منتظرتم

من تا آمدنت چشم به راحت هستم

با دیدن جای خالی نگاهت مستم

زنده ام با یاد آنروز که با هم بودیم

من به آنروز که بیایی چشم امید بستم

یاد آنروز که غم غصه ز من می راندی

بهر یک لبخند من شعر امید می خواندی

قدر آن لحظات را وقت وداع فهمیدم

ولی ای کاش همیشه پیش من می ماندی

روز در یادم وشبها تو به خوابم هستی

من که تا آمدنت چشم به راهت هستم

عاشق

میگن عاشق بی قراره همیشه چشم انتظاره

برای چشمای عاشق گریه کردن افتخاره

میگن عاشق دل شکستس زبونش همیشه بستس

میگن عاشقا همیشه  کشتیشون به گل نشستس

آرزوهاشون قشنگه  دلاشون صاف و یه رنگه

نمی دونن چرا دنیا  داره با اونا می جنگه

میگن عاشقا نجیبن  تو رفاقت بی رقیبن

حقشونو نمی گیرن  توی این دنیا غریبن

زیستن

 

درون دل که پیدا نیست پر از زندان و زندانیست

تو را محکوم آن کردم نمی دانم دلیلش چیست ؟

سبب شاید همین باشد بدون تو نباید زیست .

رفتن

رفتی حالا به کی بگم خیلی دلم تنگه برات

می خوام یه بار ببینمت سر بزارم رو شونه هات

دوست داشتم با گلای سرخ میومدم به دیدنت

نه اینکه با رخت سیاه چشمای سرخ ببینمت

تا ابد بارونیه چشمای یارت

از تو یادگاریه چشمای نمناک

پاییز غریب و بی رحم اونهمه برگ مگه کم بود

گله منرو چرا چیدی گله من دنیای من بود

گلمو ازم گرفتی تکوتنهام زیر بارون

حالا که نیستی کنارم می زارم سر به بیابون

هنوزم بارون می باره تو میای انگار کنارم

خودتم بهتر میدونی لحظه هام رنگی ندارن

پاییز غریب و بی رحم اونهمه برگ مگه کم بود

گله منرو چرا چیدی گله من دنیای من بود...!

مشغله داریم

هر چند از این دوری و چشمان قشنگت گله داریم

تا لحظه ی خوبی که بیایی، من و دل حوصله داریم

گفتی من و تو، قسمت یک پنجره باشیم قبول است

هر چند به اندازه ی پرواز و قفس، فاصله داریم

یادت که نرفته است عزیزم، اگر درد سری هست

از خنده ی آن روز، از آن کوچه، از آن یک بله داریم

دیگر همه را گردن این قسمت و تـقدیر نینداز

تـقدیر کدام است؟ ببین، ما خودمان مسئله داریم!

عیب از خودمان نیست؟ که تا پای قراری به میان است،

هی صحبت کمبود زمان می شود و مشغله داریم؟

عاشقی

http://justkhodam.persiangig.com/weblog/TIERD.JPG

عاشقی سوخته ای بی سر و سامان دیدیم


گفتم ای یار مکن در سر فکرت جان را

نفسی سرد برآورد و ضعیف از سر درد


گفت بگذار من بی سر و بی سامان را

پند دلبند تو در گوش من آید هیهات


من که بر درد حریصم چه کنم درمان را

عید مبعث مبارک

 عید سعید مبعث

آغاز راه رستگارى و طلوع تابنده مهر هدایت و عدالت، مبارک باد

***********

به امر رب خود لبیک گوییم 

  به همراه ملائک جمله گوییم

سلام و رحمت حق بر محمد 

  اللهم صل علی محمد و آل محمد

واقعیت

واقعیتهای زندگی اینکه............

