http://justkhodam.persiangig.com/weblog/TIERD.JPG

عاشقی سوخته ای بی سر و سامان دیدیم


گفتم ای یار مکن در سر فکرت جان را

نفسی سرد برآورد و ضعیف از سر درد


گفت بگذار من بی سر و بی سامان را

پند دلبند تو در گوش من آید هیهات


من که بر درد حریصم چه کنم درمان را