در بلندای قله برفی آرزوها

كه زره زره آب می شوند

روزگارم را

با باران اشك هایم می شویم

همراه با طعم كس تنهایی

و این چنین است كه:

روزها دلم ابری ست

و شب هایم با خط كشیدن روی شیشه های

بخار زده می گذرد.