باران که می بارد تو در راهی

از دشت شب تا باغ بیداری

از عطر عشق و آشتی لبریز 

با ابر و آب و آسمان جاری

غم می گریزد ، غصه می سوزد

شب می گدازد ، سایه می میرد

تا عطر آهنگ تو می رقصد

تا شعر باران تو می گیرد

از لحظه های تشنه بیدار

تا روزهای بی تو بارانی

غم می کشد ما را و می بینی

دل می کشد ما را تو می دانی .......