سکوت بدون تو...

دلم امشب دوباره بی قرار است گرفتار سکوتی مرگبار است
ندارد یکدم آرامش به سیننه چو مرغی در قفس فکر فرار است
فشارد بغض تنهایی گلویش وجودش از همین رو در فشار است
نمی داند که دردش چیست یارب ویا از بهر چه اندوهبار است
ندارد با کسی پیمان وعهدی ولی با این همه چشم انتظار است
نه میل رفتنش باشد نه ماندن اسیر لحظه های انتظار است
+ نوشته شده در سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۲۹ ب.ظ توسط محمد
|