غرور

با اون غرور لعنتی زندگیمو بهم زدی
ازم گرفتی عشقتو بختمو بد رقم زدی
گفتی بشین تو قلب من چیزی نگوجایی نرو
گفتی به جز من تو دلت حتی نباشه ارزو
با هیچکی گفتی حرف نزن نگاه نکن به هیچکسی
گفتی جز این اگه بشه دیگه به من نمیرسی
دیوونه چشات بودم گفتم که هر چی تو بگی
صدات بهم نفس میداد گفتم همینه زندگی !
از همه کس گذشتم و با همه عالم بد شدم
دیوونه تو بودن و از زندگی بلد شدم
میگفتی گهگاهی به من یه جمله دوستت دارم
من به همین راضی بودم که از تو دست برندارم
اما یه روز رسید و من از چشمای تو افتادم
منی که حتی جونمو برای چشمات میدادم
تمام زندگیم بودی چرا باهام غریب شدی؟
نمیشناسم دیگه تورو یه جورایی عجیب شدی
دوروبرت شلوغه نه؟ روزات قشنگه این روزا؟
واسه تو تکراری شدم؟ آره همینه بی وفا ؟
این رسم عاشقی نبود! زندگیتم عادی میشه
اون وقت میفهمی هیچکسی مثل من عاشق نمیشه