درد دوری

سوختم و شکستم ، به تو که رسیدم
همچو یه یک شاخه خشکیده دوباره شکفتم
در اینجا نه هوایی است نه بارانی ،
عشق من ببار که تو یک فرشته نجاتی
مگر میشود بی تو این زندگی را سر کرد
این درد دوری ات بود که چشمهایم را تر کرد…
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۷:۲ ب.ظ توسط محمد
|