در راه عاشقی

در تنور عاشقي سردي مکن ، در مقام عشق نامردي مکن
حرف مردي ميزني مردانه باش ، در سراي عاشقي افسانه باش . . .
******
چه حقیر است این عشق، گر بماند به میان من و تو، خود بمیرد در خود، گر ببندد در خود،
و بماند به میان من و تو . عشق در بسته ، ناسزایی ست به عشق همگان .
او که سیبی را دوست می دارد، به همه مهر می ورزد.
که همه از گوهریکتایند. من به خوبی می دانم، که ورای من و تو ، هستی هست ،
عشق ما می میرد،مگر آزادشود.. رفتنت رنج من است ،
رنج من عشق من است ، پس رهایت خواهم کرد ، که تو را آزاد دوست می دارم ...
+ نوشته شده در جمعه ۲۵ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۵:۵۷ ب.ظ توسط محمد
|