تاوقتی مریض نشی کسی به عیادتت نمیاد

تاوقتی فریادنزنی کسی به طرفت نمیاد

تاوقتی گریه نکنی کسی نوازشت نمیکنه

تاوقتی قصدرفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد

وتاوقتی نمیری کسی تو را نمی بخشه

       مگه نه؟ 

شعر از خودم با موضوع (دشمن)

خواب بودم مست بودم در تب دلدادگی   شیر گشتم ساعتی در منجلاب سادگی

آخر ای دشمن ریاکار و پلید و بی نصیب   حیف نیامد که مرا اینگونه رسوایم کنی

آشکارا در حضور مردمان خامم کنی    حیف نیامد آن نگاه مهربون  خسته را

از من بی کینه ی الفت زده دورش کنی    من یه چهره بیش ندارم یه گل بی تیغ ام

     یک پلاک شانس و یک روح بی صدا ام      من همینم که همیشه ظاهرم در باطن است

دور باشد از من آن کبر گفته های ابلهین     خاک عالم بر سرت ای دشمن نادان ترین

چی ز من در فکر داری های تو ای نامردترین     شو و شر از رویتان می بارد ای خائن ترین

غفلتی از سوی من باعث شود تا کار کنید     گیرمم کارها کنید آیا خدا هم یار کنید؟

چون شماها زاده ی اهریمن بی یاورید      حق تعالی باشد و این حیله های کافری

 

دل

 

پيش ما سوختگان مسجد و ميخانه يكي ست

حرم و دير يكي كعبه و بت خانه يكي ست

اين همه جنگ و جدل حاصل كوته نظري ست

گر نظر پاك كنى سفره و پیمانه یکی ست

عشق اتش  بود خانه خرابى دارد

پيش اتش تن شمع و پر پروانه يكى ست

تهی

گفتند ستاره ها را نمی توان چید!

 

آنان که باور کردند... دستی برای چیدن ستاره ها دراز نکردند...!

 

ولی ما به سوی زیبا ترین و درخشنده ترین آنها دستی بلند کردیم......

 

اگرچه دستانمان تهی ماند....

 

ولی چشمانمان پر از ستاره شد....!

نابودم کردن

بغض نکن بهار من بغض تو آبم می کنه

گول اشکای چشات خرد و خرابم می کنه

بغض نکن که قلب من تو سینه پر پر میزنه

آخه اون چشمای تو تموم دنیای منه

تو چشات که اشک میاد یه جورایی دیوونه میشم

صد هزار آبادیم باشه یه ویروونه میشم

دست تو تو دستمه دیگه مهم نیست چه کمه

بغض نکن که بغض تو آتیش به جونم میزنه

شعر از خودم با موضوع(یعنی باورم بشه)


یعنی باورم بشه که منو از یاد بردی

یعنی باورم بشه که خاطراتم بردی

اون روزای خوشگلو یعنی که باورم بشه

تو با یک نگاه دل فریب و بی احساس اون

یعنی باورم بشه  اون روزا از یاد بردی

یعنی باورم بشه  آن همه ی صبوری ها

با غم نبودن و اون همه ی بدبینی ها

یعنی باورم بشه که یادگار آخرم

همه را به خاطر اون یکی از یاد بردی

یعنی باورم بشه که من دیگه بازنده ام

آره باور بکنم که منو از یاد بردی؟

چه خیال واهی دارم که تو رو با خود ببینم

آره باورم شده که منو از یاد بردی

 

بود

**اینجا نیستی که ببینی و درکم کنی.......**

میشه بهم بگی چه جوری میشه "بـــــــود"!!!

نكنه فكر كردي اين چيزا تو ذهن من نيس؟؟

این نبودن ... این نفهمیدن...

داره خفه م میکنه...

حواست هست؟؟

ميدوني كه حست ميكتم...

حتي وقتايي كه كمرنگ ميشم تو روزهات...

يا حتي بي رنگ

.
.
.
.
.
 
هيچكس جز تو نميدونه چقدر حرف هست تو اين نقطه ها!!

