یادم رفت...

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت
خیره در چشم تو آنقدر که غمم یادم رفت
نذر چشمان تو هر شب به حرم میرفتم
محو چشمان تو بودم که حرم یادم رفت
بین دستان تو با من دو قدم فاصله بود
دو قدم فاصله تنها، دو قدم یادم رفت
خواستم نام تو هر روز به یادم باشد
پشت دستم بنویسم ... که قلم یادم رفت
کاش میشد به من و حرف دلم گوش کند
کاش باور بکنی حرف دلم خودم رفت...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۲۶ ق.ظ توسط محمد
|