طوفان
امشب در دریای عشق تو آنقدر شنا می کند دلم
تا به خورشید نگاهت برسد
که در افق .. سر از عمق مهربانیت در می آورد
و به روز و روشنی ... سلامی تازه می دهد
امشب .. دریای دلم آرام است
چون که تو .. ماه آسمانش هست
و نگاهت .. خورشید سپیده دمانِ آن
با وجود پاک و مهربان تو
هر چه هست .. قشنگ است و خواستنی
با وجود تو .. آسمان .. زمین .. زمان .. همه رامِ دلِ منند
با من بمان ... تا خود سحر ... تا آنزمان که گنجشکهای مست نغمه سر کنند
بیا به خواب من ...
تا شب مرا ... پر از رنگین کمان کنی
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۰ ساعت ۹:۵۹ ق.ظ توسط محمد
|