افسانه ی عشق

شیوه ی دلبری و ناز،اگر سوخت مرا
غمزه ی چشم سیاه تو بیاموخت مرا


صف مژگان همه آراستی از جانب دل


خم ابروی کمان تو سپر دوخت مرا


سر فرو برده چو شمعی به گریبان بودم
شعله ی سرکش عشق تو بر افروخت مرا


من که پر میزد از آهم،غم هستی به فلک


آهی از سینه برآوردی و پر سوخت مرا

خط و خال و خط و ابروی تو ای مونس جان


ز تماشای جهان،راه نظر دوخت مرا


دل غم دیده به سرپنجه ی سیمین تو بود


لب لعل تو غزلهای تر آموخت مرا

نارفیق

نارفیق، از حال من بی خبر ماندی که ماندی


مینویسم تا بدانی غرق یک رویای نابم


چهره ام یخ بسته از غم خنده ها قهرند با من


مثل گنجی باد برده مثل نقشی روی آبم


نارفیق از کوله بارم یک نگاه سرد مانده


رعد تشویش از وجودم رنگ آرامش پرانده


من نمی دانم دل من ، تا کجاهایم کشانده


حالیا خاموش و خسته گوشه ای تنها خرابم


نارفیق آدم نماها ، هی کشاندندم به سویی


این میان من مانده ام چون، بغض پنهان در گلویی

نارفیق

هر شب رفیق  راهم می گفت با محبت :


من با تو بیکرانم پیمان من عمیق است


وقتی خیال خنجر پشت مرا خراشید


دریافتم که یارم بدجورنارفیق است..

خدایا

[تصویر:  33248024822552336016.jpg]

خدایا

خدایا کمکم کن تا مثل قبل بشم

کمکم کن تا بتونم این روزای سخت رو پشت سر بذارم

خیلی بهت احتیاج دارم خدا

خیلی

اس ام اس جدید نیمه دوم خرداد

عکس گل های زیبا و رنگارنگ

من را از هر طرف نگاه کنی ، عاشق تو از آب در می آیم !
.
قلب کال من در فصل دست های تو می رسد


فصلی برای تمام رویاها ، دستی برای تمام فصل ها
.


بند دلم را به کفش هایت گره زده بودم که هرجا رفتی دلم را با خود ببری


غافل از اینکه تو پابرهنه میروی و بی خبر !

.
قلب تنها چیزی است که شکسته اش هم کار میکنه

ادامه نوشته

مثل من

www.parsnaz.com

روزی انیشتین به چارلی چاپلین هنرمند بزرگ گفت :

«می دانی آنچه باعث شهرت تو شده چیست؟

 این است که همه کس حرف تو را می فهمد

چارلی هم خنده ای کرد و گفت:

« تو هم می دانی آنچه باعث شهرت تو شده چیست؟

 این است که هیچکس حرف تو را نمی فهمد

شعر از خودم موضوع(آغاز با تو بودن)

آغاز با تو بودن برای من برابر است با پایان بحران تنهایی

آغاز با تو بودن مساوی ست با پایان غم و شروع شادی ها

آغاز با تو بودن برابر است با زنده شدن دوباره من و پایان خستگی ها

آغاز با تو بودن ====== من ====== تو ------» عاشقانه دوستت دارم

شعر از خودم موضوع (مجنون )

آمدم در ساغر چشمان تو گوشه نشین شم

در غیاب اون نگاه خفته ات مجنونی سیر شم

آمدم تا در نگاه خسته ات بارانی گردم

چون اسیری در میان بهت  آزادی بگردم

آمدم تا جان دهم در بهر آن احساس زیبات

آمدم تا شب نشین آن دو زلفون سیات شم

آمدم زین راه بر آشفته حال را نی کنم

برق شمشیر نگاهت را کمی آرام کنم

آمدم تا گویمت ای همصدای آرزوهام

در همه حالت تو را  عمرانه مجنونیت کنم

*********************   از خودم  *********************

 

شعر از خودم موضوع(هوس)

در کوچه پس کوچه های نگران شهر

قدم زنان اما هق هق کنان می روم

چه عظمتی دارد این عرش های بالا رفته

که چون مرحمی بر تار و پود آدمی خفته

دل هوس چیدن یکی از آنها را دارد

حیف که حال ما هم اندکی آب رفته

*******************************

   

شعر از خودم موضوع (فهم)

