقتی با حضرت عزرائیل روبرو شد او پرسید: من فکر کردم شما فرمودید من 43 سال دیگه
فرصت دارم چرا شما مرا از زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟
حضرت عزرائیل جواب داد : اِاِاِا شماییییییید نشناختمتون

آدم شانس آورد چون زنش نمی تونست بگه:
۱- من آدمت كردم..
۲- یه كم از شوهرمردم یادبگیر..
۳- چرا به اون زنه نگاه كردی؟
۴- هزارتا خواستگارداشتم..
۵- من خوشگلم یا اون دختـر ۱۸ ساله!؟
از دختـره میپرسن شوهر چند حرف داره؟ میگه اگه پیدا بشه حرف نداره
فرهنگ لغات زنان : 1.آره یعنی نه 2.نه یعنی آره 3.ما باید با هم حرف بزنیم یعنی
بشین فقط گوش کن 4.هر کار دوست داری بکن یعنی بکن ولی بعد دهنت سرویسه 5.چقد منو
دوست داری؟ یعنی یه گندی زدم می خوام بگم 6.دو دقیقه دیگه حاضرم یعنی دو ساعت علافی
می دونی چرا زنها بیشتر از مردها عمر می کنند؟
.
.
.
چون زن ندارن
یه ضرب المثل چینی میگه: اگه از دوران مجردی لذت نمیبری ازدواج کن!! اون وقت حتماً
از فکر کردن به دوران مجردیت لذت می بری
یه ضرب المثل انگلیسی میگه: زبان زن آخرین عضوی است که در او می میرد.
یه ضرب المثل روسی میگه: زن آنچنان موجودی است که بی جهت شکایت دارد، تعمداً دروغ
می گوید، آشکارا می گرید و مخفیانه می خندد.
یه ضرب المثل ایرلندی میگه: اگر خواستید موضوعی را همه بدانند، آن را به عنوان یک
راز با یک زن در میان نهید و تاکید کنید که محرمانه است.
هیچ زنی برای پول ازدواج نمی کند،آنها زرنگ تر از آن هستند که این کار را بکنند،
قبل از ازدواج با هر میلیونری اول عاشقش می شوند. (سسری پاویز)
وقتی خداوند مرد را آفرید دید او چنان که بایست تنها نیست پس همدمی برایش خلق کرد
تا تنهایی اش را با شدت بیشتری احساس کند. (پل والری

1- درست است كه ما بعضي مواقع به شما فكر نميكنيم، ولي دنيا كه به آخر نميرسه؟ چرا
اينو درك نميكنين بابا؟
1- وقـتي جايي داريم ميريم، به پير، به پيغمبر، هرچي ميپوشين قشنگه و بهتون مياد!
اينقــدر سئوال نكنيد!
1- چپ ميريم، راست ميريم، آبغوره ميگيري، به جون خودم وخودت يه كارخونه
آبغورهگيري بزن پول توشـه!
1- بابا هرچي ميخواين رو راست بگين! چرا طفـــره ميرين؟ به ما چه كه شوهرخواهرت
براي خواهرت گردنبند مرواريد خريده؟ منظورتون چيه؟!
1- حواس ندارم خب! چرا قهر ميكني؟! خب آدميزاد يادش ميره تولدت و سالگرد ازدواجمون
كي بوده! دو روز قبلش بهم يادآوري كني ميميري؟
1- بابا ! من نوكرتم! شما فقط هم با «آره» و «نــه» جوابمو بدي كافــيه! دليل و
برهان و اين چيزا نميخواد ديگه!
1- وقـتي مشـكلي داري كه ميتونم حلش كنم، بيا نوكرتم هسـتم. ولي اگه فـقط ميخواي
درد دل كني و خودتو لوس كني، من نوكرتم! دست از سر ما ور دار! برو به دوســتات تلفن
كن!
1- اگه ميگي 17 ماهه كه سردردي داري و نميشـه بهت نزديك شد، پس قضــيه جديه! برو
پيش دكـتر خب!
1- بابا! بنزين زدن كه كاري نداره!! جون مادرت خودت بزن!
1- اگه يه چيزي گفـتيم كه ازش دو جور برداشت كرد، به خدا منظـور ما اون برداشـت
خوبه بوده! آتيش به پا نكن!
1- حسودي نكن نوكرتم! بهـت هم بر نخوره! خدا چشم داده براي ديدن و لذت بردن از
زيبائيها!
1- آخه من نوكرتم! تمام زندگيمون كه نميتونه مثل اون سه چهار هـفـته اول باشـه! چرا
نميفهــمي؟
1- بابا! من كه علم غيب ندارم، از اونچه كه تو كله سركار خانوم هم ميگذره خبر ندارم!
از روي چشمات هم نميفـهمم چــته! زبون كه داري ماشــالله! خودت بگو دردت چيه!
1- وقـتي ميپرسم «چه شـده؟» و تو ميگي «هيچي!»، ما كه ميدونيم داري دروغ ميگي و «يه
چيزي شـده!» ولي به روي خودمون نمياريم كه درگير عواقب وخيم بعــدياش نشــيم!
... همين!

دخترها :
1- توی ماهیتابه روغن میریزن
2- اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میکنن
3- تخم مرغها رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن
4- چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میکنن
پسرها :
1- توی کابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن
2- توی کابینتهای پایینی دنبال ماهیتاب...ه میگردن و بلاخره پیداش میکنن
3- ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن
4- توی ماهیتابه روغن میریزن
5- توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن
6- یه دونه تخم مرغ پیدا میکنن
7- چند تا فحش میدن
8- دنبال کبریت میگردن
9- با فندک اجاق گاز رو روشن میکنن و بوی سرکه همراه دود آشپزخونه رو بر میداره
10- ماهیتابه رو میشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی می داد!)
11- ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن
12- تخم مرغی که از روی کابینت سر خورده و کف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاک
میکنن
13- چند تا فحش میدن و لباس میپوشن
14- میرن سراغ بقالی سر کوچه و 20 تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن
15- تلویزیون رو روشن میکنن و صداش رو بلند میکنن
16- روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن
17- تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن
18- دنبال نمکدون میگردن
19- نمکدون خالی رو پیدا میکنن و چند تا فحش میدن
20- دنبال کیسه ی نمک میگردن و بلاخره پیداش میکنن
21- نمکدون رو پر از نمک میکنن
22- صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزیون
23- نمکدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن
24- بوی سوختگی رو استشمام میکنن و میدون توی آشپزخونه
25- چند تا فحش میدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل میریزن
26- توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن
27- با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم میزنن
28- صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون
29- سریع برمیگردن توی آشپزخونه
30- تخم مرغهایی که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن
31- ماهیتابه رو میندازن توی سینک
32- دنبال ظرفهای مسی میگردن
33- قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن
34- چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن
35- یاد نمک میفتن و میرن نمکدون رو از کنار تلویزیون برمیدارن
36- چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن
37- یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه
38- روی باقیمانده ی تخم مرغی که کف آشپزخونه پهن شده بود لیز میخورن
39- چند تا فحش میدن و بلند میشن
40- نمکدون شکسته رو توی سطل میندازن
41- قابلمه رو برمیدارن و بلافاصله ولش میکنن
42- چند تا فحش میدن و انگشتهاشون که سوخته رو زیر آب میگیرن
43- با یه پارچه ی تنظیف قابلمه رو برمیدارن
44- پارچه رو که توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش میکنن
45- نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخورن

