می شنومت

صدای چک چک اشکهایت را از پشت دیوار زمان می شنوم
که چه معصومانه در کنج سکوت شب
برای ستاره ها ساز دلتنگی می زنی ... و من می شنوم !
هیاهوی زمانه را که تو را از پریدن و پرکشیدن باز می دارد ...
آه ! ای شکوه بی پایان من ای طنین شور انگیز من می شنوم !
به آسمان بگو که من به جای تو می شکنم هر آنچه تو را شکسته و می شنوم !
هر آنچه را که در سکوت تو نهفته ...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰ ساعت ۴:۵۲ ب.ظ توسط محمد
|