تهنای تهنا

دلم از دست خذا خونه

چرا تقدیرمو اینجور نوشته

چرا باید به هر کی دل می بندم

زمونه زود اونو ازم بگیره

چرا تقدیر من تنهاییست

چرا بین هزاران صد ستاره

نصیب من بشه یک تک ستاره

به نام شوم تنهایی

مگه آخر گناهم چیست

که باید تا ابد تنها بمونم

چرا تقدیر من اینقدر شومه

نه اصلا این نبود رسمش

چرا باید به این زودی

جدا شیم ما دو تا از هم

هنوزم باورم نیست

که داری میری از پیشم

خداوندا...

بگیر از من تموم زندگیمو

ولی اونو نگیر از من.