تسلیت

نوازش كن مرا با دست هاي خيس از عشقت
سرم را سخت در بر گير
كه مي خواهم ببارم من به دشت شانه هايت
......مرا بنگر چنان كز عشق آتش گيرد
اين غمهاي پنهانم
مرا بنشان چنان كه از ماه رويت
چراغاني شود شبهاي بيابانم
بيا
بيا بنگر بيا بنشان
بيا آتش بزن درد هاي بي پناهي را
بيا بر هم بزن رسم جدايي را
بيا كز دوريت جانم بيابان است
بيا بنگر كه نام تو
در اين شبهاي تنهايي
مرا مي سوزاند
پناهم ده در آغوشت دلم تنگ است..
+ نوشته شده در یکشنبه ۸ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۹:۴۷ ق.ظ توسط محمد
|