چند روزي است

چند روزي است
در حوالي خواب و رويا
يا ميان كاغذ پاره هاي بي فردا
تا مژه هايم به هم مي رسند
چشم در چشم من
يكه تازي مي كند
دست مي برم و بيرون مي كشم
از كاسه مغزم
اين خاطره سركش پوسيده را
+ نوشته شده در دوشنبه ۲ دی ۱۳۹۲ ساعت ۶:۳۰ ب.ظ توسط محمد
|