دل بی قرار
دلم شده جدا جدا
خدا بده بهم امان
خدا منم محمد یه بنده ای به حکمت
درد دلم زیاده هر چی بگم کم گفتم
خدا شدم یه ساقی دچار سرق واهی
نشون به اون نشون که هرشب واست اشک میریزم
خدا دلم گرفته راهی واسم نمونده
خدا شدی اول کلام باز می کنم درد دلم(دلام)
خدا شدم جادوی تو حیران شده در دست تو
هر که ندونه ای خدا خود شاهد و خود عالمی
من بنده ای ناچیزم در حسرت ۲ چیزم
اول یه صبر جاودان دوم یه عمر کوتاه
ای خدا اول کلام من تویی
درد دل را به که گویم یار من تویی
ای خدا گشتم دیوونه
کنج این شهر ویرونه
منم و یه دل پر از غم
ای خدا برس به دادم
هر طلوعی هر غروبی هر نگاهی هر جدایی
من طلوعت را شکر گویم پس غروبم را عطا کن
من نگاهت دوست دارم پس نگاهت را رها کن
ای خدا ای بهترینم حرف دل حرف کمی نیست
بحث بحث موندنم نیست بحث بحث رفتن است
ترک این میخانه ی پر نفرت است
ای خدا شدم پاینده سرگشته ای وامانده
خداخداخدایم این دل بی قرارم
گوید که هست یارت خدا
پس من بگم دائم خدا ***** یارم خدا عشقم خدا