عکس کلبه های زیبا
کوه آرام آرام می خوابد

نگاه آن پسرک تنها درون کلبه ی خستگی ها

چه زخمی می زند آن مرغ سحر

چه می کشد این پسرک تنها

کلبه ی خستگی ما نظاره گره این صحنه شده

احساس ها حالا دیگه  بی تاب دیدن کوه شدن

پسرک تنها اکنون مردی شده که خستگی کلبه را

آهسته و با نرمی در می آورد

*************************************

خدایا

خدايا تو را شکر ميکنم که اشک را آفريدي که عصاره ي حيات انسان است


آنگاه که در آتش عشق ميسوزم  يا در شدت درد ميگدازم


يا در شوق زيبائي و ذوق عرفاني آب ميشوم و سراپاي وجودم


روح ميشود لطف ميشود عشق ميشود سوز ميشود
و عصاره ي وجودم بصورت اشک آب ميشود


و بعنوان زيبا ترين محصول حيات که وجهي به عشق و ذوق دارد و

 وجهي ديگر به غم و درد در دامان وجود فرو ميچکد.

ای خداي بزر،اگر از من سندي بطلبد , قلبم را ارائه خواهم داد و


اگر محصول عمرم را بطلبد,اشک را تقديم خواهم کرد

خدايا


تو مرا اشک کردي که همچون باران بر نمک زاره انسان ببارم


تو مرا فرياد کردي که همچون رعد در ميان توفان حوادث بلرزم


تو مرا درد و غم کردي تا همنشين محرومين و دلشکستگان باشم


تو مرا عشق کردي تا در قلبهاي عشاق بسوزم


تو مرا برق کردي که تا آسمان ظلمت زده بتازم و سياهي اين شب ظلماني را بدرم


تو مرا توانا کردي که هنگام درد و غم و شکست و فشار ناراحتي وجود داشته باشم

 
و هنگام پيروزيو جشن و تقسيمه غناعم دامنه خود بر گيرم و در کوير تنهائي با عشق خود بمانم.

خدايا تو را شکر ميکنم


که غم را آفريدي و بندگان مخلص خود را به آتش آن گداختي و

 

 مرا از اين نعمت بزرگ توانگر کردي.

خدايا تو را شکر ميکنم


که به من درد دادي و نعمت درک درد عطا فرمودي
تو را شکر ميکنم


که جانم را به آتش غم سوزاندي و قلب مجروهم را براي هميشه داغ دار کردي

دلم را سوختي و شکستي  تا فقط جايگاه یکی باشد...

محکم باش

باید بد جنس باشی تا عاشقت باشن

باید خیانت کنی تا دیوونه ات باشن

باید دروغ بگی تا همیشه تو فکرت باشن

بایدهی رنگ عوض کنی تا دوست داشته باشن ......

اگه ساده ای ،اگه با وفایی ،اگه یک رنگی

همیشه تنهایی

خدایا

وقتی که تکیه گاه ِ کسی باشی ،

نبـــاید بتـــرسی
..

نباید پایت سُر بخــورد
..

نه اینکه بترسی
،

که خودت زمین میخوری ! نه ...

بترسی از اینکه ،

کسی که به تــو تکیه کرده ،

زمین بخورد و بشکــند !!

پدر

راحت نوشتیم : بابا نان داد...


بی آنکه بدانیم بابا برای نان همه جوانیش را داد

برای شادی روح همه باباهای دنیا که
 
دیگه هیچ وقت پیش ما نیستن


یه دسته گل به زیبایی سوره حمد بفرستید...

(الهم صل علی محمد و آل محمد)

ولادت حضرت علی و روز مرد مبارک تصاویر مربوطه

سرچشمه ی عشق با علی آمده است

گل کرده بهشت تا علی آمده است

شد کعبه حرمخانه میلاد علی(ع)

کز کعبه صدای یا علی آمده است

میلاد امام علی (ع) آغازگر اشاعه عدالت

و مردانگی و معرف والاترین الگوی شهامت و دیانت

بر عاشقانش مبارک باد . . .

ادامه ===»

ادامه نوشته

دریاب مرا. دریا

تصاویری دلنواز از مناظر ساحلی

 

اي بر سر بالينم، افسانه سرا دريا !    افسانه عمري تو، باري به سرآ دريا .

 

اي اشك شبانگاهت، آئينه صد اندوه،   وي ناله شبگيرت، آهنگ عزا دريا .

