چت روم 2روزه

نمي دانم چـرا ؟!

اين روزهـا

در جواب هـــركه از حالم مي‌پرسـد

نمی‌گويـم: " دلتنگی "

خنده‌ام مي‌گيرد، پس از مدت‌ها بي‌خيالی

يگويم: دلتنگی

يا خويش به بازی گرفته‌ام

يا واژه‌ صورتک دلتنگی برايم معنی پيدا نمی‌کند

بازی تمام شده! مخاطب ممنوع

دگر دلتنگ نمي‌شوم وقتي دلی نيست

من ساده اگر دلتنگ نمی‌شوم

هر چه می‌گردم نيست

زيرا ياد‌ها را، به قلمی ز در خاطره حک کرده‌ام

و ديگر نگاهش هم نمی‌کنم

گذر حال، زمان را به ياد من می‌آورد

و تنها يادِ، مانده برايم اينست که

من دگر دلم را به خدا سپرده‌ام