صدای چک چک اشکهایت را از پشت دیوار زمان می شنوم

که چه معصومانه در کنج سکوت شب

برای ستاره ها ساز دلتنگی می زنی ... و من می شنوم !

هیاهوی زمانه را که تو را از پریدن و پرکشیدن  باز می دارد ...

آه ! ای شکوه بی پایان من ای طنین شور انگیز من  می شنوم !

به آسمان بگو که من به جای تو می شکنم  هر آنچه تو را شکسته  و می شنوم !

هر آنچه را که در سکوت تو نهفته ...