روزها
این روزهاحس می کنم از عشق سرشارم
حس می کنم حال و هوای دیگری دارم
این من که میبینی ، من یک سال پیشم نیست
پیداست این از چهره ام ، از شوق بسیارم
حس می کنم چیزی که از چشم تو می آید
این روز ها جا می کند در عمق پندارم
در خواب هم نام قشنگت بر لبم جاریست
یعنی به یاد تو ، میان خواب ، بیدارم
در این غزل تصمیم از آن چشمهایت بود
بی میل تو یک بیت هم ننوشت خودکارم
پیداست تکلیف من ... تو می دهی اما
با این سکوت شیطنت آمیز آزارم
می خواهی از من بشنوی آنچه نباید گفت؟
باشد ...
می گویم ...
هزاران بار دوستت دارم ...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت ۹:۳۵ ق.ظ توسط محمد
|