نمیشه فراموشت کرد
هر کاری کردم که تو رو گم کنم از خاطرهام
به در بسته خوردمو باز از تو گم شد لحظه هام
خاطرهای بودنت چه جور فراموشش کنم؟
دلی که تو آتیش زدی چه جوری خاموشش کنم؟
جای نگات رو پر نکرد هیچ کسی با هر چی که بود
انگاری تو خون منی تو پوست و گوشت و تار و پود
دروغ نمیگم بعد تو خیلی ها رفتن و اومدن
اما توی نگاه من هیچ کدومش تو نشدن
فکر نکنی ازت میخوام بیای و با من بمونی
اینا رو گفتم که فقط صداقتم رو بدونی
من نمیخوام که مثل تو هرزی باشم توی دمن
من عاشق عشق میمونم ، تو دیگه مردی واسه من
هنوزم کوچه ی دیدار ما بوی تو داره
نگاه و بوسه های شب رو یاده من میاره
شب میلاد من بود و تو هم بودی دوباره
شبی تاریک اما چشم های تو تک ستاره
تموم دنیا و بزرگی هاش فقط یک کوچه
تموم کوچه و پنجره هاش شاهد ما بود
گرفتم دستاتو تو گفتی با چشم هات عاشق هستی
آخه چشم های ناز تو فقط قاصد ما بود
تن و روح و دل و جونم کلید قفل زندونم
دلت یک عمره که خسته است تو چشات اینو میخونم
مثل ابری مثل بارون واسه کویر خشکیدم
یک دنیا عشق یک دنیا نور توی برق چشات دیدم
نه امروزی نه دیروزی مثل نفس تو هر روزی
مثل شمعی واسه خوبی که میسازی که میسوزی
غمش با من خوشیش با تو تمام دلخوشیش با تو
هنوز هم رو تنم مونده بوی عطر نفس هاتو
