چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
چون چراغ لاله سوزم د رخیابان شما
ای جوانان عجم! جان من و جان شما۱
ای جوانان عجم! جان من و جان شما۱
غوطه ها زد در ضمیر زندگی اندیشه ام
تا به دست آورده ام افکار پنهان شما۲
مهر و مه دیدم، نگاهم برتر از پروین گذشت
ریختم طرح حرم در کافرستان شما۳
تا سنانش تیزتر گردد، فرو پیچیدمش
شعله ای آشفته بود اندر بیابان شما۴
فکر رنگینم کند نذر تهیدستان شرق
پاره ی لعلی که دارم از بدخشان شما۵
می رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند
دیده ام از روزن دیوار زندان شما
حلقه گرد من زنید ای پیکر آب و گل!
آتشی در سینه دارم از نیاکان شما۶
پانوشت:
۱- چراغ لاله: نوعی چراغ با شوعدان که شیشه ای بلند و استوانه ای و تقریباً شکل گلبرگ های گل لاله دارد، عجم: غیر عرب، ایرانی
۲- ضمیر: باطن
۳- پروین: خوشه ی پروین، صورتی فلکی مرکب از شش ستاره ی قابل رویت و چندین ستاره ی دیگر که با چشم دیده نمی شود
۴- سنان: سرنیزه
۵- بدخشان: منطقه ای در افغانستان امروزی که لعل معادن آن بسیار مشهور است
۶- زیور عجم
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۴:۲ ب.ظ توسط محمد
|