10 دلیلی که خدا زن را آفرید
10 – خدا نگران بود که آدم در باغ عدن گم بشه چون اهل پرسیدن آدرس نبود.
۹ – خدا میدونست یه روزی آدم نیاز داره یک کسی کنترل تلویزیون رو بهش بده.
۸ – خدا میدونست که آدم هیچ وقت خودش وقت دکتر نمیگیره!
۷ – خدا میدونست اگه برگ انجیر آدم تموم بشه، هیچ وقت خودش برای خودش یکی دیگه
نمیخره. …
6 – خدا میدونست كه آدم يادش ميره آشغالا رو بيرون ببره
5 – خدا مي خواست آدم بارور و تكثير شود ، اما خدا میدونست كه آدم تحمل درد زايمان
رو نداره
4 – خدا میدونست كه مانند يك باغبون ، آدم براي پيدا كردن ابزارهاش نياز به كمك
داره
3 – خدا میدونست كه آدم به كسي براي مقصر دونستش براي موضوع سيب يا هر چيز ديگري
نياز داره
2 – همونطور كه در انجيل آمد ه است : براي يك مرد خوب نيست تنها بماند
و سرانجام دليل شماره يك
1 – خدا به آدم نگاه كرد و گفت : من بهتر از اين هم مي تونم خلق كن

معني برخي کلماتي که از زنها ميشنويد
معني برخي کلماتيي که از زنها ميشنويد:
خبٌ: اين کلمهاي است که زنان براي پايان دادن به مکالمههايي استفاده ميکنند که
در آن حق با آنهاست و شما بايد خفه بشويد.
پنج دقیقه: اگر مشغول لباسپوشيدن است يعني حداقل نيم ساعت. هرچند پنج ديقه دقيقاً
معادل پنج دقيقه است اگر به شما پنج دقيقه بيشتر زمان جهت تماشاي فوتبال داده شده
باشد.
هيچٌي: اين آرامش قبل از توفان است. معني و مفهوم آن اين است که بايد به شدت گوشبهزنگ
باشيد. بحثهايي که با هيچي شروع ميشوند، غالباً با خبٌ تمام ميشوند.
بفرماييد: اين کلمه اصلاً ربطي به اجازه دادن انجام کاري ندارد. “اگه جرئت داري” در
آن مستتر است.
آه بلند: اين در حقيقت يک کلمه محسوب ميشود که معمولاً درست فهميده نميشود. آه
بلند يعني او فکر ميکند شما يک احمق بهدردنخور هستيد و او نميداند چرا دارد وقتش
را با ماندن و بحث با شما سر هيچٌي تلف ميکند.
اشکال نداره: اين يکي از خطرناکترين جملاتي است که زن شما ممکن است به شما بگويد.
اشکال نداره يعني اون به زمان طولانيتري احتياج دارد که تصميم بگيرد شما چگونه
بايد تاوان اين اشتباهتان را پس بدهيد.
ممنون: از شما تشکر ميکند. فقط بگوييد خواهش ميکنم. هيچ حرف اضافهاي نزنيد. خيلي
ممنون ميتواند نشان دهنده يک خطر بالقوٌه باشد.
اصلاً هرچي: اين ترکيب براي گفتن دهنت سرويسه يا مردهشورت رو ببرن استفاده ميشود.
نگرانش نباش عزيزم، خودم انجام ميدم: يک جمله بسيار خطرناک ديگر. به معني آنکه
اين کار به دفعات متعدد به شما محول شده و حالا تصميم گرفته خودش دست به کار شود.
اين حالت معمولاً منجر به حالتی خواهد شد که شما بپرسيد چي شده؟

1- همیشه 3 یا 4 تا خواستگار دکتر و مهندس دارن
2- همشون میگن به هیچ پسری اطمینان ندارن اما با 10.000 تا پسر دوستن.
3- همشون قبل از اینکه باهات دوست بشن BF (دوست پسر ) نداشتن هیچ وقت!
4- BF شون مال خودشونه اما خودشون مال همه هستن!
5- همشون از دم خالی بندن!
6- هیچ وقت روز تولدت یادشون نیست.
7- خیلی اتفاقی وقتی باهاشون دوست میشی 4 روز بعدش تولدشونه!!!
8- همیشه کیف پولشون رو تو خونه جا گذاشتن!!
9- همیشه فوق تخصص آرایش زننده دارن از این آرایشایی که وقتی می بینی حالت به هم
میخوره.
10- همه ی پسرای دنیا رو نگاه می کنن اما نباید BF شون حتی یک دختر غریبه رو هم
ببینه.

توجه: خواندن این متن اصلا به خانم ها توصیه نمی شود!
1- نخونید!
2- اگر خوندید فحش ندید!
3- اگر فحش دادید به نویسنده ندید!
شنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم ''فال قهوه روسی یخ زده'' بگیریم. میگن
خیلی جالبه، همه چی رو درست میگه به خواهر شوهر نازی گفته ''شوهرت واست یه انگشتر
می خره'' خیلی جالبه نه؟ سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!
یكشنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم كلاسهای "روش خود اتكایی بر اعتماد به نفس"
ثبت نام كنیم. هم خیلی جالبه هم اثرات خیلی خوبی در زندگی زناشویی داره. تا برگردم
دیر شده، سر راه یه چیزی بگیر بیار!
دوشنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم شوی "ظروف عتیقه". می گن خیلی جالبه. ممكنه
طول بكشه. سر راه از بیرون یه چیزی بگیر و بیار!
سه شنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز من و نازی قراره با هم بریم برای لباس مامانم كه می خواد برای عروسی
خواهر نازی بدوزه دگمه بخریم. تو كه می دونی فامیل مامانم اینا چقدر روی دگمه
حساسند! ممكنه طول بكشه، سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!
چهارشنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم برای كلاس "بدن سازی" و "آموزش ترومپت"
ثبت نام كنیم. همسایه نازی رفته میگه خیلی جالبه. ترومپت هم كه میگن خیلی كلاس داره
مگه نه؟ ممكنه طول بكشه چون جلسه اوله. سر راه یه چیزی بگیر بیار!
پنج شنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم خونه همسایه خاله نازی كه تازه از كانادا
اومده. می خوایم شرایط اقامت رو ازش بپرسیم. من واقعاً از این زندگی ''خسته '' شدم!
چیه همش مثل كلفتها كنج خونه! به هر حال چون ممكنه طول بكشه یه چیزی از بیرون بگیر
بیار!
جمعه
مرد: عزیزم! امروز چی ناهار داریم؟
زن: ببینم تو واقعاً خجالت نمی كشی؟ یعنی من یه روز تعطیل هم حق استراحت ندارم؟
واقعاً نمی دونم به شما مردای ایرونی چی باید گفت! نه! واقعاً این خیلی توقع بزرگیه
كه انتظار داشته باشم فقط هفته ای یه بارشوهرم من رو برای ناهار بیرون ببره؟!