 

با كوكبه خورشيد، در پاي تو مي ميرم    بردار به بالينم ، دستي به دعا دريا !

 

امواج تو، نعشم را افكنده درين ساحل،    درياب مرا، دريا؛ درياب مرا، دريا .

 

ز آن گمشدگان آخر با من سخني سر كن،    تا همچو شفق بارم خون از مژه ها دريا .

 

چون من همه آشوبي، در فتنه اين توفان،     اي هستي ما يكسر آشوب و بلا دريا !

 

با زمزمه باران در پيش تو مي گريم،      چون چنگ هزار آوا پر شور و نوا دريا !

 

تنهائي و تاريكي آغاز كدورت هاست،    خوش وقت سحر خيزان و آن صبح و صفا دريا .

 

بردار و ببر دريا، اين پيكر بي جان را      بر سينه گردابي بسپار و بيا دريا .

 

تو، مادر بي خوابي. من كودك بي آرام    لالائي خود سر كن از بهر خدا دريا .

 

دور از خس وخاكم كن، موجي زن و پاكم كن    وين قصه مگو با كس، كي بود و كجا ؟ دريا !

 

  مرحوم فریدون مشیری

رحلت جانسوز امام خمینی(ره) تسلیت باد

گل رفت و شمیم خوشش اینجاست هنوز

بلبل به هوا ی گل چه شیداست هنوز

رفتی ز جهان اگر چه ای روح خدا

لیکن علم مهر تو بر پاست هنوز

 رحلت جانسوز امام خمینی(ره) تسلیت باد

کاش

چه زود میگذرد لحظه هایمان باهم / دقیقه های خوش و آشناییمان باهم

تو رفتی و من این را به چشم خود دیدم / میان فاصله ی ردپایمان باهم

تمام فکر مرا این سوال پر میکند که آیا / فرق میکند خدایمان باهم ؟

 قبول کن پس از آن روز و آخرین دیدار / کمی عوض شده حال و هوایمان باهم

 برای اینکه بفهمی چه میکشم ای کاش / عوض شود دو سه ثانیه جایمان باهم .

از جنس ماه

تنها غمگین نشسته با ماه  در خلوت ساکت شبانگاه


اشکی به رخم دوید ناگاه    روی تو شکفت در سرشکم


دیدم که هنوز عاشقم آه     
یک لحظه نشد خیالم آزاد از تو


یک روز نگشت خاطرم شاد از تو  دانی که ز عشق تو چه شد حاصل من


یک جان و هزار گونه فریاد از تو

تصاویر تنهایی سری 2

 

ادامه نوشته

مبارک


هجوم خواب ها پلک مرا از پا نمی انداخت؛چه شب هایی طلوعت را به جانم منتظر بودم

دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین


سینه را ساختی از عشقش سرشارترین


آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترین


چه دلآزارترین شد چه دلآزارترین

***************************

(( وبلاگ من مخاطب خاصی نداره ))


تنهایی

زندگی زیباست نه به زیبایی حقیقت. حقیقت تلخ است نه به تلخی جدایی....

