باران

در بلندای قله برفی آرزوها
كه زره زره آب می شوند
روزگارم را
با باران اشك هایم می شویم
همراه با طعم كس تنهایی
و این چنین است كه:
روزها دلم ابری ست
و شب هایم با خط كشیدن روی شیشه های
بخار زده می گذرد.
+ نوشته شده در یکشنبه ۸ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۹:۲۹ ق.ظ توسط محمد
|