چت روم 2روزه
من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندی

مشت بر مهرهء تنهایی من پیچاندی 

مهر دستان تو دنبال دعایی می گشت 

بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی 

ذکرها گفتی و بر گفتهء خود خندیدی 

از همین نغمه تاریک مرا ترساندی 

بر لبت نام خدا بود خدا شاهد ماست 

بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی 

دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت

عادتت را به غلط چرخهء ایمان خواندی

قلب صد پاره من مهرهء صد دانه نبود 

تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی

جمع کن رشتهء ایمان دلم پاره شده ست 

من که تسبیح نبودم تو چرا چرخاندی؟