شما اقاييون نخونين ...طنز...طنز...طنز
دختر 22 ساله: او يك شاهزاده در قصر را مي خواهد. دخـتـر در ايـن سـن ممكن است مدعي آن گردد كه واقع بين ميباشد و دنيا را از ميان عينك رنگـين مشاهده نميكند. امـا او هيچگاه اقرار به آرزوي داشتن يك مرد ايده آل نـخواهـد كـرد. آن مـرد بايد خوش قيافـه، جذاب و مشهور باشد. او بايد پولدار باشد نه زياد پولدار اما هميشه در حسابش پول به اندازه كـافي داشته باشد. البته او بايد سخاوتمند باشد تـا پولهايش را بـراي همسـرش خـرج كند. او بايد زرنـگ و با هوش بـاشـد كـه بـراي بـرخي دخـتران با اهميت تر از خوش قيافه بودن ميباشد. او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند.

پرسش هاي چهار گزينه اي در مورد رانندگي خانم ها
پرسش : اگر يک خانوم مشغول رانندگي باشد و ناگهان متوجه شود که ترمز خودرو اش بريده
و نمي گيرد چکار مي کند ؟
الف ) قبل از اينکه هيچ حادثه اي روي دهد او پشت فرمان سکته کرده و راهي ديار باقي
مي شود
قاف ) سعي مي کند يک ايستگاه اتوبوس پيدا کند و با زدن خودرو اش به مردم داخل
ايستگاه آن را نگه دارد
ذال ) در همان حال با همسرش تماس مي گيرد و از او کمک مي خواهد
نون ) سفره ابوالفضل نذر مي کند که زنده بماند
پرسش : هنگامي که يک خانم راهنماي سمت چپ خودرواش را مي زند ، اين به چه معناست ؟
الف ) يعني مي خواهد به سمت راست برود
قاف ) يعني مي خواهد شيشه سمت چپ خودرواش را پايين بياورد
ذال ) يعني مي خواهد پشت فرمان موبايلش را درآورد و با همسرش تماس بگيرد
نون ) يعني مي خواسته برف پاک کن را بزند
پرسش : اگر يک خانوم در حين رانندگي بخواهد از بين دو خودروي در حال حرکت عبور کند
چکار مي کند ؟
الف ) بعد از از بيخ کندن آينه بغل جفت خودرو ها از بينشان عبور مي کند
قاف ) اول به خودروي سمت راست مي کوبد بعد به خودروي سمت چپ سپس با همسرش تماس مي
گيرد
ذال ) ابتدا جوري به خودروي سمت راست مي زند که او منحرف شود و به خودروي سمت چپ
برخورد کند سپس از روي دو خودرو عبور مي کند
نون ) يک بوق مي زند و راننده دو خودرو تا متوجه مي شوند او خانوم است سريعا به او
راه مي دهند که برود
پرسش : زمانيکه يک خانوم در پشت فرمان خودرو نشسته و خودرو اش با سرعتي بيش از 20
کيلومتر در حرکت است اين به چه معناست ؟
الف ) يعني پاشنه کفشش روي پدال گاز گير کرده
قاف ) يعني با همسرش تماس گرفته و فهميده که او با يک خانوم ناشناس در محل کارش
مشغول صحبت است
ذال ) يعني يادش آمده که بچه اش را داخل ماشين لباسشويي جا گذاشته
نون ) يعني پشت فرمان خوابش برده
پرسش : معمولا يک خانوم راننده وقتي خودرو اش پنچر مي شود چکار مي کند ؟
الف ) ابتدا سعي مي کند با پوف آن را باد کند و سپس با چسب زخم محل سوراخ را
بپوشاند
قاف ) تا اولين آپاراتي با پنچري راه مي رود تا پدر لاستيک و تيوپ و رينگ در بيايد
ذال ) به آتش نشاني زنگ مي زند
نون ) ماشين را وسط خيابان رها مي کند و با همسرش تماس مي گيرد
پرسش : خانوم هاي راننده به کدام قسمت خودرو بيش از بقيه علاقه مند مي باشند ؟
الف ) آينه ها ؛ چون اگر در هنگام رانندگي کوچکترين خدشه اي در ميکاپ آن ها بوجود
آيد آن ها را آگاه مي کند
قاف ) پخش سي دي ؛ چون آهنگ هاي ملايم آن استرس آن ها را در هنگام رانندگي کاهش مي
دهد
ذال ) برف پاک کن ؛ چون خودش شيشه را تميز مي کند و نيازي نيست که براي تميز کردن
شيشه هم با همسرشان تماس بگيرند
نون ) داشبور ؛ چون رژ لب ، پنکک ، موچين ، ريمل ، کرم سفيد کننده ، مداد چشم ،
بيگودي و کلي چيزهاي ديگر داخل آن جا مي شود
پرسش : هنگامي که يک خانوم راننده از داخل آينه مشاهده کند که يک آمبولانس در پشت
سرش در حرکت است چکار مي کند ؟
الف ) هول مي شود و پايش را مي گذارد روي ترمز و آمبولانس هم از عقب به شدت با
خودرو او برخورد مي کند
قاف) جيغ مي کشد و کنترل خودرو از دستش خارج شده و بعد از برخورد با خودروهاي ديگر
به داخل جوي آب مي افتد و بعد با همسرش تماس مي گيرد
ذال) خودرو خودش و آمبولانس را وسط خيابان متوقف مي کند تا بتواند بيمار
داخلآمبولانس را ويزيت کند و يکسري دارو گياهي و دارو دواي خانگي برايش تجويزکند
نون ) در حال حرکت فرمان را ول مي کند و براي بهبودي بيمار داخل آمبولانس دست به
دعا بر مي دارد
پرسش : اگر يک خانوم راننده بخواهد خودرو اش را بين دو خودروي پارک شده پارک نمايد
( پارک دوبل ) چکار مي کند ؟
الف ) پس از شکستن چراغ عقب خودروي جلويي و چراغ جلوي خودروي عقبي بوسيله سپر
ماشينش ، با همسرش تماس مي گيرد
قاف ) آنقدر منتظر مي ماند تا راننده يکي از دو خودرو بيايد و ماشينش را بردارد
ذال) به مخترع ماشين فحش مي دهد که چرا ماشين را طوري اختراع نکرد که از بغل هم راه
برود تا بشود با آن بين دو خودرو به راحتي پارک کرد
نون ) از يک عابر مذکر مي خواهد که خودرو را برايش پارک کند
پرسش : اولين اقدامي که يک خانوم راننده بعد از تصادف انجام مي دهد چيست ؟
الف ) جيغ کشيده و بيهوش مي شود
قاف ) با شوهرش تماس مي گيرد
ذال ) مي گويد : آخ ببخشيد مي خواستم ترمز بگيرم اشتباهي گاز دادم
نون ) اول به خاطر سالم ماندنش يک ديگ شله زرد نذر مي کند بعد هم عهد مي کند که
ديگر پشت رل ننشيند
پرسش : شما بعنوان يک مرد اگر خانومتان گواهينامه رانندگي اش را بگيرد و بخواهد که
با خودروي شما رانندگي کند چکار مي کنيد ؟
الف ) وقتي که او سوار خودرو مي شود گوشي موبايلتان را خاموش مي کنيد
قاف ) کلا براي هميشه گوشي موبايلتان را خاموش مي کنيد
ذال ) اصلا گوشي و سيم کارتتان را با هم مي بريد مي فروشيد
نون ) گوشي و سيم کارت و خودروتان را يکجا مي فروشيد و بعد هم خانومتان را طلاق مي
دهيد

