دلم می گیرد


از روز هایی

که دارند بدو بدو می آیند

بین من و تو بنشینند

تا دل هایمان یادشان برود تپیدن را

و نگاه مان جلیقه نجات تنش باشد

به وقت غرق شدن توی چشم های هم دیگر

پاهایمان متنافر قدم بر دارد

توی قصه " تو و من "

دلم می گیرد

از روز هایی

که دارند بدو بدو می آیند