عاشقی دیوانه...

/بهار که می شود دلمان کمی تنگ می شود/
/یادی از گذشته کمی تسکین دردمان می شود/
/در هوای تازه کم کم غم هویدا می شود/
/ بودن کنار تو در سال کم و کمتر می شود/
/بهم ریخته و خسته از این تکرارها می شود/
/وقتی دلی در بهار دلتنگ یار می شود/
/ داغ دل تازه و اشک بی اختیار می شود/
/یاد اَن بودن کنارت ،غم فراوان می شود/
/یک بهارست و بهار خزانی می شود/
/گویی این دل مرده و تنهای تنها می شود /
/در بهار سر سبز،این دل سرابی می شود/
/اشک می ریزد دل و این دل هوایی می شود/
/مرده این دل اَری تنها و غمگین می شود/
/زین پس از داغ نگارش خاکستر می شود/
+ نوشته شده در شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۶:۲۰ ب.ظ توسط محمد
|