روزی میرسد که...
روزی خواهد رســــــــید....
که دیگـــــــــر....
نه صدایم را بشنــــــــوی...
نه نگــــــــاهم را ببنی...
نه وجودم را حس کنـــــــــی....
و میشویی...با اشکت....
سنگ قبر خاک گرفته ی مرا.....
و ان لحظه است...که معنی تمام
حرف های گفته و نگفته
ام را میفهمی
ولی....من ...دیگر ...نیستم....
+ نوشته شده در شنبه ۹ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۸:۳۵ ب.ظ توسط محمد
|