- الو
- سلام
- سلام کجایی؟
- تو تاکسی دارم می رم خرید
- همین الام پیاده شو!
- چرا؟ نرسیدم که هنوز!
- پیاده شو، زود باش ، بهت می گم همین حالا
- مگه قراره ماشین منفجر بشه که اینطوری می گی؟
- مامان پیاده شو دیگه!
- تا نگی چرا، پیاده نمی شم، خُلم مگه وسط خیابون پیاده شم؟
- باشه برات توضیح می دم به شرطی که قول بدی برگشتنه با BRT برگردی
- وا؟؟؟ معلوم هست چت شده دختر؟نکنه دوباره درباره ی مزایای حمل و نقل عمومی مطلب خوندی و جو گرفتت!؟
- ببین مگه با BRT بری زودتز نمی رسی؟
- چرا.
- مگه ارزون تر در نمیاد؟
- خوب چرا.
- پس چرا با تاکسی می ری که ترافیک و آلودگی رو بیشتر می کنه؟ ببین قالیباف با این همه مشکلاتی که داره نمی زاره پروژه هاش عقب بیوفته و مردم لنگ بمونن.اون وقت امثال من و تو از این امکانات استفاده نکنیم؟درسته آخه؟
- راستشو بگو ببینم چت شده؟ دردت چیه آخه؟
- راستی مامان شنیدی تونل توحید طبق برنامه اول مهر افتتاح می شه؟
- بحث رو عوض نکن دختر بگو ببینم چی شده؟
- مامان مگه من مثل لیلای اقدس خانم اینا لیسانس ندارم؟
- خوب چرا؟
- آخه من چیم از دختر اقدس خانم اینا کمتره؟
-هیچی دختر.ولی اینا چه ربطی به تاکسی و ترافیک داره؟
- آخه می دونی چیه مامان؟ دیروز مامانه لیلا تو بی آر تی با یه زنه دوست شده ، زنه یه برادر زاده داره که هم پولداره هم تحصیل کرده. امشبم قراره بیان خواستگاری، تو هم از این به بعد با بی آر تی برو اینور اونور دیگه

پسرها
با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه ميذارن
کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستي رو وارد ميکنن
پول و کارت رو ميگيرن و ميرن
دخترها
با ماشين ميرن دم بانک
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلي مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توي کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توي کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توي کيفشون دنبال تيکه کاغذي که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
2دقيقه قسمت راهنماي دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستي رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
مبلغ بيشتري رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو براي شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توي آينه عقب چک ميکنن
توي کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوي بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمي ذار براي آدم
سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روي صندلي کنار راننده
آرايششون رو توي آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهي هم به موهاشون ميندازن
مندازن توي خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توي خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستي رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره
...

آينده
يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود.
موفقيت
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.
ازدواج
يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند، ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواج ميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند.
روابط
اول از همه، يك مرد يك رابطه را يك رابطه بحساب نمي آورد. وقتي رابطه اي تمام ميشود، زن شروع به گريه نموده و سفره دلش را براي دوستان دخترش ميگشايد و نيز شعري با عنوان ''همه مردها نادانند'' مي سرايد. سپس به ادامه زندگيش ميپردازد. مرد هنگام جدايي اندكي مشكلاتش بيشتر است. 6 ماه پس از جدايي ساعت 3 نيمه شب يك پنجشنبه، تلفن ميزند و ميگويد: ''فقط ميخواستم بدوني كه زندگيمو از بين بردي، هيچوت نمي بخشمت، ازت متنفرم، تو يه ديوانه اي، ولي ميخوام بدوني باز هم يه فرصتي برامون باقي مونده.
'' نام اين كار تماس تلفني ''ازت متنفرم/عاشقتم'' است كه 99 درصد مردان حداقل يك بار آنرا انجام ميدهند. برخي كلاسهاي مشاوره اي مخصوص مردان براي رها شدن از اين نياز تشكيل ميشود كه معمولا تاثيري در بر ندارند.
بلوغ
زنان بسيار سريعتر از مردان بالغ ميشوند. اغلب دختران 17 ساله ميتوانند مانند يك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهاي ناپخته دارند. به همين دليل است كه اكثر دوستي هاي دوران دبيرستان به ندرت سرانجام پيدا ميكنند.
فيلم كمدي
فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند.
دست خط
مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش ''خرچنگ غورباقه'' استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به ''ي'' ها و ''ن'' ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك در انتها آن ميكشد.
حمام
يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود داد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند.
خواروبار
يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسر مي خرد.
بيرون رفتن
وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاظر است، يعني براي بيرون رفتن حاظر است. وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاظر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود.
گربه
زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با
لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند.
آينه
مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند -- آينه، قاشق، پنجره هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان...
تلفن
مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند.
يافتن يک نشاني
وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: ''فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،'' و ''ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم.''
پذيرش اشتباه
زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است.
فرزند
يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند.
جامه شيك پوشيدن
يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند.
شستن لباسها
زنان هر چند روز يك بار لباسهايشان را ميشويند. مردها تك تك لباس هاي موجود در كمد، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را مي پوشند و هنگاميكه لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند.
عروسي
هنگام ياد كردن از عروسي ها، زنان در مورد ''مراسم جشن'' صحبت ميكنند، مردان درباره ''ميهماني هاي دوران مجردي.''
اسباب بازي
دختران كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي ميرسند علاقه شان را از دست ميدهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نميشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر ميشوند. نمونه هاي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري و كوچك، تلفنهاي اتومبيل، مخلوط كن و آب ميوه گيري، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني هاي كنترلي، گيمهاي ويدئويي، هر چيزي كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل براي كار كردن به شش باتري نياز داشته باشد.
گل و گياه
يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است.
سبيل
بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد.
نام مستعار
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.
پرداخت صورتحساب ميز
وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند.
پول
يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد.
بگو مگوها
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود

