من و اون دل دیوونه که همیشه هوای با تو بودن رو داره

کنج دل ها و  با یه  رویای خیس انتظار دیدن تو رو داره

من و اون چشم سیاهت که گمم کرده در اعماق خیالت

در فراسوی لبا یی که نشسته کنج یک راه درازی

من و اون ابروی باریک و دو چشم گربه ایت باد بارون و نگاه دیدنیت

همچنان از روی احساس لطیف شاد میشم مست میشم

ارغوانی به همانند گل یاس میشم

من و اون حال و هوای تازگی ت آراستگیت

عاشق و در به در میشم بی دست و پا میشم

ساده بگم من خودم و گم می کنم

****************************************

(( به کسی نگید خودم گفته بیدم ))