کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دوست

و زنجیر کردن یک روح را
  خواهی آموخت


اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر


و یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستند

و هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.


و یاد میگیری که همه ی راههایت را همین امروز بسازی

که خاک فردا برای خیال ها مطمئن نیست

و آینده امکانی برای سقوط به میانه ی نزاع در خود دارد
کم کم یاد میگیری

که حتی نور خورشید میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری.

بعد باغ خود را میکاری و روحت را زینت میدهی

به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.


و یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی...  که محکم هستی..

  که خیلی می ارزی.   و می آموزی و می آموزی