دختر:
نوعي دستگاه بهانه گير، انگيزه اي براي اين که آدم مثل خر کار کند. طيف آن از اهل
تريپ پسرکش شروع تا شير برنج سيب زميني نما ادامه مي يابد.
کسي که درس مي خواند درس مي خواند درس مي خواند و البته يک هنر ديگر هم دارد که آن
هم اين است که درس مي خواند احتمالا اگر درس خواندن نبود، دخترها با کاشتن ابرو و
برداشتن قسمت هاي اضافي دماغ ماجرا سعي در زدن پوز پسرها مي کردند. تنها موجوداتي
که در مقابل دشمن مشترک (پسرها) اختلاف پيدا مي کنند. معمولا رفتن به سربازي را مثل
دسته هونگ بر سر پسرها مي کوبند!
پدر:
صاحب پول، اختيار. انواع باحال آن با به ياد آوردن خاطرات دوران نوجواني و جواني
خود ضربه اي به پشت پسر خود زده و با گفتن الفاظ تحبيبي چون: «اي پدرسوخته » و «ببين
چي تربيت کردم » او را به سمت هدف مشايعت مي کند. ورژن هاي ضد حال آن هم به مثابه
سد کرج در مقابل جفتک پراني هاي محصول زندگي اش مقاومت مي کند.
ماشين:
وسيله اي که آدم با آن اوقات فراغتش را که چيزي حدود 20 ساعت مفيد در شبانه روز است
در حاشيه خيابان هاي شهر پر مي کند. معمولا بايد با آن گازيد تا موتورش از حلقش در
بيايد. نصب انواع اگزوز، بادگير و سر اگزوز و انواع خفن آلات ديگر باعث مي شود آدم
ذره اي از قافله جوانان و پير مردان ساده سوار دور شود. لايي مي کشم پس هستم! البته
با تابلو کردن ماشين موردنظر کمي موارد منکراتي! گريبانگير آدم مي شود که آن را هم
بي خيال! ماشين صافکاري نقاشي نشده، ماشين دخترها و کودکان نابالغ است!
درس:
ضد حالي که از ب کمپلکس هم بدمزه تر است. معمولا پدر و مادرها با کوبيدن آن بر سر
پسرشان ابتدايي ترين حقوق يک بشر (مثل اجاره خانه مجردي، پول توجيبي يوروريي و
هزينه سفر ماهانه به پاتايا و حومه) را از آدم دريغ مي کنند. درس خواندن نه تنها
باعث پيشرفت پسرها نمي شود، بلکه آنها را به ميدان رقابتي مي کشاند که در آن جلوي
دخترها کلي دختر مي شوند! شاعر در اين باره گفته است:
از درس سخن گفتن و از درس شنيدن
با مردم بي درس نداني که چه درد است
خواهر:
کسي که باعث ارتعاش رگ آدم مي شود. تعقيب او و ريختن پته اش روي آب لذت بخش ترين
تفريح بشري است. معمولا با لوس کردن خود پيش پدر و مادر سعي مي کند امتيازهاي دولا
پهنا بگيرد.
اما خوب وقتي پاي تقسيم ارث و اينها مي رسد چنان ضايع مي شود چنان ضايع مي شود که
نايژک هاي آدم هم حال مي آيد.
بعدالتحرير:
مباحثي که اگر در حيطه اين موضوع به آنها مي پرداختيم سانسور مي شد:
والنتاين، همسايه، همکلاسي، اطاق، خانه اي که کسي در آن نيست (موسوم به خ خ)، کنار
خيابان و..

اگر من هنوز ازدواج نکرده ام
تفصیر جوش های صورتم است که کسی از من خوشش نمی آید.
تقصیر ساعت کاری ام است که صبح خروس خون می روم و بوق سگ می آیم
و شانس دیده شدن را از دست می دهم .
تقصیر بابا ست که انقدر پول ندارد که چشم مردم در بیاید
تقصیرپسر عموست که نفهمید عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان ها بسته اند
تقصیر استادمان است که جلوی همه به من ابراز علاقه کرد و باعث شد دیگر کسی جرات
نکند
از من خواستگاری کند
تقصیر مادر شوهر عمه است می دانم بخت مرا بسته است
تقصیر پسر همسایه دست راستی است که به خودش اجازه داد از من خواستگاری کند
تقصیر پسر همسایه دست چپی است که به خودش اجازه نداد از من خواستگاری کند
تقصیر تلویزيون است که تو تمام سریال هایش همه جوان ها ازدواج می کند
و اصلا به مشکلات ما جوان های ازدواج نکرده نمی پردازد
تقصیر مطبوعات است که توی مطالبشان همه جوان ها از هم طلاق می گیرند
و مردم را نسبت به ازدواج بدبین می سازند
تقصیر مجلس است که به جای اجباری کردن سربازی پسر ها را وادار به ازدواج اجباری نمی
کند
تقصیر مردم است که انقلاب کردند و باعث شدند مدارس مختلط جمع شن
تقصیر عراق است که کلی از پسر های اماده به ازدواج ما را به کشتن داد
تقصیر هلند است که همجنسبازی را رواج داد تا مردها دیگر نیازی به زن گرفتن نداشته
باشند
تقصیر انگلیس است این گفتن ندارد . همه می دادند همیشه و همه جا کار کار انگلیس است
تقصیر سازمان ملل است که روی سر درش نوشته ” بنی ادم اعضای یکدیگر اند”
اما مشخص نکرده من جیگر چه کسی هستم!!! این تیکه اش كجاست؟.
تقصیر کره زمین است که جوری نچرخید که من و نیمه گم شده ام به هم برسیم
اصلا
تقصیر خداست انگار یادش رفته جفت مرا بیا فرینه

