چت روم 2روزه

راز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کن


بی خودتر از اینم کن و از خود به درم کن

یک جرعه چشاندی به من از عشقت و مستم


یک جرعه ی دیگر بچشان، مست ترم کن

شوق سفرم هست در اقصای وجودت

لب تر کن و یک بوسه جواز سفرم کن

دارم سر پرواز در آفاق تو، ای یار

یاری کن و آن وسوسه را بال و پرم کن

عاری ز هنر نیستم اما تو عبوری

از صافی عشقم ده و عین هنرم کن

صد دانه به دل دارم و یک گل به سرم نیست


باران من خاک شو و بارورم کن

افیون زده ی رنجم و تلخ است مذاقم


با بوسه ای از آن لب شیرین شکرم کن

پرهیز به دور افکن و سد بشکن و آن گاه


تا لذت آغوش بدانی، خبرم کن

شرح من و او را ببر از خاطر و در بر


بفشارم و در واژه ی تو، مختصرم کن