علاقه

دختری از پسری پرسید : آیا من نیز چون ماه زیبایم ؟
پسر گفت : نه ، نیستی دختر با نگاهی مضطرب پرسید :
آیا حاضری تکه ای از قلبت را تا ابد به من بدهی ؟
پسر خندید و گفت : نه ، نمیدهم
دختر با گریه پرسید : آیا در هنگام جدایی گریه خواهی کرد ؟
پسر دوباره گفت : نه ، نمیکنم دختر با دلی شکسته از جا بلند شد
در حالی که قطره های الماس اشک چشمانش را نوازش میکرد
اما پسر دست دختر را گرفت ، در چشمانش خیره شد و گفت :
تو به انداره ی ماه زیبا نیستی بلکه بسیار زیباتر از آن هستی
من تمام قلبم را تا ابد به تو خواهم داد نه تکه ای کوچک از آن را
و اگر از من جدا شوی من گریه نخواهم کرد بلکه خواهم مرد
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۴:۹ ب.ظ توسط مرد
|