دخترای امروزی مثل گوسفند هستند:هر وقت بخوای میتونی کمی بهشون آب بدی
و سرشون رو ببری!
دخترای امروزی مثل زالو هستند:وقتی به پدر و مادرشان میچسبند خونشان را میمکند!
دخترای امروزی مثل جغد هستند:هر جا پیداشون میشه با خودشون نحسی میارن.
دخترای امروزی مثل زنبور هستند:24 ساعته دور گل(یعنی خانومها!)میگردن و
صدای وز وزشون همه رو کلافه میکنه!!!
دخترای امروزی مثل سگ هستند:دیگه گوشت نمیخوان،دنبال استخوان افتادن!!!!!!!
(نکته کنکوری!)
دخترای امروزی مثل الاغ هستند:براحتی سواری میدن تا هر وقت که بخوای...
دخترای امروزی مثل سوسک هستند:تنها تو جاهای کثیف میتونی پیداشون کنی...
دخترای امروزی مثل جیر جیرک هستند:شبها رختخوابشون شروع به جیر جیر میکنه.....!!!
دخترای امروزی مثل عنکبوت هستند:هر جا میرن چترشونو باز میکنن!
دخترای امروزیمثل قورباغه هستند:زبانشون از قدشون بلند تره!
دخترای امروزی مثل کلاغ هستند:خیلی زشتند اما به چیزای قشنگ علاقه زیادی دارند!
دخترای امروزی مثل خروس هستند:اونقدر سر و صدا میکنند که همه توجهشون جلب بشه.. .
دخترای امروزی مثل کفتار هستند:هم نفرت انگیز هستند هم موذی هم منفعت طلب هم ترسو!
ودر آخر...دخترای امروزیمثل کرم تینیا ساژیناتا هستند:هیچوقت و
در هیچ شرایطی نمیتوانید با انها زندگی مسالمت امیز داشته باشید!!!
![]()
دختر ها خيلي دوست دارند جاي پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جاي دختر ها باشند
2- اگر يه دختر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه از خونه فرار ميکنه اما يه پسر اگر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو از خونه فراري ميده!
3- يه دختر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه خودکشي ميکنه اما يه پسر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو ميکشه
4- يه پسر اگر 3 تا مشکل غير قابل حل داشته يه هفته افسرده ميشه بعد با 3 تا مشکل کنار مياد و زندگيش رو ميکنه اما تا کنون دختري که 3 تا مشکل داشته باشه ديده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشي ميکنند و به سه تا نميرسه مشکلاتشون!!!
5- دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره!
6- دخترا مي خوان سر پسرا کلاس بزارن اما در نهايت سر خودشون کلاه ميره ولي پسرا مي خوان سر هر موجود زنده اي که ميبينن کلاه بزارن و در نهايت موفق ميشن
8- نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست.
9- دخترا با اينکه بيشتر از پسرا قوانين راهنمايي و رانندگي رو رعايت ميکنن اما خيلي بيشتر از پسرا تصادف ميکنن و در هر تصادف رد پاي يک دختر به چشم مي خوره.
10- دخترا فکر مي کنن بهترين راه براي داشتن يک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگويي هستش ولي پسرا مطمئن هستند بهترين راه دروغگويي و گرفتن سوتي از طرف مقابله!
11- دختر ها از درس و مدرسه بيزارند ولي پسر ها از درس و مدرسه فراري هستند!
12- پسر ها به هم حسودي نمي کنن اما دخترا به هم حسودي مي کنن.
13- اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعي مي کنيد با اون دختر آشنا بشيد ولي اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم مي خوريد! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نيست کنيد.
14- دختر ها زير بار حرف زور ميرن اما پسر ها خودشون حرف زور ميزنن
15- دخترا زندگي مشترک رو در عشق و صفا و صميميت مي بينن ولي پسر ها در غذا
16- اگر يک دختر در يک جمع سوتي بده تا آخر ديگه هيچ حرفي نميزنه اما پسر ها در يک چمع فقط سوتي ميدن!
17- يک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده ميشه اما يک پسر اگر 24ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون يکي دوست دخترش صحبت ميکنه.
18- پسر ها ميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين ازش متنفرن ولي دختر ها نميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين طرفدارشن!
19- يک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه ديگه با هيچ پسري دوست نميشه اما يه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر ديگه دوست ميشه!
20- يک دختر اگر توي خيابون پسري ازش بپرسه ساعت چنده ميگه:ساعت 7.اما يه پسر اگر يه دختر ازش ساعت بپرسه ميگه :ساعت 7 و 2 دقيقه و 24 ثانيه,اينم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم!
21- اگر يه دختر به يه پسر نگاه کنه , پسره فکر مي کنه که خيلي خوش تيپه ولي اگر يه پسر به يه دختر نگاه کنه دختره فکر ميکنه که پسره چقدر بي چشم و رو هستش!
22- دختر ترشيده ميشه اما پسر بلعکس رسيده تر ميشه نه!!!!
23- بعد از خوندن اين مطلب پسرا اول 2 دقيقه فکر ميکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و
چون بعد از دو دقيقه نمي فهمند مي زنن زير خنده و ميگن خيلي باحال بود اما دخترا
بعد از خوندن اين مطلب 2 ساعت حرص مي خورن و فکر ميکنن به شخصيت دختراي ايروني
توهين شده و در نهايت چون مفهوم اين مطلب رو نفهميدن به نويسنده اش ميل ميزنن و فحش ميدن!!!
(البته فحش دادن يکي ديگر از کارهاي دختران است) بد وااااااا ...انجام نديد سو استفاده نشه هااااااا
*اگر دوست داريد وقتى به خانه ميآييد ؛
يکى دور و برتان بچرخد و خودش را برايتان لوس بکند
و نشان بدهد که از ديدن شما واقعا خوشحال است...
* اگر دوست داريد وقتى غذا مى پزيد ؛
يکى باشد که هر چه جلويش بگذاريد با علاقه بخورد
و هيچوقت نگويد که دستپخت مامان جانش بهتر از دستپخت شماست...
* اگر دوست داريد کسي را داشته باشيد
که هميشه ي خدا براي بيرون رفتن از خانه حاضر يراق باشد
و هر روز و هر ساعتى که شما بخواهيد همراه شما
به کوچه و خيابان بيايد...
* اگر دوست داريد کسي را داشته باشيد
که هيچوقت کانال هاي تلويزيون را به ميل خودش عوض نکند
و به فوتبال هم علاقه اى نداشته باشد ؛
اما همپاي شما تا بوق شب پاي تلويزيون بنشيند
و فيلم هاى رمانتيک تماشا کند...
* اگر کسى را ميخواهيد که هيچوقت بهانه هاي الکى نمى تراشد
و از شما ايراد هاي بنى اسراييلى نمى گيرد...
* اگر کسى را ميخواهيد که برايش اهميت ندارد که شما زشت ايد يا زيبا ؛
چاق ايد يالاغر ؛ پيريد يا جوان...
* اگر کسى را مى خواهيد که همواره به حرف هاي شما گوش ميدهد
و بدون قيد و شرط دوستتان دارد...
توصيه ميکنم که يک سگ بخريد

