در تنور عاشقي سردي مکن ، در مقام عشق نامردي مکن


حرف مردي ميزني مردانه باش ، در سراي عاشقي افسانه باش . . .


******

چه حقیر است این عشق، گر بماند به میان من و تو، خود بمیرد در خود، گر ببندد در خود،


و بماند به میان من و تو . عشق در بسته ، ناسزایی ست به عشق همگان .


او که سیبی را دوست می دارد، به همه مهر می ورزد.


که همه از گوهریکتایند. من به خوبی می دانم، که ورای من و تو ، هستی هست ،


عشق ما می میرد،مگر آزادشود.. رفتنت رنج من است ،


رنج من عشق من است ، پس رهایت خواهم کرد ، که تو را آزاد دوست می دارم ...