تنهایی
.jpg)
هیچکس با من نیست !...مانده ام تا به چه اندیشه کنم...مانده ام در قفس تنهایی...
در قفس میخوانم... چه غریبانه شبی ست... شب تنهایی من!...
به پیش روی من تا چشم یاری می کند دریـــــاست.
به پیش روی من تا چشم یاری می کند دریـــــاست.
چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست.
در این ساحل که من افتاده ام خاموش غمم دریــــــــــا دلــــــــــم تنهــــــاست
عاقبــــت باید رفت .
عاقبت باید گفــــت.
با لبی شاد و دلی غرفه به خون که خدا حافظ تو. گر چه سخت است
عاقبــــت باید رفت .
عاقبت باید گفــــت.
با لبی شاد و دلی غرفه به خون که خدا حافظ تو. گر چه سخت است
پس از رفتن تو خو نمودن به غم تنهایی.
عاقبت باید رفت ... عاقبت باید گفت....با لبی شاد و دلی غرقه به خون....
که خــــداحافظ تــــو.
عاقبت باید رفت ... عاقبت باید گفت....با لبی شاد و دلی غرقه به خون....
که خــــداحافظ تــــو.
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۹:۷ ب.ظ توسط محمد
|