مدل زن شما مشابه کدام نرم افزاروسخت افزارکامپیوتر
زن مدل هارد ديسک: همه چي يادش ميمونه، تا ابد!
زن مدل رم (RAM): از دل برود هر آن که از ديده برفت!
زن مدل ويندوز: همه ميدونن که هيچ کاري رو درست انجام نميده، ولي کسي نميتونه بدون اون سر کنه!
زن مدل اکسل: ميگن خيلي هنرها داره ولي شما فقط براي چهار نياز اصليتون ازش استفاده ميکنين!
زن مدل اسکرين سيور: به هيچ دردي نميخوره ولي حداقل حوصله آدم باهاش سر نميره!
زن مدل سِروِر (Server): هر وقت لازمش دارين مشغوله!
زن مدل مولتيمديا: کاري ميکنه که چيزهاي وحشتناک هم خوشگل بشن!
زن مدل سيدي درايو: هي تندتر و تندتر ميشه!
زن مدل ئيميل: از هر دهتا چيزي که ميگه، هشتتاش بيخوده!
زن مدل ويروس: به نام «عيال» هم معروفه. وقتي که انتظارش رو ندارين، از راه ميرسه،
خودش رو نصب ميکنه و از همه منابعتون استفاده ميکنه. اگر سعي کنين پاکش کنين،
يک چيزي رو از دست ميدين، اگه هم سعي نکنين پاکش کنين، دار و ندارتون رو از دست ميدي

١-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ،
شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست laughing
2-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید
3-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه
4-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید
rolling on the floor
5-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است
6- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه surprise
7-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید
دانشگاه رفتن اینا رو ههههههههههه

در این دنیا یک سری موجوداتی وجود دارند که حکمت خلقتشونو فقط خدا می دونه.
هرچی دانشمنده ، فیلسوفه ، خداشناسه
روی این خلقت زور زدند فکر کردند که چی شد که خدا یه همچین موجودی آفرید
به هیچ نتیجه ای نرسیدند.
این موجود جنس مونثه که امروز می خوام از کودکی تا بزرگسالی را براتون بگم. 
این پست دادن روحیه به پسرای گل...!!
![]()
دخترا شرمنده ![]()

دختر:موجودي است که وقتي تعجب ميکند ميگويد واااااااااا!!
و وقتي خوشحال است ميگويد بميري الهييييييي!!
وقتي غمگين است آه ميکشد و وقتي ميترسد جيييييييغ بنفش ميکشد .
وقتي بدش مي آيد ميگويد ويشششش . وقتي خوشش مي آيد ميگويد ووييييي.
همه عناصر ذکور گيتي در عشق او واله و سرگردانند .
تاريخ تولد وشماره کفش با جناق پسرعمه دختر خاله داماد همسايه ي پوريا پور سرخ راميداند.
از سوسک اصولا نميترسد بلکه چندشش ميشود
********************************
بیچاره دخترا اگه خوشگل باشن می گن عجب جیگریه! اگه زشت باشن می گن کی اینو می گیره!
ادامه ادامه ادامه فراموش نشه ![]()
![]()
![]()



خدایا به امید خودت نه بنده های بی خودت !!

به بعضیام باید گفت
اونجا که پرچمت هوا کردی ما رختامون آویزون می کنیم
آره جانم !
هــی فـِلانـی ؟!
تـَـمام کـتاب هایـم را ریختـم کـف اُتاق
دانه دانه ورق زدم
کـلنجار رفتـم !
در هیچ لـغت نامه ای هیچ واژه ای نــبود
تا حماقـَت دلم را تــوجیح کــنـد . . . !!!
در لابه لای دلشوره ها و تـرس هایـم،
لب پرتگاه ایستاده ام..
میدانم دستـــــــم را نمیگیری..
فقط محض رضای خدا.. پرتــــــم نکــن…!!!

کسی هست آغوشش را،
شانه هایش را به من قرض بدهد !
تا یک دل سیر گریه کنم؟!
بدون هیچ حرف و سوال و جواب و دلداری و نصیحتی ؟


نگاه دهنش بزرگ بشه منو درسته میتونه بخوره![]()

ببین که رو به روی تو همیشه بی اراده ام ام . . .
منی که از نگاه تو فقط ی مرد ساده ام !!!
نمیدونم چرا ازت نمیشه ساده دل برید . . .
ی حس ساده تو دلم چطور به این جنون رسید !!!
وجود تو بهونه ی نفس کشیدن منه . . .
هنوز همین نگاه سرد برام دلیل بودنه!!!

زندگی نوشتنی زیاد داره ، اما گاهی هیچی پیدا نمی کنی بنویسی جز ، سکوت . .
خستــه ام...
از صبوری خستـــه ام...
از فریــادهایی که در گلویـــم خفه ماند...
از اشــک هایی که قـاه قـاه خنـــده شد...
و از حـــرف هایی که زنده به گـــور گشت در گــورستان دلم
آســان نیست در پس خـــنده های مصــنوعی گریــه های دلت را ،
در بی پنـــاهیت در پشت هـــزاران دروغ پنهـــان کنی...
این روزهــا معنی را از زندگـــی حذف کــرده ام...
برایـــــم فرقی نمی کند روزهایم را چگونه قربانی کنــــــــم...!

من دیوانه ی آن لحظه ای هستم که تو دلتنگم شوی
و محکم در آغوشم بگیــری
و شیطنت وار ببوسیم
و من نگذارم !
عشق من ، بوسه با لجبازی ، بیشتر می چسبد !

گرما یعنی
نفس های تو ،
دست های تو ،
آغوش تو...!

دست های خالی.....
دستاشو مشت کرده بود.
پرسیدم توی مشتت چیه ؟!
گفت : خودت نگاه کن !!!
دستاشو گرفتم و آروم باز کردم … توی دستاش چیزی نبود !
گفتم : چیزی نیست که ؟!
دستامو که توی دستاش بود فشرد و گفت : نبود ولی حالا هست !
دستام گرم شد و اون لبخند زد …
.
اگه پسرای ایرانی نصف وحشی گری وحساسیتی
که توعروسی ها برای رقصیدن داشتن
توجبهه داشتن الان نصف عراق واسه مابود!!!!!!!!!!!
دیدم که میگم!!!!!!!!!!!!!هه هه هه
اینقدرکه این پسرابه موهاشون میرسن........
بخدااگه به بوته ی شلقمم میرسیدن.....
الان هلومیداد...........
سلامتی پسراییکه جای دوست شدن بایه دختر
باهزارتادوس میشن که تعدادبیشتری
ازدختراروازتنهایی دربیارن.......
چقداین پسرافداکارن کیه که قدربدونه......
مکالمه ی دودختر:
عزیزم امروزچقدرماه شدی امیدوارم همیشه
همین طوربمونی گلم.......
مکالمه ی دوپسر:
آشغال،الاغ مگه قرارنبودبیای همون خیابون
لعنتی من غلط بکنم دیگه باتوکثافت
بیام بیرون.........به افتخارهمه ی پسرا..........
ابروی خروبرداری اهومیشه؟؟؟؟
نه خدایی میشه؟؟؟
نمیشه دیگه؟؟؟؟؟
نکن بردارمن!!!!!!!نکن!!!!!!!!!
به سلامتی پسری که قشنگ ترین دختردنیارو
توخیابون دیدسرش وانداخت پایین.....
زیرلب گفت:میرم جلوترشایدبهترشودیدم!!!!!!!!
چیه؟؟؟؟؟
مگه غیرازاینه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟والاااااااااااا
دختری با ظاهری ساده از خیابان گذشت که پسری در پیاده رو به او گفت:
چطوری سیبیلو؟ دختر خونسرد ، تبسمی کرد و جواب داد:وقتی تو ابرو بر
میداری و مو رنگ میکنی و گوشواره میندازی من سیبیل میزارم تا جامعه
احساس کمبود مرد نداشته باشه !!!!....
پسرچیست؟؟؟؟؟؟؟؟........
موجودمهمی نیست....فکرتودرگیرنکن...........
دختراهمه دست وجیغ وسوت
وهوراااااااااااااااااا................
...............................................................................................................
ماامیدداریم به روزی که........
امیدداریم به روزی که دختراهم بتونندبه
قشنگی پسرازیرابروبردارن!!!!!!!!!!!
...............................................................................................................
اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟
اگه پسرا نبودن به کی می گفتن اوا خواهر ؟
اگه پسرا نبودن کی شلوار کردی می پوشید بیاد تو کوچه ؟
اگه پسرا نبودن کی مجنون می شد ؟
اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟
اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟
اگه پسرا نبودن کی خالی می بست ؟
اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟
اگه پسرا نبودن کی چرت وپرت می گفت ؟
اگه پسرا نبودن کی زورگویی می کرد ؟
اگه پسرا نبودن کی مغنی می شد ؟
اگه پسرا نبودن کی کرم می ریخت ؟
اگه پسرا نبودن کی ابروهاشو بر می داشت ؟ (هههههههه)
اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟
اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟
اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟
اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟

