دست کم
زیادی که خودت را دست پایین بگیری می افتی !
می افتی درست زیر پای همان کس
که به اوجش رسانده بودی !
زیادی که خودت را دست پایین بگیری می افتی !
می افتی درست زیر پای همان کس
که به اوجش رسانده بودی !

چرا که می دانم…می دانم که چه ها در سرزمین دلم خواهند کرد
و من در برابرشان جز
“نگریستن” چاره ای ندارم

برو ای تُرک که ترک تو ستمگر کردم
حیف از آن عمر که در پای تو من سر کردم
عهد و پیمان تو با ما ؛و وفا با دگران
ساده دل من که قسم های تو باور کردم
به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
زان همه ناله که من پیش تو کافر کردم
دوست دارم برنجونمت ناراحتت کنم تا قهر کنی و ازم رو برگردونیبعد بیام التماست کنم که ببخشیم
آخه نمیدونی چه حالی داری بدست آوردنتتازه وقتی با مسخره بازیام بزور میخندونمت انگار که دارم
طلوع خورشیدو بعد یه عمر تاریکی تماشا میکنم...
بازنده منم که در را باز میگذارم....
شاید روزی بازگردی....
دزدهم که بیاید چیز مهمی برای بردن نمیابد
مهم من بودم که تو بردی!!!!!!!بعضی وقت ها چیزی می نویسی از دلت
برای یک نفر !
اما دلت می گیرد ،
چشمانت پر از اشک می شود ،
قلبت خالی می شود ،
وقتی یادت می آید ،
همه آن را می خوانند و می پسندند ،
جز همان یک نفر …!شب ها اینجا آنقدر دل گیر است
که سوت قطارهایش نیمه شب هر آدمی را وسوسه می کند
که برود وهیچ وقت باز نگردد.!!!همیشه میپنداشتم...
او مرا خواهد برد
به همان کوچه ی رنگین شده از تابستان
به همان خانه ی بی رنگ و ریا
و همان لحظه که بی تاب شوم
او مرا خواهد برد.....
به همان سادگی رفتن باد
او مرا برد , ولی ...
برد از یاد .....گـــ ــاهــــی
دلم بــرای زمـــ ـانی
کــه نمیشناختمت تنـــگ می شودبعضی وقتا"دردات"انقدشخصی میشن...
که دیگه حتی باخودتم حرفشون رونمیزنی..
(نمیدونم تاحالااین جمله روازته دل حسش کردین یانه؟)بعضی وقتا باید بذاری آدما همینطوری برن ،
نه برای اینکه اونا واسه تو با ارزش نیستن .
بلکه برای اینکه تو دیگه برای اونا با ارزش نیستیاگه بهش زنگ میزنى , رد میکنه…
اگه بهش میگى دوستت دارم , اون فقط میخنده…
اگه شبـــــآ بدون شب بخیر گفتن تو خوابش میبره…
یعنى تاریخ انقضاى تـــــو تو دلش تموم شده
انگار این یـــــه قـــــانونه
بآ قانون آدمـــــآ نجنگ…
غرورت لـــــه میشه…عشق چیزی است که
بیشتر از هرچیزی
داشتنش را دوست داریم
وبیشتر از هر چیزی
پذیرفتنش را دوست داریم
و هیچکس در نمی یابد
که عشق همان چیزی است
که همواره داده می شود
و پذیرفته نمی شود...
لایک: فقط فقط فقط به سلامتی کسایی
که به عزیزاشون نرسیدن...*************************************همیشه منتظر بودم چیزی بشود
اتفاق کوچکی بیافتد....
مثلا سرما بخورم....؛یا دستم را ببرم
بعد...
با آب و تاب برای تو تعریف کنم...
وقتی نگران می شوی
عاشق تر می شوم....
نه دستانش را"آردی"میکرد...
نه صدایش را"نازک"...!!
ازکجابه گرگ بودنش شک میکردم؟؟؟هان؟؟!بیاییم کسی که مارا دوست میدارد
دوستش بداریم
تا نقض کنیم قانون یکطرفه عشق را...چه تفاوت عمیقی ست
بین تنهایی...
قبل از نبودنت
و تنهایی بعد از نبودنت.........!دلم یك شب آروم میخواهد
با آهنگی رومانتیك
چندتا شمع
و...
یك عالمه تو...
بــــی تـــــو...
حتــــــــی بــــــاران هــــــــم
بــــوی تـــــــشنگی مـــــیدهد ...!!!

من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
یه دفعه مثل یه آهو توی صحرا ها رمیدی
بس که چشم تو قشنگ بود گله گرگ و ندیدی
دل نبود توی دلم تو رو گرگا نبینن
اونا با دندون تیز به کمینت نشینن
الهی من فدای تو
چکار کنم برای تو
اگه توی این بیابونا خاری بره به پای تو
یه دفع مثل پرنده قفس عشقو شکستی
پر زدی تو آسمونا رفتی اون دورا نشستی
دل نبود توی دلم گم نشی تو کوچه باغا
غروبا که تاریکه نریزن سرت کلاغا
نخوره سنگی به بالت
پرت نشه فکر و خیالت
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
یه دفع مثل یه گل رفتی توی دست خزون
سیل بارون و تگرگ میومد از آسمون
بردمت تو گلخونه که نریزه رو سرت
که یه وقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت
نشکنی زیر تگرگ
نریزه از تو یه برگ
من تموم قصه هام قصه توست
یه دفعه مثل یه شمع داشتی خاموش میشدی
اگه پروانه نبود تو فراموش میشدی
آره پروانه شدم که پرام سوخته شه
تا آتیش دل تو به دلم دوخته شه
که بسوزه پرو بالم
که راحت بشه فکر و خیالم
دارم از تو مینویسم
تو که غم داره نگات
اگه دوس داشتی بگو تا بازم بگم برات
اونقده میگم تا خسته شم
با عشقه تو شکسته شم ![]()
![]()



