تنهایی!!!

برا دیدنت بی تابم…آنقدر ک میتوانم چـــند برابر این سالــها گریه کنم!
همان گریــــه هایی ک بــــرایت مهم بود…
اما این بار شک دارم…مثـــل گذشته سرم را در آغوشت بگیریو…در حالی ک خودت گریه میکنی مرا بخندانی…
«دلـــــــــــــــــــم بـــــــــــــرای دیــــــــــــــــدنت…لکـــــــــــ زده.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲ ساعت ۳:۴ ب.ظ توسط محمد
|