سلام  خدا

دنبال فرصت میگشتم تا مادرم از روی جانمازش بلند بشه من بیام باهات حرف بزنم

خدا یا دلم برات تنگ شده میدونم که تنهایی من همیشه برای تنهایی تو گریه میکنم

 ولی کسی دلیل گریه منو نمی دونه

خدایا

من نمیخوام بزرگ بشم اخه ادم بزرگا تو رو فراموش میکنن  همش با هم دعوا میکنن

 بابام وقتی میخوادمامانم رو دعوا کنه منو میبره تو اتاقم ولی نمیدونه که تو داری

میبینیش از من خجالت میکشه ولی از توخجالت نمی کشه

خدایا

به  بابا و مامانم کمک کن اونا غیر تو کسی رو ندارن

خدایا

 خداحافظ مامانم داره سجادشو جمع میکنه