نابود شدم

توازمن ساده دل کندی نگواین کار تقدیره
عجب جایی شده قلبت یکی میاد یکی میره
چه تلخه این دم اخر که راهی غیر رفتن نیست
مدارا کن نگو بامن که این عشق وصله من نیست
دلت از شادی لبریزو دلم اشوبه اشوبه
تحمل میکنم وقتی میبینم حال تو خوبه
حالا هم بغض من اشکه که می افته به ناچاری
نمی دونم که این روزا توازحالم خبر داری؟
من امشب اخردنیام ببین عشقت چه بامن کرد
حرومم کردی اما من حلالت میکنم برگرد...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۹:۵۸ ق.ظ توسط محمد
|