آي ... انسان
آي ... انسان
اي سوار سركش مغرور !
اي شتابان رهرو گمراه !
اي بغفلت مانده ي خود خواه !
هان..!عنان بركش سمند باد پايت را
نيك بنگر گوشه اي از بيكران ملك خدايت را
لحظه اي با چشم بينش كهكشان ها را تماشا كن
چشم سر بربند
چشم دل بگشاي
روشنان بيشمار آسمان ها را تماشا كن
هر چه بالاتر پري اين آسمان را انتهايي نيست
بيكران آفرينش رابجز جان آفرين فرمانروايي نيست
جاده هاي كهكشان تابي نشان جزرد پايي نيست
زير سقف آفرينش -
صد هزاران جرم رخشان است كز چشم تو پنهان است
اينهمه نقش عجب را نقشبندي هست بيمانند
كوردل آنكس كه پندارد خدايي نيست
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۸:۲۵ ب.ظ توسط محمد
|