ادعای رفاقت...
من همونم که همیشه غم و غصم بی شماره
اونی که تنها ترینه حتی سایه هم نداره
این منم که خوبیامو کسی هرگز نشناخته
اون که در راه رفاقت همه ی هستیشو باخته
هر رفیق راهی با من دو سه روزی همسفر بود
ادعای هر رفاقت واسه من چه زود گذر بود
هرکی با زمزمه ی عشق دو سه روزی عاشقم شده
عشق اون باعث زجر همه ی دقایقم شد
اون که عاشق بود و عمری از جدا شدن میترسید
همه ی هراس و ترسش به دروغش نمی ارزید
چه اثر از این صداقت ، چه ثمر از این نجابت
وقتی قدر سر سوزن به وفا نکردیم عادت
اونی که تنها ترینه حتی سایه هم نداره
این منم که خوبیامو کسی هرگز نشناخته
اون که در راه رفاقت همه ی هستیشو باخته
هر رفیق راهی با من دو سه روزی همسفر بود
ادعای هر رفاقت واسه من چه زود گذر بود
هرکی با زمزمه ی عشق دو سه روزی عاشقم شده
عشق اون باعث زجر همه ی دقایقم شد
اون که عاشق بود و عمری از جدا شدن میترسید
همه ی هراس و ترسش به دروغش نمی ارزید
چه اثر از این صداقت ، چه ثمر از این نجابت
وقتی قدر سر سوزن به وفا نکردیم عادت
+ نوشته شده در جمعه ۳ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۹:۲۳ ق.ظ توسط محمد
|