مَن در اِنتِظارِِِِ تو نمی مانَم

مَن بَعد اَز رَفتَنَت اَشکی نَدارَم بَرایِ ریختَن

مَن روز هایَم را با یاد تو سَر نِمی کُنَم

بَستِه بَستِه سیگار  می کشم

هَر پوک مُحکَم تَر

یادِه تو را با هَر پوک دود می کُنَم

خیالی نیست مَن بی تو هَم می مانَم

اَمّا تَنها