جدایی سخت است نه به سختی تنهایی

هیچ و باد است جهان گفتی و باور کردی کاش یک روز به اندازه هیچ


غم بیهوده نمی خوردی کاش یک لحظه به سرمستی باد


شاد و آزاد به سر می بردی 

عکس های عشق مادری

ادامه نوشته

تنها

از تنها بودنم راضی نیستم ؛ اما …. خوشحالم که با خیلی ها نیستم

روزهایی که بی تو می گذرد گرچه با یاد توست ثانیه هاش


آرزو باز میکشد فریاد در کنار تو می گذشت ایکاش

جدا

نگـــــــاه بارونــــی تـــــو ، غـــارت زده بــه باورم


بعد یه عـــمری عاشقی ، بایـد که از اینــجا برم


من و ببخش که اینروزا ، دستات کمتر میگــیـرم


من و ببخـــــــش که اولِ حــــرفات آخر میـگیـرم


تصـــــویر زرد رفتــــنم کابـــــوس خواب تــو شده


کویر خشــــک چشم من نقش ســراب تو شده


من و ببخش که باور چشـــــماتُ گــم کرده دلم


گــــرمه نگاه تو ولــــی با تـو دیــــگه سـرده دلم


بارون نـم نم چــــشات چشــــمام تـر نمــــیکنه


دلم تو فکـــــر عـشــق تو شب سحر نمــــیکنه


غرور و بـــــی تفاوتیـــــت از تــو جــدا کرده منـو


مـــن دیگـه باورم شده این بــی تو پر پر شدن و

آندم که با توام

ای آنکه زنده از نفس توست جان من آن دم که با تو‌ام، همه عالم ازان من

آن دم که با توام، پُِرم از شعر و از شراب می‌ریزد آبشار غزل از زبان من

آن دم که با توام، سبکم مثل ابرها سیمرغ کی‌ رسد به بلندآسمان من

بنگر طلوع خنده‌ی خورشید بر لبم زان روشنی که کاشتی ای باغبان من!

با تو سخن ز مهر تو گفتن چه حاجت است؟ خود خوانده‌ای به گوش من این، مهربان من

ابر سیاه

ابر سیاه تو چقدر شبیه من می مانی ،

با کوچکترین تلنگری می باری

خواب

دیشب خسته تر از هر روز بودم…


کاش میشد گوشه ای می نوشتم


خدایا خیلی خسته ام” ، فردا صبح بیدارم نکن !!!

رفتن

درد مرا انتخاب کرد من تو را...


تو رفتن را...


آسوده برو! دلواپس نباش من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم

ببخشید

مــرا که هیچــ مقصدی به ناممـــ ..

و هیچــ چشمی در انتظارمــ نیستـــ را

!.. ببخشید !

که با بودنمــ ترافیکـــ کرده امـــ!!

دلتنگی

دلتنگـی، پیچیــده نیســت. یک دل.. یک آسمان.. یــک بغــض ..


و آرزوهــای تـَـرک خـورده !
به همین ســادگـی

دور

چندان هم دور نیستی ؛

 فقط به اندازه ی یک نمیدانم از من فاصله گرفته ای !

آری ، “نمیدانم” کجایی ؟

دلم گرفته خدا

آره دل مرد بی صدا می شکنه

خیلی وقته که افسردگی اومده سراغم

خیلی وقته که نتونستم بلند بلند گریه کنم

درسته تنهام اما از خودم هم خجالت می کشم

نمیتونم بلند گریه کنم هق هق کنان اشک می ریزم

کاش بچه بودم و نمیدونستم عشق چیه و طعمش چجوریه

گاهی چت هست و خیابان گاهی اینجا آخرش باز غم

دستبند های اسپرت و شیک زنانه

 

ادامه نوشته

تصاویر جالب با میوه ها

ادامه نوشته

عکس های  کره زمین

ادامه رو ببینید

ادامه نوشته

عکس هایی از طبیعت، جدید

ادامه نوشته

عکس های بازیگران جدید

 

ادامه نوشته

تو که رفتی

تو که رفتی نفسم گرفته بی تو  از نگاهم مهربونی رفته بی تو

 تــوی این شبـــهای دلگیر چه جوری بـــی تو بمونم


چه جـــوری سـایه مرگُ از تــو خـــاطرم بـــرونم


با نم اشــــک تـــــو اینجا غزل غـــم مــــــی نویسم


زخمـــیه تـــــن تـــرانه م گریه داره چشـــــم خیسم


خاطـــــراتـــم پــاره پاره آرزوهــــام نیـمـه کـــاره


شوقــــی تو سینه نمـونده نفــس افتـــاد به شـــماره


بــــی تـو تو خلوت دردم تا تــــه گــــریه رسیـــدم


تو کـــــه از دلــم بـریدی منــــــم از دنیـــا بـــریدم


دیگه مـرگ و زنده بودن واســـــه من فرقی نداره


زندگـــــی با همه رنگش واســــــه من تیره و تاره

 

ترس از خدا

وقتی بنده از خدا بترسد ، خداوند همه چیز را از او بترساند

و اگر از خدا نترسد خداوند او را از همه چیز بترساند

حضرت رسول اکرم (ص)