شب

شب در انتظار من...
من در انتظار شب...
باز هم شب آمده است...
او کجا و من کجا....؟!!!
تو کوچه پس کوچه های خاطرم
زیر بارون عطر نفسهاش
آره باز هم دستم تو دستاش
موهای لطیف باد رو شونه می زنم
ولی ای کاش می دونست
اونی که هر لحظه براش مرده منم.....!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۳:۴۵ ب.ظ توسط مرد
|