خواهرم حجابت؟
گفت:دلم پاک است.
مگر می شود پاکی هزاران نگاه را بدزدی و دلت پاک باشد؟
کار از کار گذشته بود.............
سمیه وسط کلاس مدنی ۳ بدون اختیار ی کاری کرد
از اول کلاس تو دلش بادی جمع شده بود و نمی دونست چطور باید خالیش کنه
اما حالا خالی شده بود
عده ای تو بهت مطلق بودن و عده ای از خنده، روی زمین کلاس ولو شده بودن
سمیه با صورتی که مثل لبو شده بود، ناخن هاش رو به دسته چوبی صندلی
فشار می داد
ادامه و بخونیدددددددددددد
خدایا هر چند وقت یه بار یادآوری کن:
نامحرم نامحرم است....
چه در دنیای حقیقی... چه در دنیای مجازی...
یادمان بینداز فاطمه (س) را که
از نابینا رو میپوشاند...
|
|
گفت:اینقدر سیگار نکش میمیری
گفتم:اگه نکشم میمیرم
گفت:اگه بکشی با درد میمیری
گفتم:اگه نکشم از درد میمیرم
گفت:هوای دودی جلوی درد رو نمیگیره
گفتم:هوای صاف جلوی مرگو میگیره؟
یه کم نگاهم کرد و گفت : بکش
|
|
آدم هــا بـرای هــم سنگ تمــام مـی گذارنــد، امــا نـه وقتــی کــه در میانشــان هســتی، نــــــــه..، آنجــا کــه در میــان خـاک خوابیــدی، "سنـــگِ تمــام" را میگذارنـد و مــی رونــد !!!
|

میخــــــواهم عوض شوم! چرا بایـــــد دلتنگ آغوشت باشم؟
میخـــــــواهم تو دلتـــــنگ آغوشَـــم باشــــی!
میخـــواهم آن سیــــبِ قرمزِ بالـــای درخــــــت باشـــــَم در دورتـــــرین نُـــقطه دقت کن!!!
رسیدن بـــــه مَــــن آسان نیـــــست اگر هِـــمـَتـَش را نـَـــداری آسیــــبی به درخت نــــزن
بـــــه همان سیــــب هایـــــ کِرم خورده ی روی زمــــــین قانـــــــــــــع بــاش...

من...
از بازی کلاغ پر...
میترسم! میترسم بگویم "تو" و آرام بگویی ... پـــــــــــــر...

به لب های ساده ات بیاموز . . .
لب های وحشی هر هرزه ای لایق بوسه های آتشینت نیست . . .
کسی را ببوس . . .
که حرمت بوسه را بداند و حداقل بخاطر بوسه هایت . . .
فردا که از کنارت رد شد . . .
با نیشخند نگوید:"فاحــــــــــــــــــــــ ــشه"

کی گفته زمان طلاست؟
من مزه مزه اش کردم...
زمان عین الکلِ...
ثانیه ثانیه میسوزونه میره تو عمق وجودت...
مست مست که شدی,
چشاتو باز میکنی میبینی عمرت گذشته و تو موندیو خماری از دست رفتن یک عمر...

ترک میکنم و تنهایت میگذارم....
تا بیش از این انرژی ات را صرف نکنی برای....
صادقانه دروغ گفتن
خالصانه خیانت کردن
و عاشقانه بی وفایی کردن....
و هر چه بیشتر خودت را از چشمم انداختن...!!!!
و چه حس پوچی بود این که میپنداشتم... لایق اعتمادی...

یادش بخیر کودکی!
قهر میکردیم تا قیامت ......
و لحظه ای بعد قیامت می شد

چه معنـــــى دارد
زندگى...!؟
وقتى كه هیچ اتفاقى
من و تو را
سر راه هم قرار نمى دهد !!

وقتی به پایان "من و تو" اندیشیدی
باورت نبود که پایان من و تو فقط پایان "ما" نیست
آغاز دنیایی است بی "ما"
و دنیا بدون "ما "
پر است از هزاران "من و تو" ی تنها!

با تو نیستم
تو نخوان
با خودم زمزمه میکنم
.
.

رفتار من عادی است
اما نمی دانم چرا
این روزها
از دوستان و آشنایان
هرکس مرا میبیند
از دور میگوید:
این روزها انگار
حال و هوای دیگری داری!

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ...
خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ...
خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ...
خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ،
جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ...
خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ...
خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ،
اما اون بگه : ديگه نمي خوامت

در دریایی از دلتنگی غرقم !
هیچ چیز سکوتم را نمی تواند بشکند . . .
جز لبخند او،نه چیز دیگری !







دلِ مـــــن ...کلبـــــه یِ بارانیســـــت ...
و " تـــــــــــو "....
آن بـــــارانِ بـــــی اجـــــازه ای ,که ناگهــــــــــان ...
در احســـــاسِ مـــــن چکـــــه میکنـــــی ........!
نویسنده : سما

دیشب خدا را دیدم !
گوشه ای می گریست . من نیز گریستم !
هردو یک درد داشتیم " آدم ها "
نویسنده : سما
آدم حق دارد گاهی ” کم بیاورد ” ولی حق ندارد واسه کسی
که دوستش دارد “ کم بگذارد “
نویسنده : سما


ادامه![]()