گرمن زمی مغانه مستم هستم
ورعاشق ورندوبت پرستم هستم
هرکس به خیال خودگمانی دارد
من خوددانم هرانچه هستم مستم



باتوبه خرابات همی گویم راز
به زانکه کنم بی توبه محراب نماز
ای اول وای آخروجزتوهمه هیچ
خواهی تومرابسوزخواهی بنواز



یک جرعه می زملک کاووس به است
وزتخت قبادومسندطوس به است
هرآه که عاشق به سحرگاه کند
ازناله زاهدان سالوس به است



خورشیدسپهربی زوالی عشق است
مرغ چمن خجسته فالی عشق است
عشق آن نبودکه همچوبلبل نالی
هرگه که بمیری وننالی عشق است.