خسته نشو دلم ....... مدام در دریای زندگی پارو بزن

بشتابید ای ثانیه ها .. دقیقه ها منتظرند
با دستانی گشوده و لبخندی بر لبانشان
دل من .. تو نیز از پای منشین
که جاده های زندگی سکون را نمی شناسند هیچ
در حرکت است که به اوج می رسی یک روز
پس عجله کن .. هم پرواز رویاهایت .. بر بال ابرها باش
نگاه در نگاه زندگی بدوز دوباره و سوت زنان طی کن مسیر زندگی
گوش کن دلم .. صدایی تو را می خواند مدام
صدایی در انتهای جاده که به تو می گوید
تا رسیدن به قله راهی نیست .. خسته نشو
نفس بگیر دوباره و دست به زانو بزن و تکیه کن به پاهایت که ناتوان شدند کنون
امید داشته باش .. که بی امید .. روز هم همچو شب سیاه و دلگیر می شود
زنده باد دلم که پر امید .. به سوی هدف روانه است
اگرچه این هدف روی قله هست
اگرچه راه دور و مسیر دشوار می نمایدش
زنده باد دلم که سخت جانی می کند مدام
تا نبیند مرگ خود ... در طوفان زندگی
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۰ ساعت ۹:۵۳ ق.ظ توسط محمد
|