می گویم
از تمام همسفران با وفایم در سفر کوتاه و بلند زندگی
از مردم می گویم:
از مردم که یاد اور جفایند
یاد اور زخم های نمک خورده
یاد اور بغض های در گلو مانده
از تو می گویم:
از تو که یاد اور رنجی
یاد اور غرور
یاد اور بی وفایی
از خدا می گویم:
از خدا که تنها پناهم بود در روزهای بی پناهی
از خدا که اشیانه ی ارامشم بود در روزهای نا ارامی
از خدا که اغوشش برایم گرم بود در روزهای سرد وپاییزی
از طرف باران بهاری