خدایا فقط خودت
گذر عمر پی حادثه ها می گذرد
آنچه باقی است غم و غصه ان می گذرد
یاد ایام برای دل ما میماند
که همان نیز چه عجب میگذرد.
زندگی آدم ها بسیار زمخت شده است.
خشم حسادت حرص و اضطراب و نفسانیت.
زندگی بیشتر ادم ها را ویران کرده است .
باید زمختی زندگی را بر طرف کرد و پیرایه ها را از دل زدود
زندگی باید به شعر و شور و شعور تبدیل شود
این گونه است که زندگی زیستنی میشود .
همین که هستیم دلیل ان است که خدایی است
همین که نفس میکشیم
زیرا هر نفسی که فرو میرود با خود جذبه و سر مستی می اورد
زندگی را باید به رقص اورد زندگی را باید به اواز خواند
زندگی چیزی نیست بر سر تاقچهء عادت از یاد من و تو برود .
ما بالهایی برای پر یدن داریم اما ان ها را باز نمیکنیم .
همواره عازم تجربه های ناشناخته باش
تکرار شناخته ها و تجربه های کهنه ملا ل اور است .
پرندهء در حال پرواز نماد همین معنا است .
خداوند نیز هیچ گاه به کهنه رضایت نمیدهد
جهان مدام میمیرود و جهانی نو بدنیا میاید
فاصلهء مرگ و زندگی چنان کوتاه است که ما
هر گز متوجه آن نمیشویم .
ازاد باش ازادی تنها چیز با ارزش زندگی است .