دولت عشق
یاد باد آنکه سر کوی تو ماوایم بود
دیدن حسن تو هرروز تمنایم بود
کارتن خواب سرکوی تو بودم هرشب
عکس زیبای تو در زیر مقوایم بود
یاد باد آنکه دلم پیش دلت بود گرو
لب بشقابی تو آخر رویایم بود
یاد باد آنکه چو لب بهر سخن وا کردی
غیر گوشم متوجه به تو هرجایم بود
با خرانی که به جز من به توعاشق بودند
روز و شب بر سر دیدار تو دعوایم بود
یک نماینده مجلس شده بودم کامل
چین گیسوی شما مجلس شورایم بود
گرچه شورای نگهبان لبت مانع شد!
هوس بوسه ز لبهات به لبهایم بود
سخنان تو مرا در هچل انداخت... بله
من ملک بودم و فردوس بر این جایم بود (1)
(قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود)
ورنه از دست ستم های تو (نی) لایم بود
(من بیچاره چو زلف تو رها می کردم)
وضع من بهتر ازین حالت حالایـم بود
این سوالیست که البته مرا خواهد کشت
پـشت من جای درآوردن بـابـایم بـــود؟
دولت آن است که بی خون دل آید به کنار
نه که دنبال تو باشم و بدوم دنبالت توی ماشین حامل تو به استقبالت
مردم بگویند مجنون شدی؟ بگم نه آنکه در توی اتول بود حمیرایم بود...!
(1) مصرع تصویری ست. با دست نشان دهید فردوس در کجایتان بود