خدایا

خدايا تو را شکر ميکنم که اشک را آفريدي که عصاره ي حيات انسان است
آنگاه که در آتش عشق ميسوزم يا در شدت درد ميگدازم
يا در شوق زيبائي و ذوق عرفاني آب ميشوم و سراپاي وجودم
روح ميشود لطف ميشود عشق ميشود سوز ميشود
و بعنوان زيبا ترين محصول حيات که وجهي به عشق و ذوق دارد و
وجهي ديگر به غم و درد در دامان وجود فرو ميچکد.
ای خداي بزر،اگر از من سندي بطلبد , قلبم را ارائه خواهم داد و
اگر محصول عمرم را بطلبد,اشک را تقديم خواهم کرد
خدايا
تو مرا فرياد کردي که همچون رعد در ميان توفان حوادث بلرزم
تو مرا درد و غم کردي تا همنشين محرومين و دلشکستگان باشم
تو مرا برق کردي که تا آسمان ظلمت زده بتازم و سياهي اين شب ظلماني را بدرم
تو مرا توانا کردي که هنگام درد و غم و شکست و فشار ناراحتي وجود داشته باشم
و هنگام پيروزيو جشن و تقسيمه غناعم دامنه خود بر گيرم و در کوير تنهائي با عشق خود بمانم.
خدايا تو را شکر ميکنم
که غم را آفريدي و بندگان مخلص خود را به آتش آن گداختي و
مرا از اين نعمت بزرگ توانگر کردي.
خدايا تو را شکر ميکنم
که به من درد دادي و نعمت درک درد عطا فرمودي
که جانم را به آتش غم سوزاندي و قلب مجروهم را براي هميشه داغ دار کردي
دلم را سوختي و شکستي تا فقط جايگاه یکی باشد...